برژینسکی مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در روزهای اخیر تأکید نموده است خلق یک دولت مدرن با کمک نیروهای خارجی در افغانستان، مغایر با احساسات مذهبی و غرور جمعیت بومی این کشور بوده و عاقلانه نیست. وی درباره تکرار خطای شوروی سابق در افغانستان از طرف غرب، هشدار داده است.
ایالات متحده آمریکا در سال 2001 با هدف مقابله با آن، به افغانستان حمله کرد و با این وعده به جهانیان که در خط مقدم مبارزه با تروریسم قرار دارد و در صدد است جهان را از شر آن خلاص نماید، کشور افغانستان را که هنوز هزینه های مادی و انسانی جنگهای خانمانسوز داخلی بر دوش ملت مظلوم آن سنگینی می کرد، آماج تاخت و تاز قرار داد.
7 سال پس از حضور بیگانگان در این کشور و ابهام در افق ثبات مورد نظر، شهروندان افغانی، صاحب نظران و اندیشمندان جهانی را وادار به ملامت مقامهای کاخ سفید نموده اند به نحوی که واقعیتهای جامعه درون افغانستان و ناکامیهای نیروهای ائتلاف در افغانستان، بیانگر عدم دستیابی آمریکا به هدفهای اعلامی در بدو حمله به کابل است.
نظرسنجیها از شهروندان افغانی و اظهارهای آگاهان سیاسی و امنیتی، وجود ناامنی و تشدید این معضل را تأیید می نماید. این موضوع را باید مغایر با هدفهای مقامهای کاخ سفید ارزیابی نمود و وجود بی ثباتی در مناطق مختلف این کشور، دلیلی محکم بر ناتوانی واشنگتن در پیمودن هدفهای خود در این کشور است.
آمریکا نه تنها تاکنون نتوانسته است عامل ناامنی و اقدامهای تروریستی را که متوجه طالبان بوده است از بین ببرد، بلکه سران طالبان با حضور در مناطق مختلف افغانستان و اعلام موجودیت در استانهای این کشور، حضور آمریکا و ناتو را عملاً در مقابل علامت سؤال جدی قرار داده اند. از سوی دیگر، نیروهای ناتو برداشت واحدی از امنیت و مبارزه با نیروهای طالبان ندارند و برخی کشورها که به افغانستان نیرو اعزام نموده اند، حاضر نیستند در این کشور نیروی انسانی خود را هزینه کنند.
مهمترین مشکلی که هم اکنون نیروهای دولتی و غربی در افغانستان با آن روبرو هستند، «تأمین امنیت» است. این مسأله با تداوم فعالیت شورشیان مسلح مخالف دولت، به عنوان یک چالش فراروی این نیروها اهمیت بیشتری پیدا می کند.
گسترش دامنه فعالیت شورشیان در ولایتهای «نیمروز»، «فراه»، «قندهار»، «قندوز»، «خوست»، «لغمان»، «کاپیسا»، «هرات» و... و همکاری نکردن مردم با دولت در برخی مناطق، باعث افزایش فعالیتهای تروریستی در افغانستان شده است؛ فعالیتهایی که از سوی طالبان و اعضای شبکه القاعده سازماندهی و اجرا می شود.
در جریان این فعالیتهای تروریستی که از سوی شورشیان به صورت حملات انتحاری، انفجار بمب و مین گذاری انجام می شود، تلفات سنگینی به مردم غیرنظامی و نیروهای دولتی و خارجی وارد شده است. این در حالی است که قدرت مخالفان مسلح دولت افغانستان در حال افزایش بوده و آنان حتی بخشهایی از مناطق مجاور با مرز پاکستان را تحت کنترل دارند.
انتخاب گزینه افزایش نیرو از سوی اعضای ناتو در افغانستان، ضمن آنکه با مخالفت برخی کشورها مواجه شد، نمی تواند مطالبات سیاسی و امنیتی اشغالگران را برآورده نماید. در توضیح این مطلب باید اذعان نمود، صرف اتخاذ گزینه نظامی برای پیشبرد هدفها در افغانستان بدون توجه به زیرساختها و نیازهای مردم در حوزه های گوناگون، امری نامعقول و تحقق ناپذیر است.
افزون بر موارد فوق، یکی از شیوه های آمریکاییها در ورود به کشورهای اسلامی از جمله عراق و افغانستان، برخوردهای تحقیرآمیز با مردم به بهانه مقابله با مخالفان است. وجود زندانهای ابوغریب در عراق و پایگاه بگرام در افغانستان، نمونه هایی از برخوردهای غیرانسانی با شهروندان عراقی و افغانی است. مسأله وجود زندانهای آمریکا در افغانستان که در آنها زندانیان به بدترین نحو ممکن مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می گیرند، مردم را خشمگین ساخته است. هم اکنون، فرودگاه «بگرام» به محلی برای انتقال مخالفان اشغال افغانستان به زندانهای سیا در اروپا یا گوانتانامو، تبدیل شده است.
مشکل مواد مخدر در افغانستان و افزایش اعتیاد جوانان افغانی پس از حضور اشغالگران، از دیگر معضلات جاری در این کشور محسوب می شود.
نادیده گرفتن مطالبات بحق مردم از نیروهای خارجی، نبود آگاهی کافی در مورد ساختارهای اجتماعی و قومی افغانستان و عدم احترام به رسوم، آداب و ارزشهای مذهبی در این کشور، از جمله اشتباهاتی است که نیروهای بین المللی در افغانستان تکرار می کنند.
«ضمیر کابلف» سفیر مسلمان روسیه در افغانستان، در مصاحبه ای هشدار داده است کشورهای غربی در افغانستان اشتباهات شوروی سابق را تکرار می کنند. وی تأکید نموده است: «نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان، هم اکنون اشتباه هایی را مرتکب می شوند که شوروی سابق در دهه هشتاد مرتکب شده بود.» او حتی شرایط زندگی مردم افغانستان در وضعیت فعلی را به مراتب بدتر از زمان اشغالگری شوروی سابق خواند و گفت: «در آن زمان هیچ مشکلی در فراهم آوری غذا و معاش و دیگر امکانات وجود نداشت و مردم فعالیت صدها کارخانه را که صدها هزار افغان در آن مشغول به کار بودند، به یاد دارند.»
بدین ترتیب، نفرت عمومی مردم از روسها و نارضایتی آنها ظرفیتی انکارناپذیر در ضربه زدن به روسها بوده است که امروز این اتفاق و شورشهای عمومی برای کشورهای اشغالگر بویژه آمریکا در شرف وقوع می باشد.
جای هیچ گونه تردیدی نیست، روند رو به تزاید تشدید ناامنی و افراطی گری و بی توجهی کشورهای بیگانه در افغانستان ظرفیتهای بومی را متوجه شبیه سازی حوادث دهه 80 میلادی می نماید و بار دیگر توان انسانی مسلمانان این کشور شمارش معکوس را برای شکست و خروج ذلت بار آمریکا، همچون شوروی سابق فراهم می سازد.
بنابراین، کشورهای اشغالگر باید با احترام به منافع ملی مردم تحت اشغال، بتدریج زمینه خروج آبرومندانه خود را فراهم نمایند تا شاهد گشودن جبهه ای دیگر در جهان اسلام علیه خودشان نباشند. آنها به خوبی می دانند که قراین از نضج یافتن همان وحدت و انسجام ملی که علیه اشغال شوروی سابق شکل گرفت، خبر می دهند و استمرار شرایط فعلی، بازسازی دهه0 8 را عملی تر خواهد نمود