صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۱۳:۱۶  ، 
کد خبر : ۵۱۱۳۲
مروری بر جشنواره فیلم«جم» به بهانه سالروز آغاز جنگ تحمیلی

یک حرکت رو به جلو و درخور تقدیر


رامین شریف زاده
تمامی ملت هایی که اهل ایثار و فداکاری بوده اند و ترس از مرگ و شهادت در دل هایشان راهی نداشته است با مرگ و جانفشانی، به عزت و شرف دست یافته و نام و یادشان بزرگ و به یاد ماندنی بر لوح دل ها به ثبت رسیده است. ملتی که از شهادت استقبال کند و آمادگی لازم را برای ایثار، فداکاری و از خود گذشتگی در راه اهداف خویش داشته، همیشه عزیز و سر بلند بوده و مورد تحسین همه انسان های منصف و آزاده است. از این رو است که اولیای دین و متفکران واقع بین نه تنها مردم را به دفاع از ایمان، اعتقاد و ارزش های دینی و ملی دعوت کرده اند، بلکه دفاع از جان و مال و ناموس را نیز لازم شمرده و هر آنکه را که در این عرصه جان باخته، «شهید» خوانده اند.
رهبر معظم انقلاب در مقام پاسداشت از آن همه شهامت و دلیر مردی می فرمایند:
«شهیدان ما این حق بزرگ را بر فرهنگ اسلامی و همه وابستگان و دلبستگان به آن در سراسر جهان دارا می باشند که یکی از سرفصل های مهم ولی فراموش شده این فرهنگ را در دنیای مادی امروز زنده کرده اند و آن فداکاری و از خود گذشتگی برای آرمان های بلند اسلامی و انسانی است. دنیای مادی امروز بیش از همیشه قربانی سودطلبی ها و خودخواهی ها است. شهیدان ما در ظلمات مادی‌گری این دوران بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای آرمان های بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسان های پاک طینت و حق طلب نشان دادند.»
از آنجا که جریان تقابل حق و باطل جریانی ازلی و ابدی است و جهان هیچ گاه از این دو جنبه خالی نبوده و نخواهد بود، طبعاً بقای جبهه حق، به خصوص اندیشه ای که بخواهد در عالم فرا گیر شود و عرصه را بر زورمندان و قدرتمندان تنگ نماید، حق مظلومان و مستضعفان را از ستمگران و مستکبران بستاند، نیازمند راه های مختلف و مناسبی است که به یقین فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت یکی از مهمترین راه ها و عوامل پیروزی در این رویارویی است.
دشمنان که به خوبی این رمز پیروزی را شناسایی کرده و در طول تاریخ همواره تلاش کرده اند تا مردم را از این فرهنگ رهایی بخش جدا سازند. بی شک وظیفه هنر و هنرمند واقعی در چنین مقاطع حساسی است که برجسته می شود و فرق میان هنر متعالی و به ظاهر هنرهایی که انگیزه ای جز سرگرمی و لذت جویی صرف ندارند، ظاهر می شود.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به ارزش هنر در دنیای کنونی و توقع نظام از هنرمندان برای زنده نگاه داشتن روح مقاومت، ایثار و از خود گذشتگی در کشور می فرمایند:
«توقع انقلاب از هنر و هنرمند، مبتنی بر نگاه زیباشناختی در زمینه هنر است، که توقع زیادی هم نیست. ملتی در یک دفاع هشت ساله با همه وجود به میدان آمد. جوانان به جبهه رفتند و از فداکاری در راه ارزشی که برای آنها وجود داشت، استقبال کردند، مادران و پدران و همسران و فرزندان و کسانی که پشت جبهه تلاش می کردند نیز طور دیگری حماسه آفریدند. شما خاطرات هشت سال دفاع مقدس را مرور کنید، ببینید برای یک نگاه هنرمندانه به حالت و کیفیت یک جامعه، چیزی از این زیباتر پیدا می کنید؟ شما در عالیترین آثار دراماتیک دنیا، آن جایی که به فداکاری یک انسان برخورد می‌کنید، او را تحسین و ستایش می کنید. هزاران حادثه به مراتب با ارزش تر و بزرگ تر از آنچه که در یک اثر هنری نشان داده شده، در دوران هشت سال دفاع مقدس و در خود انقلاب، در خانه شما اتفاق افتاد. آیا این زیبایی نیست؟ هنر می تواند از کنار این قضیه بی تفاوت بگذرد؟ توقع انقلاب این است و توقع زیاده خواهانه ای نیست.»
بی‌شک سینمای دفاع مقدس به عنوان یک اتفاق در تاریخ معاصر می تواند ناجی و نجات بخش هنر و سینمای ایران باید باشد. در واقع حال که خواهان سینمای فاخر هستیم می بایست به سینمای دفاع مقدس بها بدهیم، چرا که این سینما شالوده ای از باورهای دینی، اعتقادی و ملی ماست. مروری بر ساخت آثاری با محوریت دفاع مقدس که عملا از سال 1360 به سینمای ایران راه پیدا کردند شاهد این واقعیت بوده ایم که هرگاه سینمای ایران خود را به مفاهیم عمیق دفاع مقدس نزدیک ساخته، تبلور یک سینمای ملی به معنای واقعی، مشاهده شده است. البته این موضوع به این معنا نیست که سینمای دفاع مقدس تنها مظهر سینمای ملی در ایران محسوب می شود اما بی شک یکی از عینی ترین مظاهر تبلور سینمای ملی در کشور، سینمای دفاع مقدس است.
سخن گفتن در این باب که دستاوردهای بی نظیر و شگفت انگیز هشت سال دفاع مقدس به عنوان یک واقعه ملی، مناسب ترین منبع ایجاد یک سینمای ملی است تکرار مکرراتی است که بزرگان جامعه تا کنون بارها و بارها به آن اشاره فرموده اند، لذا به نظر می رسد که مسئولان جدید سینمای کشور در این میان باید توجه و حمایت ویژه ای نسبت به این قبیل تولیدات داشته باشند. اما آنچه که در قدم بعدی اهمیت ویژه ای دارد، به چگونگی حفظ و صیانت این سینما از گزند تحریف ها و کژاندیشی ها بازمی گردد. کم توجهی به چنین آفاتی ریشه سینمایی را که می تواند الگوی به تمام معنا یک سینمای ملی باشد، خیلی سریع و بیرحمانه می خشکاند. به عبارتی امروزه آسیب شناسی سینمای دفاع مقدس به همان اندازه مهم است که تقویت و حمایت از آن اهمیت دارد.
نخستین جشنواره فیلم کوتاه «جم»، (جوانه های مقاومت) اول تا سوم خرداد همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر با هدف ارج نهادن به شان و منزلت حماسه سازان عرصه مقاومت و پایداری در شرایطی برگزار شد که جشنواره فیلم دفاع مقدس به دلیل وقوع پاره ای مشکلات چند سالی است برگزار نمی شود. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به این که باید برای بقای نگاه حماسه سازان دلسوخته عرصه مقاومت و پایداری در آثار سینمایی کوشید و فرهنگ مقاومت و پایداری، سرمایه ای ملی و حماسه ای فراگیر است از این جشنواره حمایت کرد.
اینکه جشنواره فیلم کوتاه جم (جوانه های مقاومت) تا چه حد در تقویت روحیه ایثار، پایداری و مقاومت و یا ارج نهادن به شان و منزلت حماسه سازان عرصه مقاومت موفق و موثر ظاهر شده موضوعی است که در ادامه به آن پرداخته می شود.
آثاری در جهت تقویت روحیه مقاومت
خوشبختانه بخش عمده ای از فیلم های شرکت یافته در بخش های مختلف فیلم کوتاه جم، همانگونه که هدف اصلی برگزاری این جشنواره بود در جهت ارج نهادن به شان و منزلت حماسه سازان عرصه مقاومت به تولید رسیده بود. فیلم هایی چون «آزاده»،«پستوی خالی»، «طلوعی دیگر»، «نقش خیال تو»، «حضور»، «خورشیدهای بی غروب» و«تا تو هستی» با پرداختن به وضعیت خانواده شهدا و معضلاتشان، البته با حفظ حرمت و جایگاه آنان به نوعی هم دردی خود را با این قشر اعلام می کند.
در فیلم های «از میان آینه»، «بهار»، «چشمان پدر»، «انتظار»، «او را صدا بزن»، «چشمهایش»،«همپای مرگ»، «در آستانه بهشت»، «دست نیاز کوی طلب»،«دیدار» و «کوبار» با پرداختن به وضعیت و مشکلات جانبازان به خصوص آنان که به دلایل مختلف بینایی خود را از دست داده‌اند و همچنین معضلاتی که فرزندان و همسران آنان به دلیل این جانبازی در جامعه با آن رو به رو هستند، به مقام و جایگاه رفیع آنان ارج نهاده شد.
همچنین است یادآوری و مرور خاطرات هشت سال دفاع مظلومانه رزمندگان ایران در برابر حمله ناجوانمردانه سربازان رژیم بعث عراق که در فیلم هایی چون «دیده بان»،«اول 95»،«زمین سوخته»، «زمین من»، «مثل یک اتفاق سفید»، «نگذار دلت بمیرد»، «همسفر خاموش»، »همه دانه های ما»،«یک قدم آن سو تر»، «مزرعه من»، «نگاه»،«پل بعثت»،«صبح یک روز بهاری» و «مقاومت» تجلی یافت.
اما همانگونه که مسئولان برگزاری جشنواره به آن اشاره داشته اند، بحث مقاومت و پایداری تنها به ایران و هشت سال دفاع مقدس محدود نمی شود. در حقیقت مقاومت هشت ساله ایران در برابر تهاجم نیروهای غاصب عراقی، تجلی معنای عمیق و رفیع پایداری و مقاومت مورد تاکید اسلام بوده و بی‌شک نمونه های دیگر آن را نیز می توان در مقاومت و پایداری مردم لبنان و فلسطین در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی دید. در حقیقت ساخت فیلم های چون «مشت»،«من آمریکا را دوست داشتم»، «نفس»،«نیروی ویژه»، «دشمن پشت دروازه» و«دیوار» نیز در همین راستا ارزیابی می شود.
در میان آثار به نمایش آمده در نخستین جشنواره فیلم کوتاه جم، برخی تولیدات با محور قرار دادن بحث کم اعتنایی به مقام شهدا و جانبازان مثل فیلم های «وطن دوستی»، «از من بنویس» و«آن روی دیگر» در واقع به نوعی این ضعف را به مسئولان و جامعه گوشزد کرده و یا پرداختن به پیامدهای نامطلوب جنگ که با گذشت بیش از 20 سال همچنان جامعه را مورد تهدید قرار می دهد مثل مین های عمل نکرده و عوارض شیمیایی در فیلم های«گلدانی برای زمین» و «لالایی برای گهواره خالی» به نوعی د ین خود را به جانبازان و شهدا ادا کرده اند.
آثاری در جهت تضعیف یا تخریب روحیه پایداری و مقاومت
گو اینکه معضل تولید آثاری که در لفافه دفاع مقدس و یا تقویت روحیه پایداری، به تخریب ارزش ها می‌پردازند، موضوعی است که رهایی از آن اگر نه غیرممکن اما بسی دشوار است. در حالی که انتظار می‌رود با وجود پشتوانه های عظیم معنوی و الهی شاهد تولید آثاری در خور آن همه دلاور مردی ها و رشادت ها باشیم متاسفانه با گذشت زمانی کمتر از دو دهه فیلم هایی بر پرده سینماهای کشور رخ عیان می کنند که در آنها نه تنها از آنهمه حماسه و شکوه سخنی به میان نمی آید بلکه گاه آن دلاورمردان عرصه نبرد به جرم دفاع از میهن و آرمان هایشان بی رحمانه به پای میز محاکمه نیز کشیده می‌شوند. این موضوع نشان دهنده آن است که برخی کارگردان ها یا به خوبی مفهوم دفاع را درک نکرده و در این زمینه دچار کج فهمی شده اند و یا با اغراض و نیات خاصی که همانا تحریف واقعیات است پا به عرصه سینمای کشور گذاشته اند.
فیلم«تخم مرغ جنگی» ساخته سیدرضا صافی که به صورت موزیکال و در قالبی طنز در جشنواره جم به تصویر درآمد، حاوی نکات قابل تاملی بود. «عبدو» به دلیل عشق زیاده از حد خود به«لیلی» حاضر به ترک او و رفتن به جبهه نبود. لیلی بارها از عبدو خواست تا برای دفاع از دین و مملکت او همچون سایر مردان و جوانان شهر به جبهه برود. کارگردان در یک بی سلیقگی کامل هر کجا که نصایح لیلی را به نمایش می گذاشت به جای صدای لیلی از «وز، وز» مگس و یا «قور، قور» قورباغه استفاده می کرد. از دیگر سو رفتارهای تحقیرآمیز عبدو در سنگر (دست و پاچلفتی بودن) و نوع پوشش عبدو در جبهه جنگ احمقانه، نابخردانه و توهین آمیز به رزمندگان بوده و در واقع برداشتی کاملا ناشیانه از آثار طنز جنگی ایتالیایی است که کوچکترین مبنا و سنخیتی با ایران و ایرانی ندارد. در انتهای داستان نیز عبدو احمق قصه به یکباره قهرمان جنگ شده و با حمله به سنگر دشمن، شجاعت و دلاوری را به سایر رزمندگان که مخلصانه جان خود را در طبق اخلاص نهاده بودند، می آموزد.
اما در فیلم«خاموشی» ساخته بیژن میرباقری، زندگی جراحی به تصویر آمده که با شروع حمله عراق به ایران بر اساس تکلیف، رفتن به جبهه را به ماندن در شهر ترجیح داده است. این موضوع باعث شده تا همسرش باور کند که عشق شوهر به وی کم شده است. کارگردان در عملکردی بسیار زیرکانه ضمن تایید این موضوع، رفتار تلافی جویانه همسر در برابر شوهرش را مورد تایید قرار می دهد. به عبارتی زن با مطرح کردن این موضوع که چون شوهرش بی خبر زندگی را برای رفتن به جبهه ترک می‌کرده، الان او نیز حق دارد بدون هیچ محملی و تنها در یک حرکت تلافی جویانه زندگی را ترک کرده و شوهرش را تنها بگذارد. توهم زندگی های بدون انگیزه و حرکت های انتقام جویانه زنان در قبال حضور مردان در جبهه ها نخستین پیامی است که از فیلم به مخاطب انتقال می یابد. لازم به ذکر نیست که در سال‌های جنگ، روحیه و انگیزه های پایداری و از خود گذشتگی بانوان محترم زمینه های دلگرمی حضور رزمندگان در جبهه ها را فراهم می ساخت. از دیگر سو انجام وظیفه و ادای د ین افراد به دین و مملکت، انگیزه حضور در جبهه ها بوده و نمی توان آن را در سطح یک احساسی که در نهایت منجر به مقابله مثل هم می شود، تنزل داد. حال چه رسد به آنکه این عمل زن نیز در فیلم توجیه شود.
اما در فیلم «یادداشتی بر زمان» سیاه نمایی از وضعیت جامعه به وضوح به تصویر کشیده شده است. کودک ماهیگیر در حالیکه در یک دست قلاب و در دست دیگر ماهی صید کرده اش را حمل می کند از کنار دیواری عبور می کند که روی آن جمله «مرگ بر شاه» نوشته شده است. این دیوار نویسی حکایت از دوران شاه و سالهای نخست انقلاب می کند. در سکانس بعدی همان کودک که اکنون به جوانی برومند تبدیل شده است در یک دست چوب ماهیگیری و در دست دیگر فانوسقه که نماد نظامی‌گری و جنگ است را حمل می کند، شعار روی دیوار نیز به «مرگ بر صدام» تغییر پیدا کرده است. به عبارت دیگر حاصل صید او در رژیم پهلوی ماهی _ نماد روزی و آذوقه _ بوده و حاصل صیدش در حکومت فعلی، فانوسقه _ نماد جنگ و خونریزی _ می باشد.
آثاری بی ارتباط با پایداری و مقاومت
یکی از عمده مشکلات جشنواره های وطنی که متاسفانه دامنگیر تمامی جشنواره ها نیز شده است، بحث حضور فیلم های بی ارتباط با موضوع جشنواره است که به نوبه خود شائبه«مدیریت آماری» (برخی مدیران با ارائه آمار هر چه بیشتر دستاوردهای خود سعی در توجیه و القای عملکرد مثبت خود را دارند) را در ذهن مخاطب متبادر می سازد. متاسفانه در نخستین جشنواره جم شاهد برخی آثار بودیم که کوچکترین سنخیتی با بحث ترویج روحیه مقاومت و پایداری نداشت.
در فیلم «قربانی» ساخته پناه برخدا رضایی که تقریبا پای ثابت جشنواره های سال های اخیر شده نه تنها اثری از موضوع پایداری و مقاومت دیده نمی شود بلکه به نوعی توهین به ارزش ها نیز مورد تاکید قرار می گیرد. فیلم «قربانی» قصه زن نگون بختی است که از بچگی دچار بدبختی و مصیبت بوده و در بزرگسالی نیز پس از ازدواج با یک مرد لال فرزندانش را مرده به دنیا می آورد. مردم روستا نیز با او رابطه‌ای نداشته و او را نحس می دانند. آخرین بدبختی و مصیبت زن زمانی گریبان گیر او می شود که تمامی مردم روستا برای زیارت، دهکده را ترک کرده اند. درد زایمان زن را فرا گرفته و شوهر به تنهایی کاری از دستش برنمی آید. زن در کمال مظلومیت می میرد. همزمان ساختن حضور مردم روستا در امامزاده و صرف اوقاتشان در انجام عبادات مذهبی و آداب احترام به امامزاده با زمان نیازمندی زن و مرد روستایی به کمک مردم در اوج نیازمندی تاکیدی صریح بر دست و پاگیر بودن توجه به آداب و مراسم مذهبی و همچنین غفلت انسان ها از حال یکدیگر در زمان توجه به آداب مذهبی دارد.
فیلم «جایی دنج برای ماهی ها» ساخته ناصر ضمیری قصه مردو زن نانیسمی است که پس از سال‌ها در انتظار به دنیا آمدن نخستین فرزند خود هستند. زن نگران است که کودک کوتوله به دنیا آمده و در آینده پدر و مادرش را به خاطر به دنیا آوردن او سرزنش و یا حتی نفرین کند. سرانجام نیز کودک سقط می‌شود. این که این فیلم چگونه می تواند روحیه مقاومت و پایداری را در ذهن مخاطب شکوفا کند، موضوعی است که مسئولان جشنواره باید پاسخگوی آن باشند.
در این میان فیلم های چون «سراب» ساخته بهزاد رسول زاده که نمایی از زندگی پیرمردی است که با قاچاق پوشاک و البسه از ایران به باکو، روزگار می گذراند و یا «پ مثل ...!»ساخته سیدحسن ایزانلو که در باره مردی است که تصادف کرده و ماشینش از جاده خارج شده و خیلی زود پلیس از راه رسیده و به مرد کمک می کنند و یا حتی فیلم «جرس» به کارگردانی یداله عابدی که داستان مرد هنرمندی است که با قطعات فلز زنگوله های زیبایی درست می کند که بر گردن گوسفندان آویخته می شود، گوسفندان قربانی می‌شوند و زنگوله ها به گردن گوسفندان جوان تر آویخته می شود، تنها بخشی از انبوه آثاری است که کوچکترین سنخیتی با ترویج مفهوم پایداری و مقاومت نداشته و تنها استفاده اش «مدیریت آماری» می‌باشد. فیلم های«مردان اسطوره ای»، «مدار بسته»، «عروسک گمشده»، «دست های رنگی»، «چهار دیواری» و «آیچا» نیز از دیگر آثار بی ارتباط با جشنواره محسوب می شود که در بخش های مختلف جشنواره به نمایش درآمدند.
آن چه در مجموع باید به آن اشاره داشت آنکه برگزاری جشنواره های موضوعی چون جشنواره «جم» اگر چه می تواند سینما را در رسیدن به اهداف متعالی اش یاری دهد اما چنانچه مرزها و مفاهیم خود را کاملا روشن و شفاف نسازد، خیلی زود از مسیر اصلی خود منحرف شده و راهی بر خلاف اهداف اولیه خود می پیماید.«جشنواره حقیقت» نمونه آشکاری از این اتفاق نامیمون است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات