علی امینی
اینک که آمریکاییها پس از قریب به چهار سال و نیم از اشغال عراق به هیچ یک از اهداف خود در این کشور نرسیدهاند و گرداب تحولات سیاسی و امنیتی عراق ارابه سیاسی و جنگی آنها را روانه باتلاق نموده است برای برونرفت از این وضعیت دشوار طرح تجزیه عراق را در دستور کار خود قرار دادهاند. براساس این مطرح که در مجلس سنای این کشور طرح شد و با 75 رای موافق در مقابل 23 رای مخالف از مجلس 100 نفره سنا به تصویب رسید کشور عراق در چهارچوب مرزهای عقیدتی و طایفهای به سه منطقه خودمختار کردنشین در شمال، سنینشین در مرکز و غرب و شیعهنشین در جنوب تقسیم میشود. آمریکاییها هدف از ارائه و تصویب این طرح را، حل مسائل سیاسی و امنیتی عراق و بازگشت سربازان آمریکایی به کشورشان بیان کردهاند. غافل از اینکه این طرح، یک طرح استعماری و خطرناک برای عراق، منطقه و ثبات و امنیت بینالمللی است و اجرای آن منطقه را برای مدت زمان زیادی به جهنم درگیریهای خونین تبدیل میکند.
1- طرح ماجراجویانه تجزیه عراق، به ظاهر از سوی «جوزف بایدین»، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، سناتور دمکرات و کاندیدای این جناح سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال آینده طرح شده است. برخی از آگاهان سیاسی بر این عقیدهاند در شرایطی که اکثریت مردم آمریکا خواهان خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند، اقدام سنای آمریکا در ارائه این طرح، حرکتی سیاسی داخلی و برای جذب آرای بیشتر مردم در انتخابات آینده ریاست جمهوری است و آنها میخواهند وانمود کنند که صرفا منتقد سیاستهای دولت نومحافظهکار نیستند بلکه برای خروج سربازان آمریکایی که خواست عمومی مردم آمریکاست نیز دارای طرح و برنامه هستند. اما مشارکت فعال سناتورهای جمهوریخواه و از جمله رای مثبت 26 نماینده این جریان سیاسی در مجلس سنا به نشانی از توافق و هماهنگی کامل دو جریان سیاسی حاکم بر آمریکا برای موضوعات بینالمللی و از جمله بحران عراق است. فلذا این طرح، نه تنها ابتکاری برای خروج سربازان آمریکایی از عراق نیست بلکه توطئهای برای تداوم حضور فیزیکی و نفوذ سیاسی و امنیتی درازمدت آمریکا در عراق است.
2- برخلاف آنچه که سناتورهای آمریکا مدعی آن هستند این طرح، منجر به آرامش سیاسی و ثبات اجتماعی در عراق نخواهد شد بلکه طرح منشأ و عامل تشدید معضلات سیاسی، امنیتی و اجتماعی در این کشور اشغالزده خواهد شد. نفس اینگونه طرحها از سوی اشغالگران مقاومتهای گروههای زیادهخواه را در مقابل دولت مرکزی بیشتر میکند و ابتکارات امنیتی و سیاسی دولت نوریمالکی برای ایجاد ثبات و امنیت را مخدوش مینماید. فلذا هدف آنی این طرح تضعیف دولت قانونی و مردمی نوریمالکی و ایجاد بنبست در فرایند سیاسی این کشور است.
3- برخلاف دیدگاه آمریکاییها، مشکلات امروز جامعه عراق، قومی و مذهبی نیست که براساس آن عراق به چند منطقه قومی و عقیدتی تبدیل شود. مردمان این کشور متشکل از قومیتها، مذاهب، طوایف و نژادهای مختلف صدها سال است که بدون هیچ مشکلی با هم زندگی میکنند و حتی طی 40-30 سال گذشته که حاکمان مستبد و دیکتاتور بعث بر عراق حاکم بودند و نسبت به برخی از مذاهب و اقوام سیاست تبعیض را ترویج نمودند اما باز مردم همه فرق و مذاهب با هم مشکلی نداشتند. آنچه سبب ناامنی و بیثباتی عراق شده حضور اشغالگران و «سیاستهای تفرقهبینداز» آنها و نیز دخالت برخی از متحدین منطقهای آنها در اعزام نیروهای تروریست به عراق برای متوقف کردن روند سیاسی این کشور است نه وجود تفاوتهای قومی و عقیدتی.
4- در قانون اساسی عراق، طرح فدرالیزم این کشور مورد تایید قرار گرفته و پیش از 78 درصد مردم این کشور به آن رای مثبت دادهاند. اما طرحهای سیاسی که خارج از اراده مردم عراق و به دور از مرزهای جغرافیایی این کشور برای آینده سیاسی عراق تهیه میشود چیزی فراتر از خواست مردم عراق است و اهدافی پلید را دنبال میکنند. تصویب طرح تجزیه عراق در مجلس سنای آمریکا مغایر با اصول، معیارها و تمام معاهدات بینالمللی و اقدامی کاملا مداخلهجویانه در امور داخلی عراق قلمداد میشود. این طرح، اهانتی بزرگ به اراده ملی، حاکمیت دولت و پارلمان این کشور است و استقلال یک کشور مستقل را نقض میکند. مطابق قانون اساسی عراق، امروز نهادهای حکومتی برآمده از آرای مردم شکل گرفته و آنها صاحبان اصلی حاکمیت در عراق هستند. لذا طرح آمریکاییها برای تجزیه عراق، حرکتی استعماری، فاجعهآمیز و نادیدهگرفتن اراده ملی مردم عراق و برخلاف شعارهای پرطمطراق حقوق بشر غربی است.
5- طرح تجزیه عراق که از سوی سناتورهای آمریکایی تصویب شده را نباید فقط مربوط به عراق داشت بلکه این طرحی است که در چارچوب سیاستهای خاورمیانهای آمریکا بایستی به آن نگاه شود. سوریه، ترکیه، عربستان، مصر، ایران، لبنان، و... از جمله کشورهایی هستند که با توجه به اینکه دارای قومیتها، مذاهب، زبان و... متعدد میباشند هدف طرحهای تجزیهطلبانه آمریکا قرار دارند. آمریکا دستیابی به منافع زودبازده و درازمدت خود را در تجزیه کشورهای منطقه و واقعگرایی قومیتها و همبستگیهای آنها میداند. این تجربهای است که آمریکاییها از تجریه یوگسلاوی سابق بدست آوردهاند و در شوروی سابق و بعد در فلسطین با ایجاد دو حاکمیت در غزه و کرانه باختری اجرا کردند و امروز در عراق و فردا در سایر کشورها دنبال میکنند. بخشی از اهداف این طرحها که به شدت از سوی لابی صهیونیزم حمایت میشود زمینهسازی برای خارج کردن رژیم صهیونیستی از بنبست استراتژیک موجود است. آنها بر این تصورند که با تجزیه کشورها براساس تفاوتهای مذهبی، زبانی، قومی و نژادی میتوانند زمینههای عادیسازی روابط رژیم صهیونیستی را با بخشهای جدیدی از آنها مثلا مارونیها در لبنان، کردها در عراق و... فراهم کنند. لذا این نوع طرحها که دارای ماهیتی صهیونیستی است هدف آنها متلاشی کردن کشورهای اسلامی و ایجاد زمینههای لازم برای هژمونی سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی صهیونیستها در منطقه است.