صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۰  ، 
کد خبر : ۵۰۸۷۴

تردیدهای خاتمی و انتخابات ریاست جمهوری


عباس سلیمان زاده
به موازات شروع فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم، بحث حضور مجدد سید محمد خاتمی در این آوردگاه، تقریبا در صدر اخبار و تحلیل های پیرامون انتخابات قرار گرفته است. حضور 8 ساله آقای خاتمی در مسند ریاست جمهوری - آن هم با کسب آرای بالا - علاوه بر این که قوت قلبی برای او است، امتیاز مثبتی نیز برای حامیان پروپاقرص وی ( مشاکت و سازمان مجاهدین) محسوب می شود. اینان معتقدند تنها فردی که یارای رقابت و شکست احمدی نژاد را دارد خاتمی است و هیچ شخص دیگری ظرفیت و جایگاه خاتمی را ندارد. یکی از استدلال های این احزاب در حضور مجدد خاتمی، شناخته بودن در اقصی نقاط کشور و محبوبیت وی در بین مردم به ویژه نخبگان و روشنفکران است که باعث می شود تبلیغات گسترده و صرف هزینه های کلان برای معرفی خاتمی در جامعه نیازی نباشد. اما آقای خاتمی واقعیت های دیگری نیز پیش رو دارد، شرایط فعلی کشور قابل مقایسه با سال 76 نیست و عوامل و موانع بزرگ وجود دارد که او را دچار شک و تردیدهای فراوان نموده است که در ادامه به برخی از این عوامل اشاره می شود.
1- جبهه دوم خرداد که آقای خاتمی نماد و سمبل نمایان آن بود، با خاتمه یافتن دوره ریاست جمهوی وی تقریبا از هم گسست. اوج این انشعاب در انتخابات مجلس هشتم بود که به طور رسمی و علنی جریان اطلاعات حداقل به سه شاخه تقسیم شد به نظر می رسد داستان مجلس در انتخابات ریاست جمهوری آتی نیز تکرار شود.حزب اعتماد ملی به رهبری آقای کروبی از مدت ها پیش موضع اصلی و کلی خود را «عدم ائتلاف» با جریان حامی آقای خاتمی قرار داده است. این سیاست به طور مکرر از سوی آقای کروبی و اعضای حزب اعتماد ملی بازگو می شود؛ به طوری که حتی آقای کروبی در یک موضع گیری صریح و شفاف گفته بود؛ خاتمی بیاید یا نیاید من در انتخابات شرکت خواهم کرد.( نقل به مضمون)
همچنین علیرغم حضور اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی در جلسات شورای هماهنگی اصلاحات- مرکب از نمایندگان 7 حزب اصلی اصلاح طلب مشارکت، سازمان مجاهدین، کارگزاران ، اعتماد ملی، مجمع روحانیون مبارز، حزب اسلامی کار، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها با هدف بررسی سازوکار ورود در انتخابات- وی و مقامات دیگر حزب بر عدم تعهد و الزام حزب برای اجرای مصوبات این جلسات تاکید کرده اند. از مواضع اعضای اعتماد ملی می توان به این نتیجه رسید که تنها در صورتی می توان به همکاری حزب اعتماد ملی با دیگر احزاب امیدوار بود که شیخ اصلاحات به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان معرفی شود. گفتنی است پافشاری آقای کروبی بر عدم ائتلاف تا حدی است که ایشان دست رد بر سینه آقای ناطق نوری که به دنبال تشکیل دولت وحدت ملی با حضور اصولگرایان اصیل و اصلاح طلبان معتدل بود، گذاشت و پس از این دیدار بود که آقای ناطق نوری شکست پروژه خود را اعلام نمود. بنابراین به نظر می رسد اولین مشکل آقای خاتمی در داخل خانواده اصلاح طلبان و با آقای کروبی است.
2- بررسی روند انتخابات ریاست جمهوری کشورهای مختلف جهان که سیستمی مشابه ایران دارند، نشان می دهد که در انتخابات ریاست جمهوری، اقبال عمومی به فردی است که در دوره قبل رئیس جمهور بود. این واقعیت، حداقل در تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی قابل مشاهده است. آقای خاتمی - که اتفاقا در دوره دوم بیش از دوره اول رای آورد- این واقعیت را به خوبی می تواند درک کند؛ واقعیتی از جامعه شناسی مردم ایران که وی را به شدت نگران ودچار تردید کرده است. تردید خاتمی وقتی تشدید می شود که تجربه تلخ شکست آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات نهم به ذهنش خطور می کند. به هر حال، نگرانی و ترس از رای نیاوردن یکی دیگر از موانع حضور خاتمی در انتخابات است، ضمن این که وقوع این حادثه به منزله تیر خلاصی بر پیکر نیمه جان اصلاح طلبان حامی وی خواهد بود.
3- در سه سال اخیر، اگر چه مردم با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم کرده اند، اما هم اینان دل خوشی از برخی اقدامات افراطیون دوم خردادی در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی ندارند؛ سال هایی که به قول مقام معظم رهبری هر روز که رادیو یا تلویزیون را روشن می کردی منتظر شنیدن یک بحران تازه ای در کشور بودی.( نقل به مضمون) قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه ، لوایح دوقلو، رواج بی بند و باری، توهین به ساحت مقدس ائمه و مقام ولایت فقیه و ... خاطراتی هستند که مردم ایران هیچ تمایلی به تکرار آنها ندارند.
روی آوردن مردم به اصولگرایان در انتخابات شوراها ، اعتراض به رفتار پدرمآبانه حامیان اصلی خاتمی ( مشارکت، مجاهدین و کارگزاران) و جدا شدن بخش عمده ای از اصلاح طلبان از جبهه دوم خرداد، اعتراضات و نقدهای تند و تیز برخی از سران اصلاحات به عملکرد اصلاح طلبان و خاتمی و از سوی دیگر عملکرد مثبت اصولگرایان به ویژه دولت نهم، سوالات و اما و اگرهای زیادی را در ذهن آقای خاتمی ایجاد کرده است.
4- نکته آخر این که آقای خاتمی بارها در جلسات مختلف حضور مجدد خود را به رضایت و چراغ سبز مقام معظم رهبری پیونده زده است؛ امری که در این دوره برخی دیگر دنبال می کنند تا به پشتوانه آن محبوبیت و یا مشروعیتی برای خود دست و پا کنند. اخبار رسیده حاکی است که تاکنون حضرت آیت الله خامنه ای - دامت برکاته- به طور صریح و آشکار در مورد حضور یا عدم حضور هیچ فردی در انتخابات ریاست جمهوری اظهارنظری اتخاذ نفرموده اند و به نظر می رسد اصلا مشی رهبر معظم انقلاب بر این منوال نیست.
بیانات حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب در جمع اعضای مجلس خبرگان و در دیدار با رئیس جمهور و هیئت دولت و دفاع کم سابقه ایشان از عملکرد دولت نهم، تکلیف را بر همگان و به ویژه آقای خاتمی که اصرار زیادی بر نظر معظم اله داشتند، روشن کرد. تاکید مقام معظم رهبری برتهیه و تنظیم برنامه برای 5 سال آینده به خوبی بیانگر تمایل به ادامه کار آن و حرکت در مسیر فعلی می باشد.به این عوامل می توان موارد دیگری نیز افزود، از جمله این که همه اعضای احزاب مشارکت و مجاهدین روی شخص آقای خاتمی توافق ندارند؛ کنگره اخیر سازمان مجاهدین موید این ادعا است. نظرسنجی به عمل آمده از 181 عضو حاضر سازمان در این کنگره نشان داد 79 نفر به خاتمی رای دادند در حالی که عبدالله نوری 93 رای کسب کرد. علاوه براین ، بزرگان دیگری نیز از جریان اصلاحات نظیر آقایان عارف، روحانی، مهرعلیزاده برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی کرده و فعالیت هایشان را شروع نموده اند.به هر حال ، آقای خاتمی در حال حاضر با تردیدهای زیادی برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری رو به رو است. حال باید دید آقای خاتمی که به گفته اطرافیانش شخصیت احساسی دارد، براساس منطق و با نگاه به واقعیت های ذکر شده تصمیم می گیرد یا این که تحت تاثیر استدلال های سران مشارکت و مجاهدین قرار خواهد گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات