این روزها در محافل رسانهاى جهان تبلیغات پرحجم و سنگینى علیه فعالیتهاى صلحآمیز جمهورى اسلامى ایران به راه افتاده است. این جنگ روانى گسترده، همراه با بازىهاى دیپلماتیک و ادعاهاى نادرست و جنجالآفرینى با دو هدف احتمالى به راه افتاده است که بررسى و تعیین هر یک از این اهداف با لحاظ برخى ملاحظات ضرورى مىباشد.
1- یکى از اهداف 4 کشور غربی، وادار کردن جمهورى اسلامى ایران به تمکین در برابر خواستها و شروط آنها در تعلیق کلیه فعالیتهاى هستهاى ایران مىباشد. با نزدیک شدن اتمام مهلت شوراى امنیت سازمان ملل در قطعنامه صادر شده، ایجاد برخى محدودیتها و تحریمها خارج از قواعد بینالمللى و برمبناى سلطهگرى ایالات متحده در این راستا قابل ارزیابى است.
سخن راندن از احتمال تمام عیار نظامی، اقتصادى و سیاسى از سوى ایالات متحده که این روزها محافل رسانهاى دنیا به شدت به تجزیه و تحلیل وقوع، چگونگى وقوع و پیامدهاى آن در میزگردها و مصاحبههاى متعدد مىپردازند بیش از آنکه یک طرح عملیاتى باشد یک سناریوى جنگ روانى براى ترعیب و بیمناک ساختن مردم هوشیار ایران مىباشد. چرا که ایالات متحده علاوه بر آنکه تکرار تراژدى و کابوس هولناک ویتنام را در عراق براى خود متصور است به خوبى بر این واقعیت نیز واقف است که هرگونه تعرض به قلمرو جمهورى اسلامى ایران با نیت تهاجم و حمله نظامى موجب خواهد شد خاورمیانه و یا به عبارتى قلب جهان را براى همیشه از دست بدهد.
2- دیگر هدف 4 کشور غربی، گشودن راههاى جدید مذاکره با مقامات جمهورى اسلامى ایران براى ادامه مذاکرات هستهاى مىباشد.
اتهام مهلت 60 روز مندرج در قطعنامه شوراى امنیت سازمان ملل و ناتوانى این 4 کشور غربى بویژه ایالات متحده در تصویب مطلوب و دلخواه قطعنامه مذکور تجربهاى فرا روى آنها قرار داده است که احتمال تصویب قطعنامهاى مجدد و یا سنگینتر مىتواند بعید و بسیار مشکل باشد و کشورهاى غربى بایستى در جلب رضایت کشورهاى چین و روسیه بهایى سنگینتر از مذاکره با جمهورى اسلامى ایران بپردازند، لذا به دنبال ایجاد فضاى سنگین روانى براى برقرارى تماسهاى مجدد وانجام مذاکرات مىباشند. 4 کشور غربى به فراست دریافتهاند که پایان آبرومند و منطبق بر قواعد بینالمللى و کم هزینه پرونده هستهاى جمهورى اسلامى ایران گفتگو در سر میز مذاکره است. بنابراین به راه انداختن بلوا و تبلیغات گسترده علیه جمهورى اسلامى ایران بیش از یک واقعیت عملیاتی، بسترساز امکان گفتگو و مذاکره مىباشد.
به هرحال در صورت وقوع هر یک از احتمالات فوق باید نکاتى را در نظر داشت.
همانگونه که دکتر على لاریجانى دبیر شوراى عالى امنیت ملى بارها بر مواضع منطقى و اصولى جمهورى اسلامى ایران در جریان فعالیت هستهاى تاکید داشته، ضرورى است تمامى مسئولین و کارشناسان و صاحبنظرانى که به نوعى اظهارات آنها بیانگر مواضع جمهورى اسلامى ایران است براساس سیاستهاى واحد و منسجم تبیین شده گام بردارند، نباید فراموش کرد که عرصه بینالملل مجال چانهزنى و گفتمان در مشترکات، براى رسیدن به حداکثر منافع و فواید است.
- رسانههاى گروهى و بویژه رسانه ملى در رقابت با رسانههاى سایر کشورهاى غربى در این میدان مبارزه با وجود تلاش و همت بسیار، نتوانستهاند از تمام امکانات و پتانسیلهاى خود بهره لازم را ببرند و به تبیین و تجزیه و تحلیل پرونده هستهاى جمهورى اسلامى ایران در میان افکار عمومى بویژه افکار عمومى منطقه و جهان بپردازند.
و نکته آخر در یک نگاه کوتاه و اجمالى در روابط بینالملل یک نکته کاملا مشهود و مبناى هر اقدام بینالمللى بوده است و آن اینکه کنش و واکنشهاى بینالمللى برمبناى هزینه و فایده شکل گرفته است و هر هزینهاى باید متناسب با فایده باشد.