بحران اقتصادی و سقوط شاخص سهام ها برای چندمین روز متوالی باز هم به شدت سقوط کرد تا ثابت شود بحران اقتصادی آمریکا جهانی شده و سراسر جهان را در خود در نوردیده است. از فرانکفورت تا مسکو، از ابوظبی تا بمبئی و از توکیو تا سیدنی، سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی به طور جدی دردی را که از وال استریت برخاسته است، احساس می کنند. با بی نتیجه ماندن اقدامات ضربتی اقتصادهای بزرگ جهان برای جلوگیری از تشدید بحران مالی، جمعه گذشته به جمعه سیاه اقتصاد جهان تبدیل شد که طی آن شاخص بورسهای مهم دنیا از 4 تا 10 درصد کاهش یافت.
بازارهای سهام آمریکا پس از آنکه بن برنانکه، رئیس بانک مرکزی این کشور گفت که به نظر او وضع اقتصاد آمریکا از این بدتر خواهد شد، شدیدا افت کرد، به گونه ای که شاخص سهام داو جونز که متشکل از سهام شرکت های صنعتی است 508 واحد معادل بیش از پنج درصد سقوط کرد. این بازار طی پنج روز کاری اخیر خود 1400 واحد یعنی تقریبا 13 درصد سقوط کرده است. شاخص وسیعتر اس اند پی 500 نیز به رقم 25.995 سقوط کرد که کمترین میزان از سپتامبر 2003 تاکنون است.
در همین حال شاخص فوتسی 100 لندن و عمده ترین بازار بورس فرانسه نیز در پایان روز کمی بالاتر از آغاز روز بسته شد. در روز سه شنبه گذشته بازار نیک ی ژاپن سه درصد از ارزش خود را از دست داد. با این حال در استرالیا بازارهای بورس پس از آنکه بانک مرکزی نرخ سود بانکی را از هفت به شش درصد کاهش داد، جهش کردند.
بن برنانکه، رئیس بانک مرکزی آمریکا همچنین گفت: «آمریکا با یک بحران مالی در ابعاد تاریخی روبه رو است و بانک مرکزی ممکن است آماده کاهش نرخ سود برای کمک به رشد اقتصادی باشد. البته با توجه به افت بهای نفت و سایر کالاهای اساسی، چشم انداز تورم بهبود یافته است.»
در عین حال اسپانیا، بلژیک و هلند به طور چشمگیری رقم ضمانت شده سپرده های بانکی را بالا برده اند. رقم ضمانت مبلغی است که دولت تضمین می کند در صورت ورشکستی بانک به سپرده گذاران پرداخت می کند. وزیران دارایی اتحادیه اروپا نیز با تضمین حداقل 50 هزار یورو از سپرده های مردم در بانک های خصوصی در سراسر اتحادیه اروپا موافقت کرده اند.
همزمان صندوق بین المللی پول گزارش داد که ادامه سقوط بازار مسکن در آمریکا و گسترش رکود اقتصادی به این معنی است که مشکلات بازپرداخت وام ها افزایش خواهد یافت و هنوز بحران به اوج خود نرسیده است.
در همین رابطه جوزف استیگلیتز برنده نوبل اقتصاد با تاکید بر این موضوع خواهان پایان دادن به «بنیادگرایی اقتصاد بازار» شده است. برخی کارشناسان معتقدند اقدام دولت انگلیس در تزریق میلیاردها پوند به بازار نمی تواند آرامش را به نظام بانکی بازگرداند.
بحران در میان عرب ها
اما در پی سقوط سهام بازارهای جهانی، شاخص سهام در کشورهای عربی نیز سیر صعودی به خود گرفت. خسارت های وارده به بازارهای مالی امارات متحده عربی در معاملات روزسه شنبه 7 اکتبر از مرز 27 میلیارد و200 میلیون درهم گذشت.
در پی شدت یافتن بحران در بازارهای مالی امارات سرمایه گذاران در بازارهای مالی دبی و ابوظبی و کارشناسان برای چندمین بار در دو ماهه اخیر از دولت درخواست مداخله کردند و این در حالی است که وزارت اقتصاد امارات تاکنون هیچ نظری برای دخالت در بازارهای مالی ارائه نمی کند. راشد البلوشی، مدیر اجرایی بورس ابوظبی نیز از دولت درخواست کرد برای گریز از بحران در بازارهای مالی مداخله کند. وی بهترین راه حل مسایل پیش آمده در بازارهای مالی امارات را مداخله مستقیم دولت ذکر کرد. مشابه چنین وضعیتی دامنگیر بازارهای بورس عربستان سعودی، مصر و بحرین نیز شده است.
سقوط قیمت نفت
از سوی دیگر در پی افزایش بحران اقتصادی جهان قیمت نفت ناگهان سقوط کرد و به مرز 86 دلار در هر بشکه رسید. شکیب خلیل، رئیس سازمان کشورهای صادرکننده نفت اوپک تاکید کرد، بحران مالی غرب موجب کاهش سه میلیون بشکه ای تقاضای جهانی نفت در ماه های اخیر شده است. وی تصریح کرد، در ماه های آینده تنها عرضه و تقاضا، قیمت نفت را تعیین خواهد کرد و اوپک به وظیفه خود برای برقراری ثبات در بازار نفت ادامه خواهد داد. وی افزود: «مهمترین موضوع نشست 17 دسامبر اوپک، اتخاذ تصمیمی مناسب برای تضمین ثبات و آرامش در بازار خواهد بود. بحران مالی غرب مشکلات اقتصادی زیادی را برای جهان ایجاد کرده و موجب افت سه میلیون بشکه ای تقاضای جهانی نفت شده است. اوپک در نشست آتی خود سعی می کند، آثار منفی بحران مالی جهان را بر قیمت نفت، کنترل کند.»
پایان تاریخ و سقوط شرکت آمریکا
اما فرانسیس فوکویاما واضع تئوری پایان تاریخ در نوشتاری جالب توجه در باب این بحران چنین نوشته است: شاید به سختی بتوان دریافت که تا چه حد علائم مشخصه هویت آمریکا از اعتبار ساقط شده اند. مابین سال های 2002 تا 2007، یعنی هنگامیکه دنیا از رشدی بی سابقه برخوردار بود به راحتی می شد از عقیده سوسیالیستهای اروپایی و توده گراهای آمریکایی چشم پوشی کرد. عقایدی که الگوی اقتصادی ایالات متحده را به عنوان « نظام سرمایه داری گاوچرانها» مورد نکوهش قرار داده و تقبیح می کردند. اما درحال حاضر موتور رشد این اقتصاد آمریکایی از ریل خارج شده و می رود تا تهدیدی باشد برای به زیر چرخ کشیدن بقیه قسمتهای دنیا. بدتر از همه، این خود الگوی آمریکایی است که به عنوان متهم خطاب قرار می گیرد. واشنگتن تحت تاثیر شعار نظارت و کنترل کمتر، از ساماندهی بخش مالی بازماند و اجازه داد تا گزند و آسیب مهیبی را به دیگر قسمتهای دنیا وارد سازد.
نظام دموکراسی نیز حتی پیشتر از این لکه دار شده بود. هنگامیکه ثابت شد رژیم صدام فاقد سلاحهای کشتار جمعی (WMD) است، دولت بوش با استفاده از مرتبط ساختن جنگ عراق با یک برنامه کاری جامع تر تحت عنوان «برنامه کاری آزادی» در پی توجیه کردن حمله خود به عراق بود و تبلیغ دموکراسی به یک باره به عنوان یک سلاح عمده در جنگ علیه تروریسم بکار گرفته شد. برای بسیاری از مردم سراسر دنیا، سخنرانی آمریکا در مورد دموکراسی تا حدود زیادی شبیه بهانه ای برای افزایش چیرگی و تسلط آمریکا به نظر می آید.
بخش دیگری از بدنامی آمریکا که موجب انتقاد شده است، بخش مربوط به دموکراسی و تمایل ایالات متحده به حمایت از دیگر دولتهای دموکراسی سراسر جهان می باشد. این ویژگی آرمان گرایانه در سیاست خارجی ایالات متحده در طول سده گذشته، یعنی از شروع اتحادیه ملل وودرو ویلسون(Woodrow Wilson) تا پایان دوره آزادی های چهارگانه دولت روزولت و دوره دعوت ریگان از میخائیل گورباچف برای « فروکوبیدن این دیوار» در سیاست خارجی ایالات متحده بطور ثابت حضور داشته است.
ترویج دموکراسی از طریق دیپلماسی، کمک به گروه های جامعه شهری، آزادی رسانه ها و مواردی از این قبیل هیچ گاه بحث آفرین نبوده است. مسئله فعلی این است که دولت بوش برای توجیه جنگ عراق، با استفاده از دموکراسی به بسیاری از مردم دنیا نشان داد که «دموکراسی» کلمه رمز تهاجم نظامی و تغییر حکومت ها است. (هرج و مرج به وجود آمده در عراق حتی به ارائه تصویر درستی از دموکراسی نیز کمک نکرد.) خاورمیانه به خصوص از آنجایی که آمریکا از هم پیمانان غیر دموکرات نظیر عربستان سعودی حمایت کرده و از همکاری با گروه هایی نظیر حماس و حزب الله که با استفاده از انتخابات به قدرت رسیده اند خودداری می کند، تبدیل به میدانی از مین برای هر دولت آمریکایی شده است. هنگامیکه به دفاع از «برنامه کاری آزادی» می پردازیم، آن قدرها هم شایسته اعتماد نیستیم. از نقطه نظر جهانی ایالات متحده از موقعیت مسلطی که تاکنون از آن برخوردار بوده است، بهره ای نخواهد برد و این همان چیزی است که با تهاجم 7 اوت روسیه به ایالت گرجستان مورد تاکید قرار گرفت. قدرت آمریکا و به همان نسبت منابع مالی آمریکا در شکل دهی اقتصاد جهانی از طریق معاهدات تجاری، IMF و بانک جهانی رو به کاهش خواهد رفت و ایده ها، مصلحت اندیشی ها و حتی کمک های آمریکا در بسیاری از نقاط دنیا کمتر از زمان فعلی مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
ایران و بحران اقتصادی جهان
بحران اقتصادی آمریکا نه تنها ناشی از عملکرد اقتصادی است بلکه به فعالیت های نادرست سیاسی و نظامی نیز بر می گردد.
دکتر محمدباقر صدری ـ کارشناس مسائل اقتصادی ـ در خصوص تاثیرات احتمالی این بحران بر وضعیت ایران می گوید: اگرچه بحران در آمریکا آغاز شده اما مانند موجی است که ارتعاشات آن نقاط دورتر را نیز در بر می گیرد. وی ادامه داد: ساختار سرمایه داری به رغم پیوستگی که در درون خود دارد دارای رقابت نیز هست. در بحران ها که حدود سه سال به طول انجامید و کاهش نرخ دلار و افزایش قیمت یورو را همراه داشت اروپا هیچ تصمیمی برای کمک به آمریکا نگرفت.
به گفته او مدیریت آمریکا برای کنترل این بحران مناسب تر از مدیریت اروپا بوده است. وی با بیان اینکه بحران زودتر از آمریکای لاتین به خاورمیانه وارد خواهد شد، تاکید کرد: به اعتقاد من تا شش ماه آینده قیمت نفت به 50 تا 60 دلار خواهد رسید، بنابراین باید اتاق بحرانی تشکیل شده و به فکر تامین بودجه سال آینده باشیم. صدری در پایان گفت: چه بخواهیم چه نخواهیم از بحران آمریکا تاثیر می پذیریم و باید با این معضل با تدبیر برخورد کنیم.