صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۵۲۳۲

ویژه ماه محرم/چرا عاشورا یک حادثه استثنایی است؟(۲)

بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‏السّلام) و بقیه‏ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه‏ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نکته‏ها باید توجه کنیم.


بخشی هایی از بیانات مقام معظم رهبری در تجلیل از امام حسین (ع)ونقش آن در حیات اسلام

 محبت، به ایمان کارایى مى‏بخشد

اساساً مادامى‏که ایمان، با محبت و عشق عمیق و رنگ و بوى پیوند عاطفى همراه نباشد، کارایى لازم را ندارد. محبت است که در مقام عمل و تحرک - آن هم در حد بالا - به ایمان کارایى مى‏بخشد. بدون محبت نمى‏شد ما نهضت را به پیش ببریم. بالاترین عنوان محبت - یعنى محبت به اهل بیت - در تفکر اسلامى، در اختیار ماست. اوج این محبت، در مسأله‏ى کربلا و عاشورا و حفظ یادگارهاى گرانبهاى فداکارى مردان خدا در آن روز است که براى تاریخ و فرهنگ تشیع، به یادگار گذاشته شده است.

بیانات در دیدار گروهی از روحانیان در آستانه ماه محرم 11/5/1368

تولّى و تبرّى

در عواطف هم از همه قویتر، عواطف مربوط به عاشورا و امام حسین(ع) است. به همین خاطر است که بیشتر از همه، آن را تضمین مى‏کند. تولّى و تبرّى، یعنى عشق و نفرت، پیوند دوستى و گسستن از دشمنان. این عواطف موجب مى‏شود که انسان بتواند در دوره‏ى سال حرف بزند و مستمع پیدا کند. اصلاً شما در این‏جا عواطف را کارى بکنید که تا آخر سال بتوانند مستمعِ گویندگان انقلابى بشوند؛ والّا اگر آن شوق و علاقه و عاطفه نبود، اصلاً به حرف گوش نمى‏کنند و اهمیتى نمى‏دهند.

بیانات در دیدار با اعضاى شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى و مسؤولان ستاد برگزارى دهه‏ى فجر 11/10/1369

خون حسین‏بن‏على(ع) اسلام را بیمه کرد

خون حسین‏بن‏على(ع) به هدر نرفت. آن بزرگوار را با آن وضع فجیع به شهادت رساندند و على‏الظاهردشمن توانست آن عزیزان را به شهادت برساند - ظاهر مطلب این بود که یزید پیروز شد - اما در باطن، حسین‏بن‏على(ع) پیروز شد. حسین‏بن‏على(ع) براى باقى ماندن اسلام، خون خود را نثار کرد و در این راه توفیق پیدا نمود و توانست اسلام را بیمه کند.

سخنرانى در جمع خانواده‏هاى شهداى ایلام‏ 13/10/69

از یزید ترسیدند

دوران امام حسین علیه‏الصّلاةوالسّلام که اکثریت قاطع زبدگان و خواص و مؤمنان شانه خالى کردند و ترسیدند و عقب رفتند - کلمه باطل پیروز شد، حکومت یزید سرِ کار آمد، حکومت بنى‏امیّه نود سال سرِ کار آمد، حکومت بنى‏عبّاس پنج، شش قرن سرکار آمد و ماند. به خاطر آن که این گذشت انجام نشد، مردم چه کشیدند! جوامع اسلامى چه کشیدند! مؤمنین چه کشیدند!

‏ در دیدار با خانواده‏هاى سرداران شهید استان تهران‏ 17/2/76

 

راز بزرگ عاشورا

در جریان یک زندگى شرافتمندانه، البته مصائب زیاد است. خودِ صحنه عاشوراى حسینى، صحنه انواع مصائب است. واقعاً عجیب است که خداى متعال، این عرصه عاشوراى حسینى را چطور مجموعه‏اى از مصیبتهاى بزرگ قرار داد که انسانهاى بزرگى و در رأس آنها حضرت ابى‏عبداللَّه الحسین علیه‏الصّلاةوالسّلام، با کرامت و بزرگوارى و صبر و شکر، توانستند این مصائب بزرگ را تحمّل کنند. هر دوطرف قضیه، در عرصه تاریخ بشر بى‏نظیر است. هم آن‏طور مصیبتها با آن شدّت و با آن تنوّع که همه با هم در یک صبح تا عصر اتّفاق افتاد، در دنیا نظیر ندارد؛ هم صبرى که در مقابل این مصیبتها شد، در تاریخ نظیر ندارد.
آن شهادتها، آن مظلومیتها، آن احساس غربت، آن تشنگى، آن فشار تألّماتى که بر یک نفر به خاطر خانواده‏اش وارد مى‏شود، آن نگرانى از آینده، بعد هم فقدان عزیزترینِ عزیزان عالم وجود - یعنى حسین‏بن‏على علیه‏السّلام - و خانواده و فرزندان و اصحابش و بعد هم اسارت؛ آن هم نه اسارت در دست یک عدّه مردم باشرف؛ چون اسارت در دست انسانى که باشرف باشد، قابل تحمّل است؛ اما آن انسانها، انسانهاى باشرفى نبودند، انسان نبودند؛ ددمنش بودند. خاندان امام حسین چنین اسارتى را بعد از آن همه مصیبت از صبح تا عصر عاشورا تحمّل کردند. تحمّل کننده کیست؟ امام سجّاد - مقام امامت - است، زینب - تالى تلوّ مقام امامت - است، بعد زنان و کودکانى‏اند که به حسب ظاهر، مقامات عالى معنوى مثل ولایت و امامت هم ندارند؛ اما تحمّل کردند. این است آن راز بزرگى که حادثه عاشورا را ماندگار کرد.

در دیدار خانواده‏هاى معظّم اسرا و مفقودان جنگ تحمیلى‏ 31/2/76

 

دستگاههاى تبلیغاتى براى منزوى کردن مسأله‏ى عاشورا تجهیز شده بودند

درست است که خداى متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه مى‏دارد و شهید به طور قهرى در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعى‏یى که خداى متعال براى این کار - مثل همه‏ى کارها - قرار داده است، همین چیزى است که در اختیار و اراده‏ى ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، مى‏توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه‏ى شهادت را احیا کنیم و زنده نگهداریم.
اگر زینب‏کبرى‏(سلام‏اللَّه‏علیها) و امام سجّاد(صلوات‏اللَّه‏علیه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهاى متمادى که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگرى نکرده بودند و حقیقت فلسفه‏ى عاشورا و هدف حسین‏بن‏على و ظلم دشمن را بیان نمى‏کردند، واقعه‏ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند. چرا امام صادق(علیه‏الصّلاةوالسّلام) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‏ى حادثه‏ى عاشورا بگوید و کسانى را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟ چون تمام دستگاههاى تبلیغاتى، براى منزوى کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‏ى عاشورا و کلاً مسأله‏ى اهل‏بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‏گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهاى ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‏آمیز مى‏کردند. در چنین فضایى، مگر ممکن بود قضیه‏ى عاشورا - که با این عظمت در بیابانى در گوشه‏یى از دنیاى اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقى بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین مى‏رفت.
آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین‏بن‏على(علیه‏السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‏السّلام) و بقیه‏ى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه‏ى نظامى نبود؛ بلکه تبلیغى و فرهنگى بود. ما به این نکته‏ها باید توجه کنیم.

سخنرانى در دیدار اقشار مختلف مردم 29 /6/68

 

لُبّ و جوهر حادثه عاشورا

 

به نظر بنده، موضوع عاشورا، از این جهت کمال اهمیت را دارد که فداکارى و از خودگذشتگى‏اى که در این قضیه انجام گرفت، یک فداکارى استثنایى بود. از اوّل تاریخ اسلام تا امروز، جنگها و شهادتها و گذشتها، همیشه بوده است و ما هم در زمان خودمان، مردم زیادى را دیدیم که مجاهدت کردند و از خود گذشتگى به خرج دادند و شرایط سختى را تحمّل کردند. این همه شهدا، این همه جانبازان، این همه اسراى ما، آزادگان ما، خانواده‏هایشان و بقیه کسانى که در سالهاى بعد از انقلاب یا اوان انقلاب فداکارى کردند، همه جلوِ چشم ما هستند. در گذشته هم حوادثى بوده است و در تاریخ آنها را خوانده‏اید. اما، هیچ کدام از این حوادث، با حادثه عاشورا قابل مقایسه نیست؛ حتّى شهادت شهداى بدر و احد و زمان صدراسلام. انسان تدبّر که مى‏کند، مى‏فهمد چرا از زبان چند نفر از ائمّه ما علیهم‏السّلام، نقل شده است که خطاب به سیدالشهدا علیه‏الصّلاةوالسّلام فرموده‏اند: «لایوم کیومک یا اباعبداللَّه»؛ یعنى هیچ حادثه‏اى مثل حادثه تو و مثل روز تو نیست. چون عاشورا یک واقعه استثنایى بود. لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایى که همه جاى آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین‏بن‏على علیه‏السّلام براى نجات اسلام قیام کرد و در این دنیاى بزرگ، هیچ‏کس به او کمک نکرد! حتّى دوستان آن بزرگوار، یعنى کسانى که هر یک مى‏توانستند جمعیتى را به این میدان و به مبارزه با یزید بکشانند، هر کدام با عذرى، از میدان خارج شدند و گریختند! ابن‏عبّاس یک‏طور؛ عبداللَّه‏بن‏جعفر یک‏طور؛ عبداللَّه‏بن‏زبیر یک‏طور؛ بزرگان باقى‏مانده از صحابه و تابعین یک‏طور... شخصیتهاى معروف و نام و نشان‏دار و کسانى که مى‏توانستند تأثیرى بگذارند و میدان مبارزه را گرم کنند، هر کدام یک‏طور از میدان خارج شدند. این، در حالى بود که هنگام حرف زدن، همه از دفاع از اسلام مى‏گفتند. اما وقتى نوبت عمل رسید و دیدند که دستگاه یزید، دستگاه خشنى است؛ رحم نمى‏کند و تصمیم بر شدّت عمل دارد، هرکدام از گوشه‏اى فرار کردند و امام حسین علیه السّلام را در صحنه تنها گذاشتند. حتى براى این‏که کار خودشان را توجیه کنند، خدمت حسین‏بن‏على علیه‏السّلام آمدند و به آن بزرگوار اصرار کردند که «آقا، شما هم قیام نکنید! به جنگ با یزید نروید!»

بیانات در دیدار قشرهای مختلف مردم به مناسبت ماه محرم 0 1 /4/1

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات