دانشگاه کلمبیا در سال 1754 میلادی به عنوان اولین موسسه آموزش عالی در ایالت نیویورک افتتاح گردید. یهودیان ایالت نیویورک که بزرگترین مرکز تجمع یهودیان در آمریکا را تشکیل میدهند، به زودی سلطه خود را بر این موسسه آموزش عالی، همچون سلطه بر هالیوود، رسانهها و بانکها تثبیت کردند، به گونهای که اولین مرکز مطالعه یهودیت در این دانشگاه افتتاح گردید.
در سال 1930، این دانشگاه برای مهاجران و پناهندگان یهودی و سپس برای بازماندگان آنچه که هولوکاست مینامیدند، فرصت تحصیل رایگان فراهم آورد به گونهای که در حال حاضر علاوه بر 800 استاد و مدرس دانشگاههای رژیم صهیونیستی که فارغالتحصیل این دانشگاه میباشند، بخش قابل توجهی از دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید یهودی و صهیونیست آمریکا از دانشگاه کلمبیا میباشند.
مرکز عملیات فرهنگی سیا
خانم فرانسیس ساندرس در کتاب «کتاب جنگ سرد فرهنگی» از دانشگاههای کلمبیا، استنفورد، نیویورک و هاروارد به عنوان مراکزی که یهودیان صهیونیست بیشترین نفوذ را در آن داشته و تحت سیطره سازمان سیا اداره میشوند، نام میبرد. وی در این کتاب با اشاره به «بنیاد فارفیلد» در دانشگاه کلمبیا، از آن به عنوان یکی از محوریترین مراکز عملیات فرهنگی سیا یاد میکند و تصریح دارد این بنیاد که توسط یک صهیونیست ثروتمند به نام «جولیوس فیلشن» تاسیس شد، وظیفه دارد به عنوان نهادی فرهنگی، مبلغ فرهنگ آمریکایی برای موسسات و دیگر مراکز فرهنگی آمریکا باشد.
نویسنده جنگ سرد فرهنگی اضافه میکند: در حال حاضر بودجه اصلی این بنیاد توسط سازمان سیا تامین و هدایت آن را پس از جولیوس فیلشن، ماموران ارشد سازمان سیا همچون «جک تامپسون» که استاد دانشگاه کلمبیا نیز میباشد، برعهده گرفتند.
محاکمه در کلمبیا
در تیرماه سال جاری، دعوتنامهای از سوی «لیبولینگر» رئیس دانشگاه کلمبیا به دست احمدینژاد رسید تا همزمان با برپایی شصت و دومین نشست عمومی سازمان ملل، در مراسم پرسش و پاسخ این دانشگاه حاضر شود. پاسخ مثبت احمدینژاد به این درخواست، موجی از مخالفت و نگرانی را در هیات حاکمه آمریکا به وجود آورد. جدیترین مخالف، جورج بوش رئیسجمهور آمریکا بود. جلسه توجیهی بولینگر با بوش، آتش خشم رئیسجمهور آمریکا را فرو نشاند. بولینگر به بوش تضمین داد تیمی از کارشناسان زبده، امسال ابتکار عمل را از احمدینژاد گرفته و دانشگاه کلمبیا را به میدان محاکمه وی تبدیل خواهند کرد. بوش سادهلوح هم با لبخند رضایتی بر لب، سه روز پیش از مراسم سخنرانی احمدینژاد اعلام کرد، اجازه حضور احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا، گواه عظمت آمریکاست.
کارگردانان اصلی این مراسم، رسانههای آمریکا به ویژه رسانه وابسته به پنتاگون یعنی فاکسنیوز بود. هدف اصلی آنان هم، کاشتن تخم نفرت، عصبیت و عصبانیت نسبت به نظام اسلامی ایران در دل مردم آمریکا و حتی ملتهای دیگر بود. پیش از ورود احمدینژاد به نیویورک، فاکسنیوز دیگر از قالب رسانهای خود خارج شده و همچون یک تیربار کالیبر سنگین، موجی از هتاکی، تمسخر و اتهامهای ناروا را متوجه رئیسجمهور کشورمان مینمود.
بلیتهای سالن اجتماعات دانشگاه کلمبیا، در کمتر از یک ساعت به فروش رسید تا رسانههای آمریکایی اعلام کنند سرعت فروش بلیتهای سخنرانی احمدینژاد، بیشتر از فروش بلیتهای مراسم ستارگان پاپ و راک در آمریکا بود.
احمدینژاد که وارد سالن اجتماعات دانشگاه کلمبیا شد، علاوه بر 700 استاد و دانشجویی که صندلیهای سالن را پر کرده بودند، بیش از 7 هزار دانشجو نیز در محوطه باز دانشگاه، نگاههای خود را به پردههای عریض تلویزیونی دوخته بودند تا به گفته اکثر حاضران، سخنان احمدینژاد را این بار بدون واسطه بشوند.
شوی بولینگر
مراسم با شوی تبلیغاتی «لیبولینگر» رئیس دانشگاه آغاز شد. وی که دانش آموخته حقوق و دکترای تخصصیاش را در رشته آزادی بیان گرفته، در مدت 20 دقیقهای که اختصاص به خوشآمدگویی و طرح پرسش از دکتر احمدینژاد داشت، جلوههایی بدیع از آزادی بیان مورد ادعای غرب را که همانا رگباری از فحاشی، تمسخر، تحقیر و توهین بود به نمایش گذارد تا 500 میلیون تماشاگر تلویزیونی معنای آزادی بیان غربی را بهتر از همیشه لمس نمایند. بالینگر رسم مهماننوازی آمریکایی را با نثار واژگانی چون تروریست، نژادپرست، احمق، کودن، آدمکش، بیسواد، ریاکار، و دروغگو به جای آورد. مسئولان برپایی مراسم، برای آنکه نهایت حقد و کینه خود را به احمدینژاد ابراز نمایند، با پردههایی سیاه سراسر سالن را پوشیده بودند. در روشن کردن پرژکتورها خساست به خرج میدادند و حتی آرم دانشگاه کلمبیا را نیز از تریبون سخنرانی احمدینژاد جدا کردند تا صحنه محاکمه یک عنصر به زعم خود جنایتکار را در یک محیط دانشگاهی برپا نمایند.
احمدینژاد با لبخند همیشگی وارد سالن شده بود. اکثر حاضران از جای برخاسته و برای او کف زدند و وی را مورد تشویق قرار دادند. سخنان بالینگر که آغاز شد، احمدینژاد با آرامشی خاص بر صندلی تکیه زده بود. هرچه رگهای گردن بالینگر برآمدهتر و چهره عصبی وی برافروختهتر میشد، طمانینه بیشتری بر چهره احمدینژاد هویدا میگردید. متن فحاشیها و هتاکیهای بالینگر که به اعتراف قاطبه کارشناسان سیاسی، توسط «ایپک» (لابی صهیونیستهای مقیم آمریکا) تهیه گردیده بود، هرچه جلوتر میرفت نقاب از چهره تمدن غرب بیشتر کنار میزد. احمدینژاد که حتی منتقدان و مخالفان وی، او را به ذکاوت و تیزهوشی میشناسند، از همان دقایق آغاز هتاکیهای بالینگر، لبخند فتح بر چهرهاش آشکار گردید و حتی اندکی دلشوره و اضطرابی که طبیعت چنین برنامههایی نیز از دل و چهره او رخت بر بسته بود. برای آنهایی که از فهم و درک عمیقتری برخوردارند، شاید دیگر احتیاجی به پاسخهای احمدینژاد نبود. بالینگر آنچنان دست به افشاگری و پردهدری از دسیسههای بازیگردانان پشت پرده زده بود که «العاقل یکفیه الاشاره».
گردانندگان شبکه فاکسنیوز، با پخش مستقیم مراسم دانشگاه کلمبیا، درصدد بودند به زعم خود طشت رسوایی احمدینژاد را از بالای آنتنها و دکلهای رسانهای بر زمینیان فرود آوردند. آنان در تصویری بزرگتر، سخنرانی «تسیپی لیونی» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی را که با شور و حرارت برخاسته از حماقت، هدایت معدود تظاهرکنندگان صهیونیست را در مقابل دانشگاه کلمبیا برعهده داشت، پخش میکردند. در میان پردههای فاکسنیوز، گاه آنچنان شعلههای کینهتوزی زبانه میکشید که دستاندرکاران آن فراموش کرده بودند به ظاهر یک رسانهاند نه ارگان رسمی پنتاگون. فاکسنیوز به دفعات این عبارت را تکرار میکرد: «تروریست! از هزاران کیلومتر آن طرفتر آمدهای اینجا چه کنی؟! همه با هم میگوئیم برو به جهنم!»
گردانندگان این شبکه آن قدر فهم و شعور نداشتند که بفهمند اگر فردا مخاطبان فاکسنیوز، تصاویر پایگاهها و ناوهای آمریکایی را در خلیج فارس، دریای عمان، سواحل ژاپن، کره جنوبی، اندونزی، سومالی و... مشاهده کردند، آیا حق ندارند بپرسند ما هزاران کیلومتر آن طرفتر از خاک خود رفتهایم که چه بکنیم؟ و این در حالی است که هیچکس همه به روی ما آغوش نگشوده و همه با هم یکصدا فریاد میزنند یانکی برو گمشو!
منطق آسمانی
احمدینژاد با خونسردی هرچه تمام سخنان خود را آغاز کرد. او در ابتدا از خداوند تعجیل در ظهور موعودی را طلب کرد که دلهای مظلومان عالم، شیدای دیدار اویند و عدالت با آمدن او بین همه تقسیم میشود.
او سپس از تمدنی 7 هزار ساله گفت که مظهر پاکی، انسانیت، خداجویی، اخلاقمداری و مهرورزی است و از تاریخ 500 سالهای لب به شکوه گشود که بر قتل، کشتار و بردهداری بنا نهاده شده است. احمدینژاد در لباس یک استاد دانشگاه، دو پرسش اساسی را مطرح کرد. اولین سوال این بود که اگر هولوکاست یک واقعه تاریخی است چرا نباید محققان و اندیشمندان، حق تحقیق و پژوهش درباره آن را داشته باشند و سوال دوم آنکه، اگر هولوکاست ادعایی در اروپا و در قلب تمدن غرب به وقوع پیوسته، چرا تاوان آن را باید ملت مظلوم فلسطین بپردازند؟!
این دو سوال برای مخاطبان سخنان احمدینژاد، ناخواسته پرسش سومی را هم به وجود آورد که چرا در مهد آزادی بیان و از میان 2 هزار روزنامه منتشره و صدها ایستگاه رادیو تلویزیونی در آمریکا، حتی یک روزنامه و یا یک شبکه که به طرح دیدگاهها و ظلمهای روا شده بر ملت مظلوم فلسطین و افشای طرحهای ضد صهیونیستی بپردازد، وجود ندارد؟!
منطق آسمانی احمدینژاد که برخاسته از آرمانهای انقلاب اسلامی بود، هر چه جلوتر میرفت، مصادیق غلبه مکر خداوند بر مکر ورزندگان شیطان صفت را بیشتر آشکار میکرد. بولینگر احمق که به صراحت اعلام کرده بود ما برای کیسهکشی احمدینژاد برنامهریزی کردهایم، اسیر تیزبینی، هوشیاری، هوشمندی و تسلط بر خویشتن رئیسجمهور ایران اسلامی شده بود. احمدینژاد با ظرافت هرچه تمام، نیمه پنهان بربریت نهفته در تمدن غرب را افشا کرد و ادعای مستقل بودن نهادهای مدنی و آموزشی آمریکا را زیر سوال برد. او با طرح سوالاتی جدید در برابر ذهن کنجکاو و خلاق دانشجویان، ثابت کرد که بزرگترین منبع دروغگویی در دنیا، رسانههای غربی به ویژه آمریکایی هستند که روحی تلآویوی و صهیونیستی بر آن دمیده شده است. احمدینژاد اعلام کرد که تروریست ادعایی غرب یک دروغ بزرگ است. حقوق بشر آنان یک نقاب است و مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی یک فریب. او آنچنان دفاع جانانهای از ملت مظلوم فسطین، لبنان و عراق کرد که عرق شرم و حیا را بر پیشانی برخی دولتمردان دنیاپرست جهان عرب جاری ساخت. او پیامآور عزت، اقتدار، شکوه و عظمت برای ملت مسلمان و هوشمند ایران اسلامی بود. او آنچنان در صحنه حاضر شد که فردای آن روز، رسانههای معتبر صهیونیستی این چنین تیتر زدند: بازنده اصلی حضور احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا دولت اسرائیل بود (هاآرتص)، سخنرانی احمدینژاد را باید فاجعه کلمبیا نامید (معاریو)، سخنرانی احمدینژاد محاکمه دولتمردان و همپیمانان آمریکا در برابر چشمان میلیونها بیننده تلویزیونی بود (جزوزالمپست).
شاید دقیقترین ثمره حضور احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا را بتوان از زبان خبرنگار فاکسنیوز عنوان کرد که پس از پایان مراسم، در گزارشی اعلام کرد: «احمدینژاد با هوشیاری هرچه تمام از ظرفیت رسانهای آمریکا بهره جست تا با سخنانی فتنهگرانه! کلافی سردرگم را در پیش روی مقامات ایالات متحده بگشاید.»
هنرنمایی او به گونهای رقم خورد که فردای آن روز هیچ کس از دهها رئیسجمهوری که برای ایراد سخنرانی به مقر سازمان ملل آمده بودند، نمیپرسید و همه از ستاره دانشگاه کلمبیا سخن میگفتند.