صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۰  ، 
کد خبر : ۵۰۰۷۵

تعریف دوباره دشمن / حنیف غفاری


شاید شکست ایالات متحده آمریکا درعراق و ناکامی واشنگتن و فرانسه در به  راه اندازی انقلاب سرو در بیروت را بتوان به دو پتک محکمی تشبیه کرد که پس از سه دهه بر سر دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا فرود آمده است.هم اکنون همه از رابطه باایران و حدود و ثعور آن سخن می گویند.اخیرا اتفاقات جالبی در آن‌سوی آتلانتیک رخ داده است.از “هنری کیسینجر “و”جیمز بیکر” گرفته تا “مادلین آلبرایت “و”کالین پاول” جملگی طرفدار برقراری رابطه باایران شده اند.اتاقهای فکر آمریکا)Think Tank( از جمله موسسه “راند”بر شناسایی قدرت تهران تاکید کرده و هرگونه جدل و تقابل با آن را بیهوده میپندارند.جان مک کین،نامزد حزب جمهوریخواه که در انتخابات مقدماتی حزب متبوع خود از به کارگیری رویکردهای افراطی علیه ایران سخن می گفت در مناظره تلویزیونی با اوباما چرخشی 90 درجه داشت!او جهت جلب حمایت جمهوریخواهان سنتی مجبور شد از لفاظی های خود علیه قدرت اول خاورمیانه بکاهد.

آیا دکترین جدید در سیاست خارجی آمریکا تولید شده است یا اینکه دکترینهای قبلی در آزمایشگاه مجازی دیپلماسی واشنگتن تولدی دوباره یافته اند؟آنچه مسلم است اینکه تئوریسینهای آمریکایی توان بازسازی استراتژی و دکترینی جدید در تائید یا رد ارتباط با تهران را ندارد و به ناچار باید به بازسازی دکترینهای کهنه خود بپردازند.در این میان برخی تصور می کنند که مشی جدید آمریکا  در قبال ایران از تقابل   نظریات برژینسکی و هنری کیسینجر حاصل خواهد شد اما نگارنده معتقد است که آمریکا به گونه ای کاملا ناخواسته دارد به سمت احیای دکترین “دیوید آیزنهاور”در سال 1957پیش می رود.آیزنهاور با وجود اینکه یک جمهوریخواه بود مجبور شد تحت تاثیر فضای آن زمان سطح تعهدات خود در خاورمیانه را افزایش دهد و اتحاد آمریکا را با کشورهای هم پیمان تقویت کرده و واشنگتن را برای مقاومت در برابر تهاجم «سرخ» به اروپا، آسیا و آمریکای لاتین مهیا نگه دارد.

هم اکنون “تهاجم سرخ “دیگر وجود ندارد اما شکل ناقص و ابتدایی آن در اوستیای جنوبی و قفقاز به چشم می خورد.شاید تقابل با کاخ کرملین یکی از اصلی ترین وجوه اشتراک اوباما و مک کین با یکدیگر باشد.هنوز هیچ یک از رای دهندگان آمریکایی نتوانسته است تفاوت میزان دشمنی مک کین و اوباما با مسکو را محاسبه نماید.با وجود فردی مانند برژینسکی در تیم سیاست خارجی اوباما،نگاه تهدید محور واشنگتن نسبت به مسکو افزایش خواهد یافت و همین مسئله زمینه بازگشت واشنگتن به دکترین آیزنهاور را مهیا می سازد.

آنچه اشاره شد عصاره و چکیده تحولاتی است  که در سیاست خارجی آمریکا رخ داده است.اما در این میان تکلیف جمهوری اسلامی چیست؟صورت مسئله کاملا واضح است.یک سوی معادله دو طرفه ایران و آمریکا در حال تغییر است.اما سوی دیگر آن(ایران)همچنان ثابت باقی مانده است.بر خلاف آنجه در آمریکا رخ داده است ما شاهد تولید دکترینی تازه در تائید رابطه با آمریکا در سیاست خارجی خود نیستیم.از سوی دیگر،واشنگتن رابطه با تهران را به عنوان یک نیاز می بیند ولی ما در طول سه دهه اخیر مناسبات بین المللی خود را بر مبنای “گذار از کاخ سفید”و”استقلال از قدرتهای بزرگ”طراحی نموده ایم.

اخیرا اخبار مختلفی در خصوص مذاکره با ایالات متحده آمریکا و تاسیس دفتر حفاظت منافع این کشور در تهران به گوش می رسد.حتی پای برخی دلالان و واسطه های این رابطه مانند هوشنگ امیر احمدی به جمهوری اسلامی ایران باز شده است.اخیرا دولت آمریکا به انجمن غیر دولتی شورای آمریکاییان و ایرانیان ،که امیر احمدی ریاست آن را عهده دار است اجازه داد که دفتری را در ایران تاسیس کند.البته از ظاهر امر بر می آید که این موسسه غیر دولتی است و “دفتر کنترل دارایی های خارجی آمریکا”پس از هماهنگی با وزارت امور خارجه و خزانه داری مجوز فعالیت آن را در تهران صادر نموده است.

اعضای ارشد این شورا مدعی هستند که با برگزاری میزگردها ،کنفرانس ها و بولتنهای تحلیلی و آموزشی به ارتقای گفتگوهای ایران و آمریکاکمک خواهند کرد و روند اعزام دانشجو از ایران به آمریکا را تسریع خواهند کرد.

بدون شک  تاسیس دفتر شورای آمریکاییان و ایرانیان درتهران را باید به عنوان پدیده ای در طول “مذاکرات ایران و آمریکا”مورد فحص و بررسی قرار داد.در این خصوص لازم است دو نکته مهم را مورد بررسی قرار دهیم:

-1مذاکره با آمریکا را باید از دو بعد”زمان”و”استراتژی”مورد واکاوی قرار داد.به لحاظ زمانی هم اکنون بهترین موقعیت جهت امتیازگیری از اصلی ترین دشمن ما فراهم آمده است.در حال حاضر واشنگتن در ضعف مفرط قرار دارد و ارتش این کشور تحت تاثیر دو جنگ نافرجام متوالی فرسوده شده است.از سوی دیگر،ایران اسلامی به سبب اتخاذ سیاست خارجی تهاجمی در موضع قدرت قرار گرفته و نمود وحدت ملی در داخل کشور کاملا قابل مشاهده است.حاکمیت نظام نیز یکپارچه است و بهترین تعامل ممکن میان قوای مقننه و مجریه وجود دارد.شکی وجود ندارد که  که هم اکنون بهترین زمان برای امتیازگیری از آمریکاست اما این چینش قواعد بازی است که برنده نهایی را مشخص می کند.به عبارت دیگر،موفقیت ما در برابر دشمنانمان زمانی حاصل می شود که ما استراتژی و زمان را در عرض یکدیگر تعریف نماییم.

به لحاظ استراتژیک ما باید سه سوال و هدف اساسی را در برهه فعلی مطرح نماییم.اینکه هم اکنون در چه موقعیتی قرار داریم و برتری های ما در برابر واشنگتن و احیانا نقاط آسیب ما در این رابطه کدام است؟

دوم اینکه اساسا هدف ما از برقرای رابطه با آمریکا(ولو به صورت حداقلی)کدام است و آلترناتیوهای موجود در راستای دستیابی به این هدف کدامند؟به عبارت دیگر،آیا ما  می توانیم از طریقی به جز مذاکره با آمریکا به هدف مشخص شده خود دست پیدا کنیم؟

سوم اینکه هزینه های دستیابی به اهداف تعیین شده در مذاکره با آمریکا چقدر است و آیا سود حاصله از آن نسبت به هزینه های صورت گرفته رجحان دارد؟

-2ما باید مذاکره با آمریکا را بر اساس منافع ملی و اهداف سند چشم انداز تفسیر نماییم.نباید فراموش کنیم که رابطه با آمریکا متغیری وابسته به منافع ملی ماست،نه متغیری وابسته به میل و ذائقه کبوترها و بازهای واشنگتن.در آشفته بازار کنونی نظام بین الملل آمریکا به ما نیاز دارد و نه بالعکس.ازاین رو ما نباید کوچکترین گامی به سوی آمریکا برداریم.در مقطع فعلی ما بیش از هر مسئله دیگری نیاز به بازتعریف دشمن اصلی خود داریم.این همان هنر دشمن شناسی است که مقام معظم رهبری نیز بارها نسبت به آن تاکید ورزیده اند.در حال حاضر دشمن ما مختصات چهره و ظاهر خود را در رابطه با جمهوری اسلامی ایران تغییر داده است.اما تکلیف ما نسبت به این تغییر کاملا مشخص است.تعریف و تبیین همان مرزهای ایدئولوژیک و سیاسی انقلاب و طرح دوباره بدهکاریهای واشنگتن به تهران.در صورتی که واشنگتن نخواهد یا نتواند این مطالبات ما را پاسخ دهد نتیجه کاملا مشخص خواهد بود و ماباید عطای گفتگو با اصلی ترین دشمن خود را به لقای آن ببخشیم.

زمان تعریف دوباره دشمن اصلی انقلاب آغاز شده است.شاید بهتر باشد در ابتدای این مسیر حساس مواضع و اصول خود را بار دیگر بازخوانی نماییم.ماحصل این بازخوانی ،مطالبه حقوق حقه ملت ایران بر اساس استراتژی اخم در برابر دشمنان نظام خواهد بود.هررفتار و رویکردی که بخواهد ما را از این استراتژی اثبات شده و کارآمد باز دارد محکوم به زوال خواهد بود.حقیقتی که نباید  در میان سیگنالهای مثبت و بعضا فریبنده آمریکا به فراموشی سپرده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات