حسین امیدی
خانم لیونی، وزیر امور خارجه اسرئیل در پی انتخابات درون حزبی کادیما و رقابت با موفاز و شطریت و دیختر توانست در فاصله کمی از موفاز با کسب 1/43 درصد آرای اعضای حزب به ریاست حزبی و جانشینی اولمرت دست یابد. وی که روز پنج شنبه گذشته به این پیروزی رسید . در زمان انتشار اولین گزارش کمیته وینوگراد در خصوص بررسی دلایل شکست ارتش اسرائیل در مقابل حزب الله در جنگ 33 روزه ، مخالفت خود را با اولمرت آغاز کرده و خواستار برکناری وی بود. برملا شدن پرونده های فساد مالی پوشش برای ساختار سیاسی اسرائیل است تا آن را با یک فرآیند دمکراتیک در تغییر و جابه جایی قدرت نشان دهد. فساد مالی و اخلاقی در رژیم صهیونیستی مسئله ای محدود و اختصاصی نیست و اساس رژیم صهیونیستی با نوعی رانت غربی شکل گرفته و مظاهر گسترده پول شویی، فساد اخلاقی وتجارت فحشا و موادمخدر از مولفه های مهم در این رژیم است. که در آخرین مورد برجسته، شاهد پناهنده شدن خودرو کوفسکی از روسیه به اسرائیل بودیم که میلیاردها دلار اتهام پول شویی داشت. البته خانم لیونی نیز در دهه نود و طی دورانی که اولمرت شهردار بیت المقدس بود، روابط ویژهای با او داشت که در اذهان اسرائیلی ها پنهان نیست.
اگر چه لیونی که فرزند یک یهودی لهستانی است که از رهبران حزب افراطی و سری» آرگون» بوده و به قتل فلسطینی ها اهتمام می ورزیده و خود نیز حداقل 15 سال در موساد و در ایستگاه اروپا و بویژه فرانسه و آلمان در تیم های عملیات و شناسایی موساد علیه رهبران فلسطینی دست به عملیات می زده، ولی در کنار شارون به ساختار حکومتی وارد شده و تلاش کرده خود را طرفدار یک فرآیند صلح با فلسطینی ها نشان دهد.
با اینکه خانم لیونی در سنین حدود بیست سالگی وارد موساد شده و سپس فارغ التحصیل حقوق و یک دوره ده ساله از وکالت را سپری نموده و در 9 سال گذشته در تیم حکومتی اسرائیل قرار گرفته ولی بیشتر رهبران اسرائیلی او را فاقد تجربه کافی سیاسی وحکومتی و قدرت تصمیم گیری می دانند. البته روابط شخصی او با خانم رایس تا حدی است که شک و تردید برخی مقامات اسرائیلی را نیز برانگیخته و مانند اولمرت او را خائن نیز می دانند.بهرحال حکومت سی وسوم در اسرائیل برای بار دوم پس از »گلدامایر» در سال 1969 به خانم لیونی رسیده ولی تفاوت او با گلدامایر در میزان اقتدار و توان رهبری حکومتی آن است و این نیز مشکل اصلی نسل رهبری جدید در اسرائیل است که باید برای بحرانها و مشکلات جدید و پیچیده اسرائیل پاسخ مناسبی داشته باشند. خانم لیونی که وارث حکومت اولمرت است از همین ابتدا با چالش های جدی روبه رو است. اگر اولمرت پس از سکته و مرگ مغزی شارون و با تکیه بر کاریزمای او در حزب کادیما به قدرت رسید، امروز خانم لیونی باید بر کارنامه اولمرت در بحران امنیتی - نظامی در قبال شکست با حزب الله و محیط منطقه ای و بحرانهای جدی اقتصادی که ناشی از تلاطم هولناک اقتصاد غرب است، دست و پنجه نرم کند. ائتلاف حکومتی اولمرت به علت مردد بودن حزب کار و باراک که تحت فشار درون حزبی برای عدم مشارکت در حکومت لیونی است با مشکل روبه رو است و خانم لیونی برای بدست آوردن نصاب لازم از جمع کرسی های پارلمان باید بدنبال جلب نظر گروه های کوچک اسرائیلی باشد که شرایط پیشاپیش آنها، برنامه ها و کارکرد حکومت وی را تحت الشعاع قرار خواهند داد.
بر خلاف دهههای اولیه تشکیل رژیم صهیونیستی که دو حزب کار و لیکود تا دهه نود، رهبری حکومتی را به عهده داشتند، امروز با تنزل موقعیت دو حزب اصلی و قدرت یابی احزاب کوچکتر ، فرآیند حکومتی و تصمیمات آن باید تابعی از خواسته ها و شروط احزاب کوچکتر در ائتلاف حکومتی باشد.
اگر خانم لیونی بتواند از مرحله دشوار تشکیل کابینه جدید عبور کند، باید برای حفظ قدرت خود، به گروههای کوچک باج بدهد و کارآمدی و اقتدار حکومت را به بهای رضایت این گروه ها کاهش دهد و اگر نتواند به ائتلاف جدید دست یابد و مهلت 42 روزه را از دست بدهد، باید پس از 90 روز انتخابات زودرس را به اجرا بگذارد که نقشه سیاسی اسرائیل تغییر خواهد کرد و موقعیت و وزن گروه ها بنا بر نظرسنجی های صورت گرفته جابه جایی زیادی خواهند داشت. مشکل اجرایی دیگر لیونی بحران امنیتی و نظامی اسرائیل است که بازدارندگی در محیط داخلی و خارجی را از دست داده و در یک فرسایش درونی قرار گرفته و بدون تکیه گاه خارجی و بویژه آمریکایی قادر به جبران آن برای حمله به حزبالله، سوریه و یا ایران نمی باشد و حتی برای حمله به غزه با تردید بسیار روبه رو است.
فقدان شخصیتی و کارآمدی نظامی در خانم لیونی موجب می شود تا او نیز در چالش با نظامیان که ستون فقرات اصلی تصمیم گیری در اسرائیل هستند، دچار مشکل شده و به سرنوشت آنان دچار شود و همچون بسیاری از نخست وزیرهای اسرائیل ناچار به کناره گیری از قدرت شود.
از سوی دیگر با پیچیده تر شدن اوضاع مالی در آمریکا و غرب که اسرائیل نیز در پیوند با آنها است، لیونی باید پاسخی مناسب برای بحران اقتصادی در اسرائیل داشته باشد، حال آنکه بودجه سال 2009 در این رژیم بیش از 35 درصد را به بخش نظامی اختصاص داده و دیگر بخشهای حکومتی در فشار بسر میبرند و عدم تامین منابع مالی بر مشکلات اسرائیل خواهد افزود. استمرار روندسازش و مذاکرات صلح اگر چه یک تاکتیک فریبکارانه در اسرائیل است تا با مشغول کردن طرفهای فلسطینی و عربی به تحکیم شرایط داخلی و مناطق اشغالی و شهرک سازی در قدس و کرانه باختری بپردازند ولی هشدارهای اولمرت در آخرین جلسه حکومتی هفته قبل نشان می دهد که بحران اصلی در اسرائیل یک ماهیت جوهری و وجودی داشته و باید برای فرار از نابودی و یا تاخیر آن، با سرعت چاره جویی شود.
اولمرت رویای تشکیل اسرائیل بزرگ را موهوم می داند و صلح با فلسطینی ها و تشکیل دولت فلسطینی در شرایط فعلی را بهتر از زمانهای آتی می پندارد و آن را تضمینی برای استمرار حیات رژیم صهیونیستی ارزیابی می کند. این پارادوکس برای اسرائیل و حکومت خانم لیونی مهلک است و نمیتواند هم به بازی مذاکره ادامه دهد و یا شروط گروه های کوچک سیاسی برای مشارکت در ائتلاف حکومتی روبه رو است و هم به یک صلح واقعی با فلسطینی ها و تشکیل دولت فلسطینی تن دهد. خصوصا اینکه اولمرت تاکید دارد که کشورهای غربی نیز ادامه سیاستهای اسرائیلی را تحمل نمی کنند و تشکیل دولت فلسطینی را ضروری می دانند.
بنبست درمذاکره با فلسطینی ها، تغییر معادله داخلی در فلسطین به نفع گروه های جهادی و تغییر در معادله امنیتی منطقه ای با قدرت یابی حزب الله و سوریه و ورود مجدد روسیه به معادله خاورمیانه که پس از بحران قفقاز وارد یک دوره چالش با غرب نیز هست و اقتدار روزافزون ایران و نفوذ منطقه ای آن، از نگرانیهای مهم خانم لیونی خواهد بود. که پاسخ آن در دست اسرائیل نیست و حتی این نگرانی را در سایه احتمال رفتار عملگرایانه رئیس جمهور جدید در آمریکا که تمایل به گفتمان با سوریه و یا تقسیم قدرت در خاورمیانه با ایران نشان می دهد، فزاینده می دانند.
با افزایش هزینههای همه جانبه اسرائیل برای آمریکا و غرب که متعهد به حمایت از اسرائیل هستند و ناکارآمدی در نقشی که غرب از اسرائیل انتظار دارد و کاهش وزن منطقه ای رژیم صهیونیستی که در سایه اقتداریابی رقبای این رژیم شکل گرفته آینده میان مدت اسرائیل با سوال جدی روبه رو است.
خانم لیونی با تمامی چالش های جاری و جوهری، تنها ممکن است در سقف گزینه های متکی به تجربه خود در موساد دست به اقدام بزند تا نمایشی از توازن را به اجرا بگذارد و در سطح سیاسی نیز با مانورهای سیاسی در قبال فلسطینی ها و سوریه ، در مذاکره صلح، به اقتدار تحول جدی در جبهه غربی و آمریکایی برای عبوراز چالش های جوهری باشد.
سرنوشت خانم لیونی در چشم انداز فوق بهتر از اولمرت به عنوان ضلع سوم شکست خورده در جنگ با حزب الله نیست که پس از عامیرپرتس، وزیر دفاع و رئیس ستاد او مجبور به استعفا شدند، زیرا او نیز ضلع چهارم در جنگ 33 روزه است و چالش های موجود نیز بر وزن مشکلات او خواهد افزود.