شکست اسرائیل در تهاجم سی و سه روزه اش به لبنان به تدریج پیامدهایش را نشان می دهد. کناره گیری رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل و پذیرفتن ضعفها در اداره جنگ، تحول مهمی است. هر چند گمان نمی رود با کنار رفتن تنها یک فرد، بحران سیاسی به وجود آمده فروکش کند زیرا انتقادهای مشابهی متوجه شخص نخست وزیر اسرائیل شده است ولی آیا او نیز شهامت ژنرال کناره رفته از ریاست ستاد ارتش را خواهد داشت و از قدرت کناره گیری خواهد کرد؟ گمان نمی رود چنین شود، زیرا پیامدهای سیاسی چنین تحولی، عمیق تر از آن خواهد بود که در ظاهر امر به نظر می رسد.با این حال، طرح شخصیتهایی مانند باراک، که ممکن است برای فرونشاندن بحران وارد عمل شوند، بدین معناست که اگر مصلحت ایجاب کند «اولمرت» نیز قربانی خواهد شد. به این ترتیب مشاهده می شود که پیامدهای شکست در لبنان برای هر دو طرف، بحران سیاسی عمیقی به وجود آورده است زیرا در لبنان مقاومت اسلامی را در موقعیتی قرار داده است که خواهان اصلاح ساختار قدرت و متناسب کردن آن با شرایط جدید شود و در اسرائیل زلزله ای سیاسی به وجود آورده و این پرسش را مطرح کرده است که چگونه ارتش اسرائیل با آن همه تجهیزات پیشرفته نتوانست با حزب ا...، مقابله ای کند که از آن انتظار می رفت. با این حال پذیرش اصل شکست در اسرائیل مهم است و قطع نظر از مسؤولان آن، می تواند برای آینده صلح و ثبات خاورمیانه حایز اهمیت باشد. دست کم می توان گفت که جناحی از قدرت را در تل آویو تقویت می کند که شرایط تغییر یافته را زودتر درک کرده و قدرت انطباق با آن را پیدا کند. اکنون بیش از هر زمانی این واقعیت روشن تر شده است که خاورمیانه راه حل نظامی ندارد و باید راه حلی سیاسی برای آن جستجو کرد.
منتها حقیقت آن است که در میان رهبران کنونی اسرائیل وحدت نظری در قبال این موضوع وجود ندارد، راه حل نظامی هم چنان برای آنها وسوسه انگیز است و این گروه فکر می کند می توانند درسهایی از شکست در لبنان بیاموزند و با جبران ضعفها می توانند به بازسازی و باز تولید خصلت تجاوزکارانه و توسعه ارضی مبادرت ورزند. اما آنها یک واقعیت مهم را به درستی درک نکرده اند و آن واقعیت این است که آنچه باعث شکست آنها در تهاجم گسترده در لبنان شد در توازن استراتژیک قدرت نظامی نبود.
در جنگ سی و سه روزه اسرائیل در لبنان مشکل آرایش نیروها با نمونه جنگهایی که ارتش اسرائیل برای آن تربیت شده کاملاً متفاوت بود. ارتش اسرائیل در جنگهای قبلی با اعراب ارتشهای عربی را در کوتاهترین زمان ممکن شکست می داد زیرا توازن استراتژیک قدرت کاملاً به نفعش بود. عینی ترین نمونه جنگ شش روزه ژوئن 1967 بود. اساساً اسرائیل کشوری کوچک، آسیب پذیر وابسته به منابع قدرت جهانی است و نمی تواند در جنگی بلندمدت بدون آنکه متحمل شکست شود درگیر شود. تهاجم به لبنان طولانی ترین جنگ اسرائیل علیه کشورهای عرب است و قطع آن نیز بعد از سی و سه روز دقیقاً در ارتباط با همین واقعیت قابل توضیح می شود. گذشته از این معادلات جدیدی وارد جنگ اسرائیل علیه مردم لبنان شده بودند و دو موضوع قابل تأمل وجود داشت:
1- قدرت مقاومت حزب ا...
2- اراده سیاسی پرتاب موشک به داخل اسرائیل
آنچه به عنوان تجربه اندوزی از جنگ لبنان اکنون در اسرائیل مطرح است در ارتباط با این دو مطلب است. پرسش این است که چه شد که حزب ا... با وجود تهاجمات گسترده و تخریب وسیع زیربنای اقتصادی لبنان، توانست مقاومت کند و پرسش مهمتر و آزاردهنده تر برای اسرائیل این بود که چگونه حزب ا... توانست جرأت کند که با پرتاب موشک زندگی شهرک نشینان صهیونیست را به خطر بیندازد؟
ورود موشک به داخل اسرائیل بدین معناست که ارتش اسرائیل از توان حفظ آرامش و ثبات شهرکها ناتوان است و اگر موشکهای قدرتمندتر و با برد بیشتر به دست دشمنانش بیفتد، ارتش با وجود تجهیزات پیشرفته و آموزش و قدرت نمی تواند اسرائیل را حفظ کند. اهمیت این موضوع بخصوص در این است که اعتماد ملی از ارتش اسرائیل را کاهش داده است. بحران سیاسی به وجود آمده ناشی از همین واقعیت است، به ویژه آنکه موشکهای حزب ا... از آن درجه از پیشرفت و قدرت تخریب هم برخوردار نبودند که هزینه استقرار موشکهای ضد موشک «پاتریوت» را توجیه پذیر سازند، منتها تأثیرات روانی آنها بسیار بالا بود و برای اولین بار آسیب پذیری اسرائیل را در ذهنیت شهرک نشینان وارد کرد و دولت و ارتش را ناتوان نمایش داد. این که مشاهده می شود در لبنان نیز بحران سیاسی دامن زده می شود، هدف آن است که اعتماد به قدرت ارتش اسرائیل را در داخل بازسازی کنند و قدرت شکل گرفته در لبنان را از طریق بحران طایفه ای خنثی نمایند.
در چنین محاسبه ای تنها لبنان قرار نمی گیرد و سایر کشورها نیز مطرح می شوند، راه حلی که آمریکا برای نجات اسرائیل از بحران یافته است دو جنبه دارد. اول این که تضادها در لبنان، عراق و سایر کشورها را فرقه ای - طایفه ای کند و ثانیاً طرح صلح خاورمیانه بین فلسطینیان و اسرائیل را مجدداً فعال کند، سفر خانم رایس، وزیر امور خارجه آمریکا به خاورمیانه در واقع به همین منظور صورت گرفت. پیامد احتمالی این حرکت آمریکا در لبنان سخت تر شدن مواضع دولت فؤاد سینیوره در مقابل درخواست تعدیل قدرت از طرف مقاومت اسلامی و نشان دادن چراغ سبز به سوریه درباره پذیرش حاکمیتش بر بلندیهای جولان به قصد حذف حمایت از حزب ا... لبنان خواهد بود. هدف نهایی همه این اقدامها نجات اسرائیل از بحران ناشی از شکست نظامی در لبنان است.