مقام معظم رهبری پیرو سنت حسنه دیدارهای گذشته خویش با برجستگان و نخبگان کشورمان، در تاریخ( 3/7/87 )جمعی از نخبگان علمی و اساتید دانشگاه ها را به حضور پذیرفتند . این دیدار به مناسبت ابراز نظر نخبگان و اساتید مختلف و همین طور به جهت اظهارات حمایت آمیز مقام معظم رهبری از مقام علم و عالم نکات مهمی داشت که بررسی و مطالعه آنها در کنار دیگر بیانات رهبری معظم انقلاب درخصوص علم و نخبگان، منظومه ای از افکار و اندیشه های منحصر به فرد مقام معظم رهبری را در اختیار مخاطبان قرار می دهد و ما را هم در دریافت علل و عوامل عقب ماندگی چند دهه اخیر کشورمان و اینکه چگونه این فاصله را پر نمائیم، یاری می رساند.
1- تاکید بر جنبه نمادین دیدار با علما، نخبگان و اساتید حوزه و دانشگاه از سوی رهبر معظم انقلاب که در دیدارهای مشابه در گذشته نیز بارها مورد توجه قرار گرفته بود. این مطلب در جای خود بسیار حائز اهمیت است که شخصیت اول کشور چنین ارزش و منزلتی را به مقام علم، دانش و علما و دارندگان آن قائل هستند. این نگاه باید با لوازم عملیاتی آن به بخش های مدیریتی ، اجرایی و میانی کشور ساری و جریان پیدا نماید. نفس احترام به علم و دارنده آن موجد فضای احترام آمیز و ایجادکننده انگیزه برای قرارگرفتن در مسیر آن خواهد بود.
2- شنیدن نکات برجسته نخبگان و آشنا شدن با نظرات و تئوری های نخبگان و برجستگان درخصوص مسائل علمی، تعلیم و تربیت و مسایل مختلف جامعه اسلامی از دیگر تاکیدات معظم له و در واقع از اهداف تشکیل چنین جلساتی محسوب می شود. مقام معظم رهبری در این مورد برای اولین بار پیشنهاد کردند که زمینه ها و لوازم تعمیم و گسترش این جلسات محدود به گردهمایی های عمومی تر از اساتید دانشگاه و حوزه و محققین توسط مسئولان مورد مطالعه قرارگیرد تا بتوان در آینده از خروجی مباحث چنین نشست ها و گردهمایی هایی برای تصمیم سازی در ارگانهای اجرایی و مدیریتی کشور استفاده و بهره برداری کرد. این امر در واقع نتیجه غایی تولید دانش در یک جامعه است. مدتها است که به دلیل القائات یأس آلود رژیم های گذشته و باقیماندن رسوبات آن ، در کشور ما پیوند بین دانش، تولید علم و کار و تصمیم گیری براساس یافته های علمی قطع شده است. این حلقه باید با چنین نشست هایی تکمیل و گامی در راستای توسعه و پیشرفت علمی و صنعتی کشور برداشته شود.
3- جا انداختن برخی پیش فرض ها برای مردم، مسئولان و بویژه خود نخبگان علمی، صنعتی ، ورزشی و ... جامعه است. پیش فرض هایی مثل پیشرفت علمی، ضرورت حیاتی هر کشوری است، فراگیری علم یک مسئله است ولی تولید علم مسئله دیگر و مهمتر است و نباید در این امر به غرب متکی بود، پیشرفت علمی باید با خودباوری ، امید به موفقیت و حرکت جهادگونه همراه باشد و در حرکت توفنده پیشرفت علمی تنبلی و تن آسایی جایز نیست، نقش مهمی در پاکسازی ذهنیت جوان و دانشمند ایرانی از القائات شیطانی غرب و رژیم های گذشته مبنی بر اینکه «ایرانی حتی قادر نیست یک لولهنگ بسازد» ایفا می نماید. زمانی که این مقدمات فراهم شد می توان دل بست به اینکه با یک روش مدیریتی موفق می توان بین حلقه های جدا از هم رابطه و پیوست ایجاد کرد و دستگاه های تصمیم گیر را از حالت جزیره های گسسته از هم بیرون آورد وعملکرد آنها را با برنامه ریزی در طول هم و برای غایت خروجی حل مصایب کشور تنظیم نمود.