صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۷  ، 
کد خبر : ۵۰۰۵۷
روح‌الله حسینیان و احمد زیدآبادی برگزار کردند

مناظره ای درباره مصدق

اشاره: انجمن اسلامی دانشگاه ابوریحان برای تجلیل از دکتر مصدق و به مناسبت سالگرد فوت وی مراسمی در چهاردهم اسفند برقرار کرده و از احمد زید آبادی برای سخنرانی در این جلسه دعوت نمود. همزمان نیز از روح الله حسینیان دعوت نموده بود. انجمن اسلامی که باور نمی کرد حسینیان به دعوت آنها در این جلسه پاسخ بگوید، غیرمنتظره دعوت آنان را پذیرفت و جلسه تبدیل به یک مناظره گردید. گزارش این مناظره که در سایت آفتاب، روزنامه شرق و چند رسانه دیگر به صورت یکجانبه، تحریف شده و غیرواقعی آمده بود. آنها حتی دشمنی خود را در الفاظ نتوانسته پنهان کنند در همه جا از زیدآبادی به نام روزنامه نگار نام می برند و در مورد طرف وی می نویسند حسینیان ادعا کرد یا به ادعای حسینیان.صبح صادق به منظور تنویر افکار ، قسمت هایی از این مناظره را که مورد غفلت قرار گرفته عیناً از روی نوار منتشر می کند. شایان ذکر است فایل صوتی کامل این مناظره بزودی توسط سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

در ابتدای جلسه، مجری انجمن اسلامی ابتدا حسینیان را مورد انتقاد قرار داد و سپس زیدآبادی با جوسازی سخنان خود را آغاز کرد و گفت البته آقای حسینیان هر چه می خواهند بگویند آزادند؛ ولی من نمی توانم؛ زیرا یک بار در زندان به من گفتند تو به شیخ فضل الله نوری گفته ای شیخ فضل الله با همه عقب افتادگی... و این توهین است.
زیدآبادی،آیت الله کاشانی را متهم به قدرت طلبی کرد و گفت اگر می خواهیم نمونه اش را ذکر کنیم آقای ها شمی رفسنجانی است که همیشه می خواهد در موضع قدرت باشد. وی سپس فدائیان اسلام را مورد انتقاد قرار داد و گفت رهبر آنها سواد اسلامی نداشت و فقط دنبال خشونت بودند.
حسینیان با قرائت آیه فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه گفت قول حسن، قولی است که سدید باشد؛ قولوا قولاً سدیدا قول مستند و محکم است. البته قول سدید هم در فضای عادلانه اثر می کند. این فضایی که در این جلسه یک طرفه به وجود آمده نمی توان بحث علمی کرد. من از آقای زیدآبادی و مجری می خواهم که اجازه دهند مصدق را در یک فضای علمی نقد کنیم. البته اگر اینجا میتینگ سیاسی است من هم با ادبیات سیاسی مواجهه خواهم کرد.
حسینیان در مورد نقد آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام گفت: چون موضوع مربوط نیست من وارد بحث نمی شوم و به موضوع بحث مصدق می پردازم.
حسینیان در مورد مصدق گفت تعاریف مختلفی از وی شده یک طرف او را ناسیونالیست، مبارز ، و لیبرال دموکرات می خوانند و طرف مخالف وی را قدرت طلب، فرصت طلب، دیکتاتور و امام هم وی را غیر مسلم نامید.
حسینیان در مورد ناسیونالیست نبودن مصدق گفت: ناسیونالیست باید عشق و تعصب به وطن داشته باشد، چگونه فردی را که در خاطراتش می نویسد «من تصمیم داشتم در سوئیس زندگی کنم و در خواست اقامت دائم دادم ولی چون مطابق قوانین سوئیس باید 10 سال در آنجا اقامت داشته باشم و من چهار سال اقامت کرده بودم»، می توان ناسیونالیست نامید؟
حسینیان در مورد مبارز بودن مصدق گفت: یک مبارز واقعی باید همواره با شکل های مختلف در حال مبارزه باشد. مصدق هر وقت شرایط را آزاد می دید حضور پیدا می کرد. هرگاه اوضاع را سخت می دید به «احمد آباد» پناه می برد و به سرپرستی املاک خود می پرداخت. مصدق قبل از نخست وزیری پنج ماه بازداشت شد که دوبار دست به خودکشی زد. کسی که پنج ماه را نتواند تحمل کند نمی توان او را یک مبارز نامید.
زیدآبادی گفت: مصدق یک مبارز و دموکرات بود. حتماً تحت فشار مأموران دست به خودکشی زده. مصدق انتخابات مجلس هفدهم را نیمه کاره تعطیل کرد به دلیل اینکه مردم آگاه نبودند؛ لذا تحت تأثیر ارباب ها به صندوق، رأی می ریختند و مصدق چاره ای جز تعطیل کردن انتخابات نداشت.
زیدآبادی در اینجا به مردم ایران هم توهین کرد و گفت انتخابات آن وقت هم مثل الان بود شما می بینید مردم چگونه رأی می دهند.
حسینیان در پاسخ گفت: در مورد خودکشی اینگونه نیست که مصدق تحت فشار بوده است. دولت مراعات وی را کرد و حتی آشپز وی را به همراه وی به بیرجند فرستاد و خود مصدق در خاطراتش اعتراف می کند یا اینکه مأموران با من خوش رفتاری می کردند دست به خودکشی زدم.
زیدآبادی که در استدلال، خود را ناتوان دید، حسینیان را متهم به دیکتاتوری کرد و گفت من از حسینیان با آن سابقه تعجب می کنم که به مصدق ایراد دموکرات نبودن می گیرد.
زیدآبادی گفت من حرف آقای حسینیان را نمی فهمم این سخن مورد تشویق حاضرین قرار گرفت و کف ممتدی زده شد.
حسینیان خطاب به حاضرین گفت: خوشحالم که نفهمیدن آقای زیدآبادی را هم تشویق می کنید. اجازه دهید داستان تاریخی را نقل کنم. طرفداران رضا خان در مجلس جمع شدند و مرگ بر مدرس می گفتند. مدرس گفت: اگر همه عالم مرگ بر مدرس بگویند به تنهایی می گویم زنده باد مدرس. حالا اگر شما یک صدا مرگ بر حسینیان بگویید، تنهایی می گویم زنده باد حسینیان و مطمئن باشید از میدان در نخواهم رفت و تا آخر به نقد علمی خود ادامه خواهم داد. در اینجا فردی با صدای بلند گفت: برای شما کف می زنیم و کف ممتدی شروع شد و جلسه از این لحظه از فضای بسته و خشک خارج شد.
زیدآبادی در مورد اینکه امام خمینی(ره)، مصدق را غیر مسلم خوانده گفت: مصدق یک مذهبی سکولار بوده و آقای خمینی باید بینه اقامه کند. آیت الله العظمی صانعی فرمودند: که منظور امام(ره) مثل این روایت هست که هر کس به مسلمانان کمک نکند مسلمان نیست و نه به معنای کافر.
حسینیان گفت: نظر آیت الله صانعی را قبول دارم، منظور امام(ره) یک مسلمان واقعی بوده. چون مصدق در مجلس پنجم شهادتین خود را گفت و در مجلس چهاردهم گفت من سگ در خانه اباعبدالله حسینم و همین در اثبات مسلم بودن وی کافی است. اما او یک مسلمان واقعی و پای بند به شریعت نبود؛ زیرا روایتی از نماز یا روزه یا حج وی به ما نرسیده، بلکه به عکس آن رسیده است.
شوشتری نماینده مجلس خطاب به مصدق گفت: در مدت تحصن در دربار حتی شما دو رکعت نماز نخواندید. در ماه رمضان مصدق در مجلس آب خورد و سیدضیاء به وی گفت ماه رمضان است تظاهر به روزه خواری نکنید. مصدق گفت مریضم. سیدضیاء گفت حتی اگر مریض باشید نباید به روزه خواری تظاهر کنید. با اینکه به حج می رفتند و حتی امینی در ابتدای نخست وزیری به حج رفت ولی مصدق با اینکه مستطیع بود و اهل سفر به مکه مشرف نشد. بعد از نخست وزیری وی، وقتی بهائیان بنای خشونت علیه مسلمانان را گذاشتند، آیت الله بروجردی، فلسفی را به عنوان نماینده خود نزد مصدق فرستاد تا از ظلم بهائیان به مردم جلوگیری کند. مصدق قاه قاه خندید و گفت: برای من تفاوتی بین مسلمانان و بهایی نیست.
زیدآبادی که خود را سخت در تنگنا قرار می دید مجدداً به آقای ها شمی رفسنجانی پرداخت.
حسینیان گفت: بد نیست برای تغییر جلسه این داستان را نقل کنم. دزدی به منزلی رفت هر چه گشت چیزی گیر نیاورد دید مشق بچه ها پهن است قلم برداشت و تمام مشق بچه ها را خط زد. حالا آقای زید آبادی وقتی چیزی برای گفتن ندارند به آقای ها شمی می پردازند، ولی موضوع مصدق است.
حسینیان یکی از عوامل شکست مصدق را اشرافیت وی خواند که هیچ گاه نتوانست به مردم تکیه کند.
زیدآبادی گفت: این از افتخارات مصدق است به قول آیت الله طالقانی، مصدق مثل موسی در یک خانواده اشرافی متولد شد، ولی از مردم حمایت کرد.
زیدآبادی گفت: مصدق آدم بسیار مودبی بود حتی به رضاشاه و شاه همیشه اعلیحضرت می گفت. حسینیان گفت: البته مصدق از روش چاپلوسی هم استفاده می کرد. هر وقت مناسب بود دست ملکه را می بوسید. (در همین حال حسینیان عکس مصدق را در حال بوسیدن دست ثریا نشان داد که مورد واکنش و تعجب حاضرین قرار گرفت.)
حسینیان افزود: همین مصدق در مجلس خطاب به شاه گفت: من به شاه جوانبخت سوگند می خورم، شاهی که مرا از زندان پدر تا جدارش بیرون آورد. مصدق در همان حالی که در صدد تضعیف شاه بود در متن قرآن نوشت: سوگند می خورم که به شاه و سلطنت وفا دارم و اگر جمهوری شود مسئولیت آن را نخواهم پذیرفت.
زیدآبادی آنگاه گفت: من مصدق را یک شخصیت شجاع می شناسم. در روز 9 اسفند وقتی به منزل وی حمله کردند به میان جمعیت آمد و با آنها صحبت کرد و این علامت شجاعت وی بود.
حسینیان گفت: این ادعا با واقعیت مطابقت ندارد. مصدق دوبار نردبان گذاشت و از پشت بام فرار کرد یکی روز 28 مرداد و دیگری هم همان واقعه ای که آقای زیدآبادی ادعا می کنند.
زید آبادی در پایان گفت: من مصدق را یک آزادیخواه، دموکرات، لیبرال اما سکولار می دانم چنانچه آیت الله بروجردی و آیت الله کاشانی هم سکولار بودند.
مجری جلسه در این هنگام ختم جلسه را اعلام کرد که حسینیان اعتراض کرد و گفت اولین سخنران آقای زیدآبادی بوده اند و من باید آخرین باشم و به همین جهت به سخنان خود ادامه داد و گفت: این هم ادعای عجیبی است که آیت الله بروجردی و کاشانی را سکولار بدانیم. آیت الله کاشانی، اصولاً بنیانگذار روحانیت سیاسی بعداز شهریور 1320 بود و آیت الله بروجردی دارای نظریه سیاسی ولایت فقیه بودند و بارها بر اسلام سیاسی تکیه می کردند و استدلال می نمودند؛ منتهی سکولار بودن با عمل سیاسی نکردن کاملاً متفاوت است؛ چه بسا افراد سیاسی باشند و اسلام را دین سیاسی بدانند، ولی عمل سیاسی را در هر برهه ای از زمان مناسب نبینند.
گفتنی است مجلس در اینجا خاتمه یافت و مسئولان انجمن اسلامی که از نتیجه جلسه سخت عصبانی بودند حتی حاضر به بدرقه نمودن حسینیان هم نشدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات