روشنک عباسی
نشسته ایم تا بار دیگر سرانگشتان کفر بر سر پیامبرمان خاکستر تحقیر بپاشد یا بر پیشانی رسالتش هنرمندانه سنگ بزند و بر دهان دعوت جهانی اسلام ضربه ای بخورد و دندان محمدی بشکند!؟ نشسته ایم تا دو- دو تای سیاسی ما چهارتا شود و در پاکستان و سایر بلاد اسلامی سفارتخانه و کنسولگری دیگری به آتش کشیده شود و مسلمانی انگ تروریست بخورد تا «شاید وقتی دیگر» اهانتی جدید را به کتاب الهی و مقدسات دینی در فرصتی مناسب محکوم کنیم؟ که اگر مسلمانان جهان را شهروند درجه یک شهر در نظر بگیریم ما همیشه در حفاظت از کیان این مدینه اسلامی شهروند درجه دو هستیم!
اکنون اگر سری به سایت نشنال تئاتر لندن بزنیم می توانیم برای روزهای 17 تا 20 اکتبر با 40/50 پوند یک بلیت برای برنامه دنس اروتیک (In-I) با بازی مشترک ژولیت بینوش و اکرم خان، رقصنده مرد مسلمان؟! بنگلادشی تبار رزرو کنیم. ژولیت بینوش برنده اسکار در فیلم «بیمار انگلیسی»، محبوب ترین و گران ترین بازیگر زن فرانسوی است که با بازی هایش در فیلم های مطرح دنیا از جمله «شکلات»، «آبی» و ... و با همکاری با کارگردان های نامی مثل «گدار»، «کافمن» و «کیشلوفسکی» و البته کیارستمی خودمان ثابت کرده به تم هایی مانند تفاوت در مذاهب و اصول اخلاقی در ادیان علاقمند است. او در این نمایش رقص سکسی که به گواهی منتقدان معتبر از جمله «جنی گیلبرت» چندان هم ندرخشیده به پرسش هایی درباره بنیادی ترین مسائل دنیای مدرن از جمله همزیستی بین دو نژاد مختلف با پس زمینه فرهنگی و مذهبی متفاوت می پردازد.
این رقص مبتذل که در پایتخت فرهنگی اروپا - لندن - برگزار می شود تماماً در حرکت و رقص خلاصه نشده بلکه اکرم خان که از مهمترین رقصندگان و طراحان رقص امروز بریتانیاست و همیشه رویکردی بینامتنی به رقص داشته است و بینوش با مونولوگ های طولانی در حالت سکون، مفاهیم مشخصی را به بیننده القا می کنند، مفاهیمی مانند تقابل زن غربی مدرن با مرد شرقی سنتی و البته با شناسه مذهبی.
در واقع این نمایش آی برش هایی کوتاه از یک زندگی است. سکانس هایی از یک رابطه ساده بین یک زن و مردی از دو نژاد و دو فرهنگ متفاوت یکی اروپایی، یکی آسیایی، یکی شرقی و دیگری غربی. رابطه ای که با میل و خواهشی شهوتناک شروع می شود و به سرعت به سمت یک زندگی زناشویی و مشترک پیش می رود. مرد نه تنها با زن در تنش است بلکه با خود و هویت نژادی و مذهبی اش نیز در چالش است. او به مسجد می رود و از سوی واعظ مسجد به خاطر رابطه اش با یک زن سفید غربی مواخذه می شود. نمایش بینوش پرسش هایی را در باره برخی از مهم ترین مسائل دنیای مدرن امروز مطرح می کند مثل این که آیا عشق و همزیستی بین دو نفر از دو نژاد مختلف با دو پس زمینه فرهنگی متفاوت امکان پذیر هست؟
آنیش کاپور طراح صحنه ماهر این اثر با استفاده از یک پرده و مگنت هایی که در لباس بینوش تعبیه کرده، در آخرین دقایق اثر با آویزان کردن بینوش از دیوار، لحظاتی موثر و به یادماندنی را خلق می کند. او به همراهی افکتهای نوری که کارگردان طراحی کرده تعلیقی از جنس رویکرد انسان در بزنگاه مشکلات اخلاقی و خانوادگی به دین و پاسخ نگرفتن از جنس تقابل سکس افسار گسیخته با مذهبی با خطوط قرمز پر رنگ را می آفریند.
در همین لحظات معلق ماندن پر زجر بینوش که رقصی عذاب آور را ارائه می دهد، مرد با بازی دوگانه خود در نقش ده سالگیش و اکرم خان کنونی در مقابل یک مسجد و در پیشگاه یک معلم که منتقدین انگلیسی آن را «ملا» می خوانند به مسلمان بودن خود و زندگی غیرشرعی با یک دختر غیرمسلمان در دو مقطع سنی اعتراف می کند. این صحنه ها که خان در آن به ایفای نقش واعظ نیز می پردازد با نعره و عصبیت و خشونت بسیار اجرا می گردد. خان در لابلای این نعره ها و در بستر اجرای یک رقص اروتیک، سوره حمد را با صدایی وحشتناک و دلهره آور قرائت می کند. در نهایت نیز به حرام شمردن رابطه و کفر اعتقادی خان از جانب واعظ اعتنایی نشده و بحران رابطه این زوج به صحنه عاطفی و اروتیک دیگری می انجامد. جالب است که این نمایش های مدرن و سرمشق های مبتذل پست مدرن با سکوت و غفلت اندیشمندان دینی محل رجوع و رفرنس هنرمندانی می شود که دانسته و خواسته پیام های این آثار را به ادبیات و فرهنگ و هنر میهن اسلامی وارد میکنند.