1- خانواده: تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی که خانواده یعنی اولین ساختار پرورش اجتماعی بر فرد می گذارد، بسیار مستمر است. مشخص ترین تاثیر خانواده را می توان در مورد رویارویی با قدرت ملاحظه کرد. کودک در خانواده ابتدا از طریق رفتار پدر با قدرت آشنا می شود. سپس در رفتار خانواده با محیط بیرون مثل برخورد با پلیس، چراغ راهنمایی و امثالهم با قدرت خارج از خانواده مواجه می گردد. امکان دارد در زندگی خانوادگی تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ گردند و یا ممکن است این تصمیمات را فرد قدرتمند خانواده راسا اتخاذ کند و عدم اطاعت از آن را مستوجب تنبیه بداند. تجربیات اولیه مشارکت در تصمیم گیری خانواده می تواند فهم کودک را در مورد صلاحیت سیاسی افزایش دهد و موجب مهارت وی در امور سیاسی شود. این مشارکت ها و کسب مهارت ها زمینه شرکت فعال فرد به هنگام بزرگسالی در نظام سیاسی خواهد بود. « بری استیسری» از جمله صاحب نظرانی است که اعتقاد دارند در خانواده ای که درباره مسائل، آزادانه بحث می کنند، نوعی جامعه پذیری سیاسی شکل می گیرد که کودکان را به فراگیری شایستگی سیاسی و تعهدات مربوط به آن توانا می سازد. افرادی که در این گونه خانواده ها تربیت شده اند در مورد مباحثات سیاسی از خود تحمل نشان می دهند. از دوران قدیم این عقیده رایج بوده است که احساسات اولیه کودک نسبت به خانواده و ارزیابی قدرتهای درون خانواده مستقیما در ارزیابی قدرت حکومتی تاثیر می گذارد . بر این اساس «ابرامسون وانکلهرت» در سال 1970 فرایند جامعه پذیری سیاسی را این گونه بیان کرده اند: الف- در مرحله نخست کودکان والدین خود را به چشم موجوداتی آرمانی می نگرند و فکر می کنند که آنها همه چیز را می دانند و هر قدرتی را دارا هستند. ب- در مرحله بعد، آرمانی کردن والدین کاهش می یابد و رهبران سیاسی جای والدین را می گیرند . ج- با بزرگتر شدن شخص، آرمانی کردن رهبران سیاسی کاهش می یابد و حمایت از نهادهای سیاسی شروع می گردد. مکانیزم آرمانی ساختن موجب می شود که فرد احساس عدم امنیت نکند. در شماره های آتی روند جامعه پذیری سیاسی را در گروه همسالان، محله و اجتماع و رسانه های گروهی پی می گیریم.