فتحالله پریشان
لبنان پس از ترور رفیق حریری، نخست وزیر اسبق این کشور و دخالت های آشکار و پنهان قدرت های خارجی در امور داخلی آن، با التهابات سیاسی و تنش های قومی و مذهبی متعددی مواجه شده است. با توجه به ساختار قومی و طایفه ای لبنان و سابقه جنگ های داخلی دهه 1970، مسئولان جریانات سیاسی و فرقه ای با درک این واقعیت ها تلاش دارند تا با برگزاری نشست هایی دیدگاه ها و مواضع خود را به هم نزدیکتر گردانند. بدون شک این کشور با توجه به پارامترهایی همچون حضور بخشی از فلسطینی ها در آن، حزب الله لبنان و نقش موثر آن در معادلات منطقه ای، همسایگی با فلسطین اشغالی و سوریه و... در سیاست خاورمیانه ای آمریکا و طرح خاورمیانه بزرگ واشنگتن بسیار با اهمیت است.
نخستین جلسه 14 شخصیت برجسته لبنان و نمایندگان و روسای احزاب این کشور در یازدهم اسفندماه جاری در بیروت برگزار گردید هدف آن هماهنگ کردن مواضع خود پیرامون چهار مسأله تنش زا است.
چهار محور مهم مذاکرات کنفرانس گفتمان ملی جریانات لبنانی عبارتند از:
الف) قطعنامه 1559 و نحوه تعامل با آن؛ محورهای کلیدی این قطعنامه خروج نیروهای سوری از لبنان و خلع سلاح مقاومت اسلامی حزب الله لبنان است. در سال جاری سوری ها تحت فشارهای بین المللی از لبنان خارج شدند. طراحان اصلی قطعنامه 9551 فرانسه، آمریکا و عربستان بودند و رفیق حریری نیز در آن نقش موثری داشت. پس از خروج نیروهای سوری از لبنان، فشارهای شدید و مضاعفی از سوی صهیونیست ها، آمریکایی ها و فرانسوی ها برای خلع سلاح مقاومت لبنان آغاز شده است. با توجه به وابستگی برخی از جریانات لبنانی نظیر حزب سوسیالیست ترقی خواه به رهبری ولید جنبلاط و اصرار آنها برای خلع سلاح مقاومت لبنان ممکن است این کشور را در آستانه جنگ داخلی قرار داده و امنیت آن را به مخاطره اندازد.
ب) روابط لبنان با سوریه؛ پس از صدور قطعنامه 1559 و فشار نیروهای غربی برای جداکردن لبنان از سوریه و متعاقب آن ترور رفیق حریری بخشی از جریانات داخلی لبنان به صف آرایی علیه سوریه پرداختند. تحت تبلیغات و جنگ روانی کشورهای غربی آنها سوریه را متهم اصلی قتل حریری قلمداد کردند. در همین رابطه جریانات دیگری مثل حزب الله لبنان و شخص رئیس جمهور این کشور ـ امیل لحود ـ با درک واقعیت های موجود و مشاهده لایه های پنهان فشارهای آمریکا و فرانسه صریحاً حمایت خود را از سوریه اعلام کردند و انزوای سوریه را از جمله سیاست های صهیونیستی ها قلمداد کردند. به زعم آنها جدا کردن سوریه از لبنان، بیروت را در مقابل رژیم صهیونیستی آسیب پذیرتر می کند.
ج) پیگیری پرونده قتل رفیق حریری و موافقت دولت با تشکیل دادگاه بین المللی برای رسیدگی به این موضوع نیز عامل دیگر تنش ها و درگیری های جریانات لبنانی بوده است. از نظر حزب الله لبنان و امیل لحود بین المللی کردن پرونده قتل حریری سبب دخالت روزافزون بیگانگان در امور داخلی لبنان شده است. قتل حریری یک مسأله داخلی است و باید در داخل لبنان پیگیری شود، اما بخشی از نیروهای سیاسی و دولت این کشور تحت فشار کشورهای غربی بر بین المللی کردن ترور حریری اصرار دارند و کمیته بین الملی قتل حریری نیز در همین راستا تشکیل شد و مورد حمایت طرف های غربی قرار گرفت.
د) ابقا و یا کناره گیری امیل لحود از پست ریاست جمهوری نیز عامل دیگر تنش جریانات لبنانی است. امیل لحود از هواداران سوریه و مقاومت اسلامی در لبنان و مخالف دخالت کشورهای غربی در امور داخلی این کشور است. از این رو گروه های رقیب خواهان کناره گیری وی از پست ریاست جمهوری هستند که این امر در اثر مقاومت امیل لحود و حمایت حزب الله از وی تاکنون بی اثر مانده است. در تنش های به وجود آمده میان جریانات سیاسی لبنان نقش آمریکا و فرانسه و در مواردی عربستان سعودی بر کسی پوشیده نیست. هدف آمریکایی ها تضعیف مقاومت اسلامی و تنظیم لبنان با طرح خاورمیانه بزرگ است.
هدف فرانسوی ها تقویت گروه های وابسته به غرب و هدف عربستانی ها تضعیف جریان شیعی به نفع جریان اهل سنت است. سازمان ملل، شورای امنیت و قطعنامه های آنها ابزارهای در اختیار آمریکایی و فرانسوی ها برای پیگیری اهداف مورد نظر خود در لبنان است. به زعم آنها تا زمانی که حزب الله لبنان در معادلات سیاسی و نظامی این کشور نقش موثری ایفا می کند و قدرت بلامنازع تحولات جاری لبنان است نمی توان به کنترل سیاست های دولت لبنان و تنظیم آنها با خواسته های خود امید داشت. از این رو شخصیت های لبنان با درک شرایط موجود باید در کنفرانس وحدت ملی با دخالت غربی ها در کشورشان شدیداً مخالفت کنند؛ زیرا دخالت آنها مانع شکل گیری یک گفتمان ملی در لبنان خواهد بود.