علی تتماج
آصف علی زرداری همسر بی نظیر بوتو رهبر فقید حزب مردم در انتخابات 16 شهریور توانست با کسب اکثریت آرای مجالس 6 گانه پاکستان بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند تا پس از ماه ها بحران سیاسی سرانجام تحرکی برای حل این چالشها برداشته شود. زرداری که دارای پرونده فساد مالی است در حالی با بهره گیری از شرایط ایجاد شده پس از ترور بی نظیر بوتو توانست به ریاست حزب مردم و سپس ریاست جمهوری پاکستان دست یابد که روند تحولات پاکستان همچنان چالشهایی را در این کشور نشان می دهد. چالشهایی که هر کدام به تنهایی می تواند به بحرانی جدید برای این کشور و شخص زرداری منجر گردد.
1) مهمترین مسئله در پاکستان ادامه یافتن رقابت های سیاسی و عدم اجرای ثبات در کشور است. هر چند که گروه های سیاسی برای حل اختلاف ها بر برخی ائتلاف ها تاکید کرده اند اما آنچه مسلم است، هیچکدام از گروه ها پذیرنده قدرت انحصاری زرداری و حزب مردم نمی باشند. حفظ قدرت نخست وزیر و رئیس جمهور در دستان حزب مردم به منزله حذف سایر گروه ها در عرصه سیاسی است. در چنین شرایطی احزاب بزرگی چون حزب مسلم لیگ شاخه نواز و مسلم لیگ شاخه قاعد اعظم ضمن قرارگرفتن در طیف اپوزیسیون بر بازگشت قدرت به پارلمان و تشریفاتی شدن قدرت رئیس جمهور تاکید کرده اند. آنها برآنند تا با این اقدام ، دولت را به پذیرش خواسته های خود بویژه تقسیم قدرت وادار سازند. با توجه به جایگاه این گروه ها در میان طوایف بویژه طالبان زرداری برای حفظ قدرت و تامین امنیت چاره ای جز پذیرش برخی خواسته های آنها ندارد.
2) از اصول اساسی پاکستان فعالیت های ارتش می باشد. روند تحولات سیاسی این کشور در ماههای اخیر بویژه در زمان برکناری مشرف و آمدن زرداری بیانگر سکوت تامل برانگیز ارتش می باشد.
اکنون این سناریو مطرح است که ارتش با سکوت خود تلاش کرده تا بحران سیاسی در کشور خاتمه یافته و سپس براساس شرایط جدید موضع گیری نماید. عدم هماهنگی سیاست های دولت با ارتش میتواند به تقابل طرفین و حتی کودتای نظامی در این کشور منجر شود. در این شرایط سکوت ارتش را نمیتوان نشانه رضایت آن از روند تحولات دانست بلکه پیش زمینه هایی برای موضع گیری های آینده و گامهای جدید آن برای احیای قدرت است.
3) چگونگی تعامل با کشورهای همسایه بویژه با هند و پاکستان از اموری است که می تواند در تحولات آینده پاکستان تاثیرگذار باشد. تاکید آصف علی زرداری در مراسم سوگند ریاست جمهوری بر توسعه روابط با کشورهای همسایه و برقراری امنیت در مرزها به عنوان اولویت کاری اش را می توان برگرفته از دغدغه های منطقه ای زرداری دانست. در ماه های اخیر روابط پاکستان با هند و افغانستان با بحران مواجه شده لذا وی سعی خواهد کرد تا با احیای این روابط از چالشهای منطقه ای جلوگیری نماید.
4) نکته دیگر در تحولات پاکستان عملکردهای آمریکا است . واشنگتن که همواره پاکستان را متحد خود در منطقه می داند تلاش دارد تا همچنان از ظرفیت های این کشور برای مبارزه با تروریسم و برقراری ثبات در افغانستان استفاده نماید. مواضع اخیر آمریکایی ها بویژه تاکید آنان بر لزوم تغییر مواضع پاکستان از حامی طالبان به متحد ثابت آمریکا را می توان نشانه ای بر تحرکات ویژه واشنگتن در قبال این کشور دانست. آنها برآنند تا با استفاده از چماق و هویج هایی اسلام آباد را به همکاری وادار سازند چنانکه بوش در استراتژی خاورمیانه خود برهمکاری پاکستان تاکید داشت.
در نهایت می توان گفت که پاکستان و شخص زرداری آینده ای دشوار را در پیش روی دارند که میتواند به استمرار بحران سیاسی و امنیتی منجر گردد. در این میان تکرار ائتلاف ها و پایان دادن به درگیریهای قبیله ای می تواند راهگشای این بحران ها باشد هر چند که تاکید گروه ها بر تقسیم قدرت و مداخلات قدرت های بزرگ در امور داخلی پاکستان این مهم را با چالشهایی مواجه می سازد.