صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۵۱۳۳

استراتژی تهدید و التماس آمریکا


قدس:بهروز فرهمند:سخنان رک و بی پرده وزیر دفاع آمریکا در منامه، آشکارترین دیدگاه یک مقام ارشد کابینه بوش درباره چالشهای اخیر تهران - واشنگتن بود.
رابرت گیتس، روز پنجشنبه هفته گذشته در بحرین به خبرنگاران گفت: به صراحت می گویم، اکنون ایران هیچ نیازی به ما ندارد، بنابراین آمریکا در صورت مذاکره در شرایط کنونی، طرف نیازمند خواهد بود.
رابرت گیتس با بیان نقل قولی از «فردریش بزرگ» گفت: مذاکره بدون اسلحه مانند نت بدون ابزار موسیقی است.
وزیر دفاع ایالات متحده افزود: به نظر من، ما قبل از گفتگو با ایران به اهرم فشار نیازمندیم.
گیتس در عین حال گفت: راهکارهای فراوانی وجود دارد که نیاز به استفاده از زور را منتفی می کنند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه وی بار دیگر تأکید کرد: آمریکا نباید پیش از تقویت مواضع خود با ایران وارد گفتگو شود.
وضعیت جاری منطقه نیز به نوعی تأیید کننده سخنان گیتس است. ایالات متحده تلاش دارد، موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در منطقه تضعیف کند و آنگاه این کشور را از موضع انفعال به پای میز مذاکره بکشاند.
سناریوی کاخ سفید این است: فشارها بر ایران باید افزایش یابد تا این کشور به اصطلاح کم بیاورد و از موضع ضعف، سیگنال هایی را برای مذاکره بفرستد.
افزایش فشارها بر ایران، طرحی است که از سوی واشنگتن، هم پیمانان غربی و متحدان عرب آنها در حوزه های تبلیغاتی - رسانه ای، اقتصادی، سیاسی و نظامی پیگیری می شود، اما این گونه نیست که آمریکایی ها برای تهدیدهای خود حد و مرزی قایل نباشند.
آنها آستانه تهدیدهای خود را براساس واکنش ایران تنظیم می کنند.
بدیهی است، ایران هم گزینه هایی را برای مقابله به مثل در اختیار دارد.اما آمریکایی ها به هیچ وجه خوش ندارند کار به جاهای باریک کشیده شود.
واشنگتن با آوردن و بردن چند ناو، استقرار سیستم موشکی ضدموشک در منطقه و جنگ تبلیغاتی پیچیده و گسترده می خواهد، «به مرگ» بگیرد تا ایرانی ها «به تب» راضی شوند!
بنابراین گیتس چندان هم بیراه نگفته است. سخنان اخیر او در منامه، بیانگر این است که تئوریسین های دولت بوش چندان هم به گزارش کمیسیون بیکر - همیلتون بی توجه نبوده اند.
گزارش کمیسیون دو حزبی مطالعات عراق که رابرت گیتس نیز عضو آن بوده است به واشنگتن توصیه کرد، درباره عراق با ایران و سوریه مذاکره کند، اما واکنش بوش به توصیه آنها بیانگر بی اعتنایی بود.
اما این فقط ظاهر ماجراست. واشنگتن به خوبی دریافته است مذاکره با ایران درباره مسایل منطقه می تواند سودمند باشد و دست کم در برخی حوزه ها روزنه هایی را بگشاید.
حتی نفس بازی مذاکره، صرفنظر از دستاوردهایش برای جلب نظر افکار عمومی در غرب مؤثر خواهد بود.
اما مشکل اینجاست که در شرایط کنونی اگر ایالات متحده بر سر میز مذاکره با ایران بنشیند، نه تنها نمی تواند خواسته هایش را دیکته کند، بلکه شاید ناچار شود در مواردی کوتاه بیاید.
ناگفته پیداست که این وضعیت برای نومحافظه کاران واشنگتن از شکست در میدان جنگ چیزی کم ندارد.
البته در این میان از اشتباه محاسباتی در کاخ سفید نباید غفلت کرد. دولتمردان واشنگتن با نگاه حیثیتی به ماجرا می پندارند، این رویارویی الزاماً باید یک برنده و یک بازنده داشته باشد، این در حالی است که تهران این دیدگاه را نپذیرفته و تاکنون از بازی برد - برد سخن گفته است.
نکته دیگر آنکه، برخلاف آنچه تصور می شد، به نظر می رسد آمریکا پرونده عراق را با پرونده هسته ای ایران گره زده است. احتمالاً با این باور که با اعمال فشار بر تهران در یکی از این دو حوزه ، بتواند امتیازهایی را در حوزه دیگر به دست بیاورد.
آمریکا حتی بی تمایل نیست در ماجرای لبنان هم پای ایران را وسط بکشد. شاید به همین دلیل بود که علی لاریجانی در گفتگویی با روزنامه السفیر به صراحت گفت، ایرانی ها در لبنان وارد بازی شطرنج با آمریکایی ها نمی شوند.
اما در این میان، پرسش اساسی این است که آیا همه چیز براساس پلان آمریکایی و بر وفق مراد آنها پیش خواهد رفت؟ و در سناریویی که طراحی کرده اند، گزینه های دلخواه آنها کدامند؟
در نگاه نخست، به نظر می رسد، دو گزینه برای واشنگتن مطلوب و بهترین باشند.
اول، ترس و انفعال ایران به گونه ای که براساس تفکر گیتس بتوان ایرانی ها را از سر ضعف به پای میز مذاکره کشاند و در چنین شرایطی، خواسته های کاخ سفید را بر آنها تحمیل کرد.
دوم، عصبانیت و کنش عجولانه و نسنجیده ایران به گونه ای که زمینه واکنش افراطی را از سوی آمریکا به دنبال بیاورد. این گزینه، بیش از همه، گزینه دلخواه لابی صهیونیستی نیز است.تردیدی نیست، تهران باید از هر دو گزینه بپرهیزد.
اما رویکرد تهران به هرگونه راه حل دیگری، آمریکایی ها را فرسوده کرده و بر ناکامی های آنها می افزاید. این در حالی است که زمان نیز به سود دولتمردان واشنگتن نیست.
نباید فراموش کرد، راهی که ایرانیان برگزیده اند مستلزم پرداخت هزینه هایی است. بدیهی است، هدف هر قدر بزرگتر باشد، دشواری راه و هزینه های آن افزونتر است.
خود اتکایی ایران در استفاده از فناوری صلح آمیز هسته ای برای ایرانیان از ملی شدن صنعت نفت با اهمیت تر است.
مردم ایران مصمم هستند از این توانمندی برتر در راستای استقلال و پیشرفت کشورشان بهره بگیرند و دستاوردهای شیرین آن را برای نسلهای آینده به میراث بگذارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات