فرهاد مهدوى
جنایتهای گروه های افراطی
امام جماعت مسجد فاطمه زهرا کوی علوی اهواز (شیلنگ آباد) و امام جمعه سابق شهر ساوجبلاغ در یک سال گذشته توسط دو گروه افراطی وهابیون و صوفیان در مقابل منازلشان به شهادت رسیدند؛ ربایش ها، عملیاتهای انتحاری و تروریستی در لبه مرزها از دیگر فعالیتهای این گروه ها است، در فیلم هایی که توسط گروه های تکفیری انصار السنه، طالبان، جنداله، فتح الاسلام توزیع شده است در زیر پرچم مشکی لااله الاالله محمد رسول الله با ذبح و ترور مسلمانان بزرگترین خدمت را به دشمنان اسلام کرده اند؛ در یکی از این فیلمها یک پلیس عراقی که شیعه است سر بریده می شود و سر آن روی بدنش گذاشته، 13 کارگر شیعی عراقی با دستان بسته بدون هر گونه توجیهی در 4 مرحله تیرباران می شوند، سه جوان شیعه دیگر عراقی پس از اینکه با بنزین آغشته می شوند به درون چاه آتش افکنده شده و ...
در پاکستان نیز طالبان به راحتی شیعیان را که اثر زنجیر زنی ماه محرم بر دوش خود دارند و یا به وسیله ادعیه همراهشان شناسایی شده، ذبح می شوند. یکی از کارشناسان مسائل پاکستان در این زمینه به ما می گوید آنها در کنار مدارس دینی و طلبگی شان کارخانه های اسلحه سازی دارند و بارها در گفت وگوهایی که داشته ایم اقرار دارند که دشمن استراتژیک شان انگلیس و آمریکا نیست و سفیر و کاردار انگلیس به راحتی به مدارس دینی آنها رفت و آمد دارد.
در لبنان، افغانستان، عربستان، فلسطین و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس دامنه فعالیتهای گروه های ارهابی روزبه روز بیشتر می شود.
فرقه سازی سلاح استعمار
فرقه و فرقه سازی یک عرصه دیگر از جنگ علیه اسلام واقعی است که دشمنان اسلام در تکثر و تنوع آن نقش ویژه ای برعهده دارند، همه حرف فرقه سازها نابودی گرایشات اصیل و درست دینی است.
در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی معنویات، 4000فرقه جدید ساخته شده است.
فرقه آفرینی و متکثر نمودن واقعیت و حقیقت و فردی نمودن دین در حالی توسط غرب و غرب اندیشان ترویج می شود که اندیشه مسلط غرب به سمت جهانی سازی و یکسان شدن مصرف کالا و دهکده شدن جهان حرکت می کنند!
امروزه اکثر فرقه های مشغول به فعالیت در مشرق عبارتند از: وهابیت در کشورهای عربی اسلامی که در کشورهای عربستان، امارات، اردن، پاکستان و افغانستان مدیریت مالی، فکری و تجهیزاتی می شوند و همچنین تصوف و صوفی گرایی که از فضای باز جمهوری اسلامی حداکثر بهره برداری را می کنند.
همچنین فرقه های دیگری چون بهائیت و شیطان پرستان نیز در این زمینه فعال هستند.
اگر تاملی در نقشه های سازمان های مطالعاتی و راهبری آمریکا در نحوه برخورد با اسلام داشته باشیم هدف از ایجاد و پشتیبانی این فرقه ها به وضوح دیده می شود.
در گزارش 88 صفحه ای سازمان سیا که برای رویارویی با اسلام راهکارهایی پیشنهاد شده است، می نویسد: ابتدا باید فعالیتها و نظریات میانه روها تبلیغ و تحت حمایت مالی قرار گیرند، نظریات آنها باید در بین توده های مردم و جوانان نشر شود، انجمنهای مدنی آنها باید تشکیل شود، مکانهای آموزشی برای آنها تامین گردد و نظریات سیاسی آنها تحت حمایت قرار گیرد؛ باید جناح صوفی گری در بین جریان اسلامگرای تندرو تقویت شده و مورد حمایت قرار گیرد.
باید مداوم از عملیات تروریستی اسلام گرایان تندرو سخن گفته شود، باید... باید...
در همین حال استفان شوارتز (نویسنده و تحلیل گر غربی) فاش می کند که براساس طرحی محرمانه که در پنتاگون بررسی شده است یکی از هفت هدف دنیای غرب برای موفق شدن در دنیای اسلام کمک به بازگشت تصوف به این جوامع است که به عنوان جایگزین و رقیبی برای اسلام رادیکال به شمار می رود.
اصول مورد نظر فرقه سازان
1- تاکید فراوان برنوآوری در دین و نمایاندن این دسیسه های شیطانی به عنوان نوآوری دینی
2- حذف اخلاق گرایی دینی به عنوان رویکردی سنتی و نخ نما شده و تاکید بر نسبی بودن و سیال بودن مفاهیم اخلاق
3- تبلیغ روشنفکری بدعت گزار و مرتد
4- کشاندن نسل جوان به سوی نوعی قشری گری و تبلیغ رنگارنگ اندیشه های واپس گرا
5- تبلیغ مستمر اباحه گری و شکاکیت به مثابه مهمترین شاخصه انسان جدید
6- عوام فریبی و گفتار درمانی و استفاده از بیان خطابه ای به جای بیان برهانی و استنباطی
7- اشاعه آنارشیسم به عنوان نشر آزادی و حریت انسان
معرفی چند فرقه ضداسلام
الف) وهابیت
وهابیت که بعد از حمله آمریکا به افغانستان و عراق فعالیتهای خود را گسترش داده است تنها یک دشمن را برای خود می شناسد و آن هم تشیع است.
این فرقه در حالی که تاکید بر اجرای آموزه های قرآنی و پیروی از انصار حضرت رسول را دارد دست در دست صهیونیزم بین المللی و آمریکا به اجرای نقشه های خود علیه مسلمانان و حتی سنی های سنت گرا می پردازند.
مهمترین اقدامات فرقه وهابیت
1- تخریب قبور ائمه و اماکن مذهبی و پرستشگاه های مذهبی
2- عملیاتهای تروریستی علیه مردم و مسئولین مسلمانان
3- تکفیر هر کسی به غیر خود و اندیشه آنها و مباح بودن خون آنان
4- برگزاری جلسات تبلیغ در محافل و مجامع صنفی و استفاده از برنامه های ماهواره ای
5- برگزاری کلاسهای آموزشی از مقاطع پیش دبستانی تا مقاطع دانشگاهی
6- توزیع CDها و فیلم های تروریستی برای ایجاد فضای وحشت در بین مسلمانان و کمک به اهداف آمریکا در بدبین کردن مردم جهان به مسلمانان
7- معارضه با نظام اسلام و کلیه نهادها و مسئولان نظام
خصوصیات رفتاری وهابیون
1- عملکرد وهابیون با تمام ادیان آسمانی و مذاهب اسلامی تناقض دارد.
2- علمای وهابی فتاوی متناقضی دارند؛ یکبار صدام را کافری می دانند که توبه او هرگز قبول نمی شود و دیگر بار او را شهیدی می نامند که بی حساب وارد بهشت می شود (ر.ک. فتاوی بن باز)
3- ساخت و تعمیر مساجد در نقاط مختلف جهان با تسلط فکر و اندیشه افراطی گری
4- ترجیح منطق سلاح بر منطق عقل و نقل
5- همزیستی پنهان و ریشه ای با آمریکا و تقابل با اسلام ضد آمریکایی
نکته: فرقه افراطی و تکفیری وهابیت را نباید به اهل سنت نسبت داد. وهابیت یک مرام سیاسی، عقیدتی است و هیچ ارتباطی با مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی ندارد. اهل سنت ایران با فعالیتهای آنان مخالف بوده و شدیدا از فعالیت های آنان نگرانند و در بسیاری از موارد آنها نیز مورد هجمه کینه های افراطی این گروه تکفیری واقع شده اند.
تبلیغ اسلام هراسی غرب که در گزارش سازمان سیا آمده بود از تبلیغ فعالیتهای تروریستی این گروه نشأت گرفته است که تجاوزات آمریکا به کشورهای اسلامی را توجیه می کنند!
ب) صوفی گرایی
نگاهی به پیدایش و تطور عرفان در جوامع اسلامی نشان می دهد که آنچه نام عرفان را با خود به یدک می کشد تنها آبشخور آن دین نبوده و ریشه پاره ای از آموزه های عارفانه را باید در آن سوی مرزهای دین جست وجو کرد. بررسی های تاریخی نشان می دهد که گاه آنچه تصوف و عرفانش خوانده اند متاثر از فرهنگ بیگانه است. مثلا در اوایل حکومت بنی عباس گروهی از تارکین دنیا و دوره گردان های هندی و مانوی در عراق و ممالک دیگر اسلامی عقاید خاص خود را نشر دادند. خرقه پوشیدن هم از رسوم هندی ها است. البته بوداییان نیز بر آن تاثیر گذاشته اند. سیاهان بودایی سرگذشت بودا را منتشر و او را سرمشق زهد و ترک دنیا معرفی می کنند.
از جمله شباهت های نزدیک میان بوداییان و مسلک تصوف ترتیب مقامات است که سالک آرام آرام و به ترتیب از مقامی به مقام دیگر بالا می رود تا به مقام های فنا می رسد. مسیحیت هم در تصوف تاثیرگذار بوده است. مسیحیت از راه مرتاضان و فرقه های سیار راهبان به ویژه فرقه های سوریه ای که در اطراف آن بوده بسیار چیزها به صوفیه اسلام آموخته است.
مهمترین خصوصیات صوفی گرایان
1- بی توجهی به مکتب اهل بیت و پایین آوردن مقام معصومین
2- عمل به شریعت را ترک کرده و از انجام عبادت دریغ می ورزند
3- تشیع رقیق و همساز با مستکبران شده است
4- خودبینی عمیق
5- دشمنی با مسجد و حسینیه
6- دل بستن به شعر به جای قرائت قرآن
7- راهشان از علم، عقل و استدلال جدا است (عقل راه منحرفی است که انسان را به حقیقت نمی رساند)
8- عدم پذیرش مرجعیت و روحانیت
9- شکستن قوانین اسلامی را به دستور «پیر طریقت» جایز می شمارند
10- تاویل و تفسیر انحرافی از آیات و روایات دارند
11- با استفاده از واژه های وهم انگیز و خیال انگیز شاعرانه رعشه بر دل جوانان می اندازند و تمامی انحرافات اخلاقی با عشق مجازی تطهیر می شود
یکی از زیباترین کالبدشکافی ها از صوفی گری مربوط به علامه طباطبایی است. وی در تفسیر المیزان به زیبایی چهره این گروه را آشکار می کند و می نویسد: صوفیه برای سیر و سلوک، آداب و رسوم خاصی را که در شریعت وجود نداشت، به جود آوردند و راه های جدیدی را پیوسته به آن افزودند و شرع را کنار گذاشتند تا این که به جایی رسیدند که شریعت را در یک طرف دیگر قرار دادند و کارشان به جایی رسید که در محرمات غوطه ور شدند و واجبات را ترک کردند و در آخر منتهی به تکدی و استعمال افیون شدند که این حالت، آخرین حالت تصوف است که مقام فنا نامیده می شود (علامه محمد حسین طباطبایی، تفسیرالمیزان، ج 5 ، ص 282)
این جمعیت معتاد که اخیرا به دنبال جایگزینی مدارس به خانقاه و آموزش صوفی گری به جوانان هستند با جدا کردن جوانان از کتاب، درس و استدلال های منطقی و قرآن و نماز و عبادات سفارش شده در اسلام آنها را به مسیرهایی هدایت می کنند که به گفته علامه طباطبایی سرانجامی جز فاصله گرفتن از اصل دین و افیونی شدن ندارند.
گسترش آنها در برخی از شهرهایی که سابقه مذهبی دارند معضلات متعددی را برای چهره اسلامی و انقلابی شهر و امنیت روانی خانواده ها به وجود آورده است.
ج) بهائیت
بهائیت که از دوران سلطنت مظفرالدین شاه قاجار آغاز شده است و توسط سلاطین بعد از وی تقویت و پشتیبانی شد مراکز آن یعنی سازمان جهانی بهائیان در حیفا واقع در فلسطین اشغالی می باشد، این گروه به خاطر پیوند با حکومت پهلوی به تصدی مناصب عالی دولتی و ثروت های عظیم دست یافتند.
این فرقه بیشترین تاکید خود را بر انحراف عقیدتی نسل جوان معاصر به خصوص تحصیل کردگان نهاده است و با سلاح شبهه سازی به بنیان کنی ذهنی می پردازد.
اسناد و مدارک نشان می دهد که بهائیان در ترویج فرهنگ و نظام تعلیم و تربیت آمریکایی در کشورمان پیشگام بوده اند. آنها انجمن های تربیتی ایران و آمریکا را رسما ایجاد کردند و مبلغین آمریکایی را برای تربیت کودکان ایرانی وارد نمودند.
د) اشو
چندی پیش گروهی موسوم به «اشو» اقدام به فعالیت های غیراخلاقی کرده است. از جمله عقاید انحرافی این گروه تبلیغ ازدواج های گروهی و ازدواج های عرفانی می باشد. عدم تقید به مسائل شرعی و آزادیهای جنسی در بین این گروه ترویج می شود.
سردمداران این گروه با توجیه این مطلب که باید در زمان ظهور عالم پر از فساد باشد مبادرت به ترویج عقاید خود می کنند و به عقاید و رفتارهای خود جنبه معنوی می دهند تا اعضای گروه احساس کنند یک جریان عرفانی به سمت نور در حرکت هستند.
ه) شیطان پرستان
یکی دیگر از فرقه های انحرافی فعال در جوامع اسلامی «شیطان پرستی» می باشد که نزدیکی بسیار زیادی با جادوگری دارد. این فرقه خود را در قالب گروه های موسیقی به جامعه معرفی کرده است، شیطان پرستان دارای علامتهایی چون خدای شیطان، سمبل باروری شهوات در انسان ها، چشم شیطان بز شاخدار و ... دارند.
گروه های پانک ها، هوی متال ها، راک ها و فمینیست ها در این قالب فعالیت می کنند. آنها می گویند باید در نیروی شیطان فنا شد و خود را به شیطان سپرد تا او در ما عمل کند که همان فنا در حقیقت غایی است. باید قلب خود را به شیطان سپرد تا ما را به قدرت برساند. شیطان پرستان دارای یک سری اعتقادات هستند که در انجیل شیطانی آمده است و همین دارای کلیسای شیطان نیز می باشند، شیطان پرستی جدید به خدا اعتقادی ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد می داند و به اومانیسم انسان معتقد است.
در یک نوع از شیطان پرستی اعمال زیر انجام می شود: کودک خواری، قربانی کردن دختران، بزکشی و تمام کارها و اعمال ضدخدایی، در نوع دیگری از شیطان پرستی خدای مورد پرستش بشر را (نعوذ بالله) خدایی ظالم می دانند که چند بار در طول تاریخ ظلمهای بزرگی به بشر کرده است!
* نکته پایانی
غرب با پشتوانه مادی و قدرت رسانه ای خود به طور گسترده ای از این فرقه ها حمایت می کند به نحوی که حمایت از بهائیان و صوفیان را به پرونده هسته ای هم گره زده است و در یکی از بسته های پیشنهادی اتحادیه اروپا به آزادی فعالیت این دو گروه اشاره شده است. حتی در برخی از قطعنامه هایی که به بهانه حمایت از حقوق بشر صادر شده است چه در سازمان ملل و چه در اتحادیه اروپا بر ضرورت تجدیدنظر در رفتار با این گروه ها اشاره شده است و اکنون با توجه به حمایت آشکار غرب از این فرقه ها ضروری به نظر می رسد که ما هم در رفتار همراه با تساهل خود تجدیدنظر نموده و اکنون که آنها به این فرقه ها نگاه استراتژیک دارند، ما برخوردمان را از سطح تاکتیکی و مقطعی گسترده تر نماییم و به صورت استراتژیک برخورد با آنان را در دستور کار قرار دهیم.