صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۵۲۸۷۹

بی خیالی فعال!


مرتضى صفار هرندى
تکیه بیش از اندازه «اتاق جنگ» دوم خردادی ها بر فشارهای خارجی و اهرم هایی مثل اتحاد با ضد انقلاب خارج کشور، علاوه بر بی نتیجه بودن، امکان ترک آبرومندانه قدرت را هم از آنان گرفت. پس از آن که شورای نگهبان در یک اقدام کاملا قابل پیش بینی لوایح دوقلو را رد کرد، سیدمحمد خاتمی معتقد بود که ماجرا به همین جا ختم شود. او نامه ای با همین مضمون به کروبی نوشت. اما مشارکتی ها در برابر این خواسته موضعی بسیار منفی نشان دادند و از لزوم استعفای نمایندگان سخن به میان آوردند. وقتی این خواسته از سوی اکثریت مجلس با استقبال چندانی مواجه نشد در یک تاکتیک مقطعی ، افرادی از شورای مرکزی حزب مشارکت مثل نعیمی پور و شکوری راد نیز به جمع مخالفان آن پیوستند. چرا که خود این اقدام سبب جدی تر شدن صف بندی های درونی دوم خرداد تحت عناوینی مثل جریان سوم، جبهه مستقل اصلاحات و ... شده بود. مشارکتی ها به امید مساعد شدن فضا تا مدتی گزینه استعفا را در حاشیه قرار دادند. اما هر چه می گذشت و توسل به حربه هایی مثل دامن زدن به مسائل صنفی دانشجویان و معلمان نیز نتیجه ای عاید گروه هایی مثل مشارکت ، مجاهدین و نهضت آزادی نمی کرد و دلواپسی آنان از سرنوشت سیاسی خود بیشتر می شد.
مشارکتی ها در شهریورماه 1382 موفق شدند یک نامه 154 امضایی را درباره لزوم پذیرش خواسته لغو نظارت استصوابی منتشر کنند که در آن تاکید شده بود مجلس ، پس از رد این لایحه نباید آن را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال کند. همزمان با انتشار این نامه، محمدرضا خاتمی دبیرکل حزب مشارکت و نایب رئیس مجلس ششم بر خلاف موضع چند ماه قبل گفت که گزینه استعفای نمایندگان به قوت خود باقی است. این چیزی بود که دوم خردادی های مستقل مثل «خباز » می گفتند که آن را باید فقط در خواب دید.
مشکل عمده افراطی ها در این مقطع متقاعد کردن اعضا و هواداران بود. در اردوی انتهای تابستان جوانان حزب مشارکت حجاریان با یادآوری دوره 700 ساله اصلاحات در انگلیس از هواداران سوال می کرد آیا اگر «اصلاحات در ایران 70 سال طول بکشد پای کار می مانید.» جلایی پور، رئیس دفتر سیاسی مشارکت هم دلداری می داد که محافظه کاران افراطی به حاشیه رانده شده اند و عقلایشان زمام امور را به دست گرفته اند. تاج زاده نیز از هنر مدارا با غیر اهل مدارا سخن می گفت و رضا خاتمی تاکید می کرد که «ما حق نداریم مایوس شویم.»
انشعاب «جبهه مستقل اصلاحات» در مجلس ششم دغدغه دیگر مشارکتی ها بود. این موضوعی بود که حتی همدردی چریک های فدایی خلق را برانگیخته بود. وقتی مشارکتی ها در حال تحصن برای آزادی عباس عبدی بودند، سازمان فدائیان خلق اکثریت در بیانیه ای از آنان به عنوان مدافعان آزادی میهن یاد کرد و از «توطئه های تفرقه افکنانه رژیم » ابراز نگرانی نمود. برای فائق آمدن افراطی ها بر این فضای مایوس کننده محافل و رسانه های غربی در هماهنگی با رسانه های دوم خردادی با تمام قوا به میدان آمده بودند. شایعه دروغ مرگ محسن سازگارا در اثر اعتصاب غذا در زندان یکی از این فضاسازی ها بود. این شایعه و نیز اعطای جوایز مختلف مثل جایزه ساخاروف به اکبر گنجی که به تازگی کتاب «مانیفست جمهوری خواهی» را منتشر کرده بود در این رسانه ها بسیار پر سر و صدا و در میان مردم فاقد کمترین بازتابی بود. اکبر گنجی در این کتاب به صراحت خواستار جایگزینی منشور حقوق بشر به جای احکام قرآن و سنت شده بود و مشارکتی ها نیز تنها منتظر بازتاب های این آزمایش افکار عمومی داخلی بودند. گو این که افرادی مثل محسن کدیور در رسانه های دوم خردادی مضامینی نزدیک به مطالب همین کتاب را مطرح می ساختند. او نیز در شماره 27 ماهنامه آفتاب مدعی شد که اسلام حوزه های علمیه یا «اسلام تاریخی و سنتی» با سمبل هایی مثل تحریرالوسیله امام خمینی ، عروه الوثقی، جواهر الکلام ، مکاسب و ... و نیز احکامی مثل قصاص، دیه ، شهادت ، جزیه ، ازدواج و ... مغایر آزادی و ناقض حقوق بشر است.
وقتی شیرین عبادی حقوقدان فمینیست و مورد اتکای دوم خردادی ها، جایزه صلح نوبل را دریافت کرد، ذوق زدگی دوم خردادی ها از پیدایش یک مضمون تبلیغاتی جدید را به روشنی می شد در رفتارشان دید. در یکی از آخرین شب های مهرماه 1382 فرودگاه مهرآباد شاهد استقبال افرادی مثل ابطحی معاون پارلمانی ، ستاری فر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی و رمضان زاده سخنگوی دولت خاتمی، میردامادی ( مرد شماره 2 حزب مشارکت) راکعی، امان و حقیقت جو نمایندگان مشارکتی مجلس و بالاخره زهرا اشراقی ( همسر محمد رضا خاتمی و نوه دختری حضرت امام) از شیرین عبادی بود.
این استقبال از کسی صورت گرفت که سخنگوی کاخ سفید او را چنین توصیف کرده بود:« یک مدافع آرمان و شأن انسانی و دموکراسی که به صورت خستگی ناپذیر کار کرده و از رژیم مذهبی رنج برده و از جمله برای ارتقای دموکراسی وحقوق بشر در کشورش زندانی شده است.» منافقین هم اعطای این جایزه را اقدامی علیه سیستم مذهبی حاکم بر ایران قلمداد کرده بودند. قبح این استقبال چنان بود که خانم دکتر زهرا مصطفوی فرزند امام راحل (ره) اعلام کرد حضور زهرا اشراقی هماهنگ با اعضای خانواده حضرت امام نبوده و بلکه با صلاحدید همسرش محمدرضا خاتمی صورت گرفته است. خانم دکتر مصطفوی دبیرکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی با بیان این خبر، جدایی جمعیت متبوع خود از جبهه دوم خرداد را نیز اعلام کرد. دوم خردادی ها در حالی به استقبال شیرین عبادی رفته بودند که او علاوه بر رفتارهای زشتی مثل کشف حجاب و روبوسی با عبدالکریم لاهیجی حقوقدان سابقه دار ضد انقلاب در مراسم حاشیه ای دریافت جایزه نوبل، در مصاحبه با روزنامه یدیعوت آحارونوت رژیم صهیونیستی گفته بود:« از خاتمی نومیدم و به ادامه اصلاحات پس از او چشم دوخته ام.» وقتی خاتمی رئیس جمهور در مصاحبه مطبوعاتی در پاسخ توقع یک خبرنگار دوم خردادی برای تجلیل از شیرین عبادی به سیاسی بودن جایزه نوبل و اعطای آن به جنایتکارانی همچون اسحاق رابین و شیمون پرز اشاره کرد، تنها خبرنگار بخت برگشته دوم خردادی بود که به سبب کشاندن ناخواسته خاتمی به موضع خلاف پسند مشارکتی ها مورد مواخذه اطرافیان خاتمی قرار گرفت. پریشانی در رفتارهای افراطی ها موج می زد. نیویورک تایمز در همان ایام با چاپ عکس بدون چادر از زهرا اشراقی از او به عنوان زنی که «در آرزوی داشتن هم سخنی بیرون از محیط خانواده خود است» یاد کرد و به نقل از وی نوشت که از چادر سرکردن متنفر است، خود واقعی اش نیست و همیشه باید پشت نقاب زندگی کند.
پریشانی به این موارد فردی محدود نمی شد. از ماه ها قبل از انتخابات یعنی در اوایل پاییز 82 افرادی مثل حجاریان در اقلیت قرار گرفتن در مجلس هفتم و تشکیل یک فراکسیون 50-60 نفره را که صرفا می تواند صدای آنها را « به گوش بین الملل» برساند، پیش بینی می کردند. عزت الله سحابی محور جریان موسوم به ملی مذهبی هم تاکید می کرد که محافظه کاران برنده انتخابات آینده هستند. دوم خرداد شکست خورده و هر چه درون این شکست دست و پا بزنیم و هر چه به دست بیاوریم خیالی خواهد بود و دستاوردی پایدار و محکم نخواهد بود. لذا باید فکر دیگری برای آینده کرد. این «فکر دیگر» چه بود معلوم نیست. اما تمام این افراد در تحصنی که در ماه های منتهی به انتخابات اسفند 1382 در ساختمان مجلس برگزار شده بود، فعالانه شرکت داشتند.
گاهی تشبثی به یک خواسته دست نیافتنی از زبان مشارکتی ها یا افراد حامی آنها صورت می گرفت. مثلا آقای منتظری که به تازگی درهای خانه اش به روی دوستانش باز شده بود در اوایل مهرماه 1382 و در دیدار اعضای شورای صنوف حزب مشارکت از لزوم تکرار رفراندوم نظامی سیاسی ( همانند سال 1358) سخن گفت. این چیزی بود که چند ماه قبل در اوایل تابستان 82 سنای آمریکا نیز در بیانیه ای بر آن تاکید کرده بود.
در آستانه مجلس هفتم همه حامیان جریان اصلاحات غربی در داخل و خارج، دل نگران بودند. کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا می گفت:« ملاهای کوته فکر نمی توانند تمایل مردم ایران به اصلاحات را انکار کنند.» ریچارد پرل ، مشاور وزیر دفاع آمریکا و از طراحان اشغال عراق تاکید می کرد:« باید ایرانی ها را برای منتشر ساختن روزنامه های جدید در کشورشان کمک کنیم و به اعتقاد من امکان کمک به تغییر این نظام وجود دارد.» در جلسه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا که با حضور ناصرهادیان ( از اعضای حزب مشارکت) انجام شد. «جوزف بایدن» ( معاون اول کنونی اوباما نامزد ریاست جمهوری از حزب دموکرات) گفت:«جنبش اصلاحات طی چند سال گذشته تلاش داشته است سیاست ایران را تغییر دهد ولی این جنبش به دلیل تشکیلات تندروها که از پیروی اراده مردم (؟) خودداری می کنند، فقط موفقیت های محدودی داشته است.» او همچنین از تلاش خود در جایگاه ریاست سابق کمیته روابط خارجی سنا برای ارتباط با همکاران خود در مجلس ششم و استقبال آنها از این ارتباط سخن گفت. در این جلسه سناتور لوگار رئیس جدید کمیته روابط خارجی سنا در اظهاراتی که به روشنی بی اطلاعی او نسبت به روند رو به پایان افراطی گری دوم خردادی ها در داخل ایران را نشان می داد، گفت:« چالشی که در برابر سیاست گذاران آمریکا وجود دارد آن است که چگونه می توانیم رفتار ایران را در موارد کلیدی تغییر دهیم و سیاست آمریکا چگونه می تواند از فرصت هایی که توسط اصلاح طلبان در داخل ایران ایجاد می شود، استفاده کند.» وزیر خارجه کانادا هم اذعان کرده بود که «هدف قطعنامه نقض حقوق بشر در ایران تحرک بخشیدن به نیروهای مخالف داخلی برای تشدید فشار بر جمهوری اسلامی بوده است.»
تبلیغات منفی حزب مشارکت و متحدانش در داخل کشور هیچ جواب مثبتی از افکار عمومی دریافت نمی کرد. آنها در این تبلیغات تخریب گفتمان خدمت و پیشرفت را به عنوان هدف برگزیده بودند. از تمسخر پیشرفت های علمی دانشمندان و دانشجویان خلاق ایرانی در فن آوری هسته ای و سلول های بنیادین با تعابیری همچون «دادن امیدواری کاذب» تا به قضاوت طلبیدن افکار عمومی در انتخابات آینده درباره گفتمان عدالت که مشارکتی ها از آن به عنوان «عدالت خواهی عوامفریبانه و پوپولیستی اقتدارگرایان » یاد می کردند چیزی نبود که نامطبوع بودن طعم آن در ذائقه حق طلب مردم احساس نشود. چاره ای جز دل خوش کردن به لیست عریض و طویلی از حمایت های خارجی و ضد انقلاب از تحصن نمایندگان نبود. حمایت سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، شیراک رئیس جمهور فرانسه ، خاویر سولانا کمیسر روابط خارجی اتحادیه اروپا، اعضای پارلمان اروپا، گروهک های راه توده، اتحاد جمهوریخواهان ، سوسیالیست های ایران، کانون دفاع از دموکراسی ، جوانان مبارز ( کمونیست ) و ... از این تحصن ، حضور اعضای گروهک نهضت آزادی و دیگر ملی مذهبی ها در جمع نمایندگان متحصن و حتی همراه سازی برخی از انشعابیون دوم خردادی با متحصنین، استعفای چندین وزیر و استاندار و مطرح شدن تقاضای تعویق انتخابات در دولت خاتمی هیچ کدام نمی توانست چاره ای برای معضل بی اعتنایی مطلق افکارعمومی به این تحصن پر سر و صدا در اعتراض به رد صلاحیت نامزدهای افراطی باشد و حتی یک اجتماع کم جمعیت در حمایت از آن سامان دهد.
مردم شنوای سخنان رهبر خود بودند که تاکید می کرد:« کسانی می توانند وارد صحنه رقابت شوند که به نظام اسلامی، قانون اساسی و امام معتقد باشند.» رهبر معظم انقلاب در نهایت با انتقاد «از تکرار حرف های دشمنان ملت از زبان افراد غافل» و تشویق برخی از مسئولان اجرایی به عمل نکردن به مسئولیت های قانونی، این گونه به جنجال های بی پشتوانه پایان دادند: هیچ کس اجازه ندارد با این حق مهم مردم (انتخابات) بازی کند.»
بدین ترتیب کار استراتژی سازی های افراطیون به طرح یک استراتژی جدید از سوی سیدمحمدعلی ابطحی معاون حقوقی و پارلمانی خاتمی منتهی شد:« بی خیالی فعال»!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات