صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
کد خبر : ۵۳۸۳۰

نظام زبانى سیاست پیشگان / مهرى حقانى


انتخاب در جهان امروز به یک پروسه پیچیده تبدیل شده است. پروسه اى که از پیش درآمدهاى متنوعى تشکیل شده است. بدین ترتیب رهبران و سیاستمداران راه دراز و پیچ در پیچى در پیش مى گیرند. انتخاب شدن به یک فن تبدیل شده است و در این میان زبان ظاهر شدن بر روى این صحنه ویژگى هاى خاص خود را دارد شاید متدى که هر سیاستمدارى بنا به ویژگى هاى هر کشور و جامعه اى نه تنها نیازمند بکار بردن آن است بلکه هر برهه از زمان نیز زبان خاصى را مى طلبد که این هوشمندانه ترین بخش انتخاب است.

در آستانه انتخابات ۲۰۰۴ امریکا، بوش به نوعى سعى در بازنگرى و جبران مافات داشت، زمانى که گفته بود: «من بن لادن را زنده یا مرده مى خواهم. » بعدها حتى لورا همسرش، وى را به خاطر این طرز بیان سرزنش کرده بود تا سرانجام مجبور به این اقرار شد که:خوب من شاید کابویى حرف زده بودم و در عوض در دور جدید فعالیتم چیزى هست که باید بیشتر مراقب آن باشم: ادبیات سیاسى.

این که چنین عزمى تا چه حد به عمل در آمد نیازمند یک بازنگرى دوباره است با این حال وراى مصادیقى که وجود دارد فن بیان در سیاست بیش از هر چیز برآمده از تجارب سیاسى و همچنین دیدگاهى است که در مانیفست هر سیاستى نهفته است. گذشته از آنکه نمى توان از این نکته غافل شد که سیاست با تمام زیرمجموعه اش همچون واحدهاى دانشگاهى نیازمند آموزش، تمرین و بررسى است.

در حقیقت چیدمان و آرایش واژه ها از زبان سیاستمداران، دولتمردان و سخنگویان سیاسى کشورها، نه تنها یک کار فانتزى یا بى اهمیت نیست بلکه به خودى خود، دربرگیرنده تفکر و منش سیاسى آنهاست. چیزى که به نظر مى رسد میکروفون هاى جدید و مجهزترى که پیشاپیش بر روى میزهاى کنفرانس و سخنرانى جاى مى گیرد، به تکنیک بالاترى براى ضبط و پخش صداى گویندگان مجهزند.

همان گونه که جهان جدید سیاست، خود را به تحولات جدید و سریع ترى سپرده است. دقت در انتخاب، آموزش و به کارگیرى واژگان سیاسى نیز خبر از پذیرش فرهنگ سیاسى پیشروترى دارد.

اهمیت گفتار در عمل سیاسى چنان است که در بین سالهاى ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۵ سخنرانى هاى عمومى رؤساى جمهورى در امریکا تنها ۵۰۰ درصد افزایش پیدا کرد. در حقیقت دولتها به این سو رفته اند که گویا آنها بیش از پیش ناگزیرند، با مردم سخن بگویند، توضیح بدهند، متقاعد کنند، رأى کسب کنند و در بعد خارجى، پیامها، مبادلات سیاسى و سطح روابط خود را شفاف تر به نمایش بگذارند.

در روابط بین الملل سیر شکل گرفتن زبان سیاست بدین ترتیب بوده که در گذشته تا قبل از جنگ دوم، تمام مکاتبات و یادداشت ها بین دولتها به زبان فرانسه بود و تأکید مى شد اگر اختلافى پیش آید، متن اصلى فرانسه باشد. ولى بعد از جنگ جهانى دوم، زبان انگلیسى به عنوان زبان محاوره بین المللى جا افتاد. امروزه سیاستمداران با کمک کارشناسان حقوقى، مذاکرات را از سطح شفاهى به بیانیه ها تبدیل مى کنند. با دقت کامل در واژه هایى که بعدها تفسیر آنها موجب دردسر نشود.

«سخن گفتن حکومت کردن است». شاید از سویى نیز تأکید بر این مسئله مى تواند با برداشتى نادرست همراه شود. اما تأکید بر گفتار سیاسى به معناى دوگانگى حوزه عمل و گفتار و یا دور شدن از دامنه عملگرایى و غلتیدن به دامن سخن پردازى نیست.

در حقیقت تعاملات دنیاى پیچیده سیاست، نیازمند این است که براى نیل به مقصود، نمایش توانایى ها و قدرت برقرارى ارتباط و رسیدن به پیروزى ابزار پیشرفته اى در اختیار داشته باشد.

از سوى دیگر باید دید نمایندگى نظام زبان را چه اقشارى در دست دارند. یک تکنوکرات از نظام زبانى کارشناسى و تخصصى استفاده مى کند، عده اى از میان سنتى ترین اقشار جامعه هستند و اقشارى هم با نظامهاى زبانى ویژه خود هستند و سرانجام آنکه باید دید از منظر ادبى، زبان تا چه اندازه از استانداردهاى ادبى سود مى برد.

با تحلیل تبلیغات انتخابى مى توان پى برد در این چند ساله چه اتفاقاتى افتاده، این که تحریک یا بسیج مردم چگونه نتیجه مى دهد، نشان دهنده الگوى رفتارى سیاستمدارها از فرهنگ سیاسى مردم است. اینها عواملى است که در حوزه عمومى تعیین کننده است و در نهایت ناظر به حوزه ارزشها و آگاهى هایى است که در آن زمان در حوزه عمومى جریان دارد و چه بسا میزان موفقیت هم برهمان اساس مشخص مى شود. در مجموعه الگوى گفت وگوى سیاستمدار، تحریک، تهییج یا گفت وگوى تخصصى همان نمایندگى زبانى اقشار مردم را به عهده دارد. گاهى نظام هاى زبانى نشانگر تحولات اجتماعى و یا تحولاتى است که در میان اقشارعمومى اتفاق مى افتد.

شنیدن دوباره و دوباره صدا هاى بم و زیر سیاستمداران آنها را غافلگیر خواهد کرد. بویژه هنگامى که بدانیم هیجانات آوایى کلمات و سخنرانى ها در مجموع، نشانگر مفاهیم کلى ترى هم هستند. شما مى توانید به راحتى در پس یک آرشیو گردآورى شده، پى ببرید فلان سیاستمدار، برخاسته از یک نظام لیبرال و دموکرات، تک گو و یا شاهى و اشرافى است.

على عالمى کارشناس روابط بین الملل در این باره مى گوید:در کشورهایى که برآیند برخورد طبقات حکومت و دولت را به وجود آورده، نوعى مراقبت در بیان سیاسى و اجتماعى وجود دارد.

سیاستمداران کشورهاى توسعه یافته، نوعى بیان ضمنى و تلویحى را رعایت مى کنند و در اصل بیان یک بار براى همیشه محلى از اعراب در سیاست ندارد مانند این جمله که «اظهارات او کمکى به روشن کردن مطلب نکرد» که امکان تجدیدنظر را سلب نمى کند.

با این حال هرچه سیاست صورت دموکراتیک تر پیدا مى کند به اقشار مردم بیشتر گرایش مى یابد چون مى خواهد تحریک و بسیج عمومى کند. بنابراین اغلب اقشار روشنفکر دنیا سیاست زده هستند و همین عامل موجب مى شود در نهایت کاندیداها و شعارهایشان هم به عوام زدگى بگراید. اما نظر دیگرى نیز در جهان سیاست وجود دارد و این که در الگوهاى جدید حاکم بر جهان این همان عوام و عموم مردم هستند که تعیین کننده هستند. نوسان بین انتخاب ارزشها و یا آنچه همه مى پسندند همیشه وجود دارد با این حال این قضیه مى تواند به یک تراژدى آرمانى ختم شود یا مى تواند چشم را بر روى برخى واقعیت ها باز کند.

در عالم هنر و ادبیات بحثى به نام هنر براى هنر یا هنر براى مردم وجود دارد. چندان دشوار نیست و تقریباً شما مى توانید آن را به هر چیزى حتى در زندگى روزمره هم سرایت بدهید. اما معناى اصلى آن است که آیا یک هنرمند فقط کار هنرى مى کند تا یک کار هنرى انجام داده باشد یا این که در این کار هنرى ارزش هاى انسانى و ارتقاى دید بشرى نیز وجود دارد. نتیجه اى که وجود دارد این است که آیا ما فقط بر طبق هر آنچه هوس مى کنیم و اشتها داریم غذا بخوریم یا سعى کنیم بدن خود را با برخى ارزشهاى غذایى و کیفیت خوراک نیز آشنا کنیم

مشى انتخاباتى نامزد جمهوریخواه انتخابات امسال امریکا از این جهت قابل ملاحظه است. منظور هر نامزدى در انتخابات پیروز شدن است اما این که هر وسیله یا روش یا ترفندى مجوز این حرکت باشد یعنى این که سیاست به هیچ موضوع دیگرى فکر نمى کند جز سیاست این در حالیست که ما براى زندگى بهتر سیاست مى ورزیم ولو درون محیط خانواده.

ظرافتهاى مورد استفاده در زبان سیاست تا این حد است که زمانى مى رسد که زبانى به کار برده مى شود که فقط در پى تأیید شدن از سوى مردمى است که در پایین تریبون هاى انتخاباتى قرار دارند اما واقعیت دیگرى هم هست ، زبان سیاست مى تواند آنقدر هوشمندانه باشد که خواست عمومى را یک قدم به جلو بخواند. حرف جدید و برنامه جدید مخاطب را به فکر وا مى دارد. او دیگر تنها نمى تواند به آنچه تا دیروز فکر مى کرده بیندیشد شاید متوجه مى شود که راههاى جدیدى نیز براى زندگى بهتر هست که این بار سیاست به او نشان مى دهد.

البته مصادیق دیگرى نیز براى زبان سیاست وجود دارد، همین که یک فرد نظامى، شلوار جین بپوشد، نوعى زبان است. گاهى نیز چرخش هاى ناگهانى یا از این بام به آن بام نیز وجود دارد اما در نهایت کارشناسان بر سر این نکته توافق دارند که همواره از الگویى به الگوى دیگر رفتن و جا به جاسازى گفتارها و نمادها نه براى فرهنگ و نه براى سیاست، سودى نخواهد داشت.

اما بهتر که این زبان سیاست در اینجا بااین امیدوارى التیام یابد: حتماً تغییر پذیر هست.// اگر تجربه دولتمدارى و کار سیاسى به یک کار حرفه اى تبدیل شود و شاید مثل همیشه اولین قدم را مطبوعات بردارند، دورى از نامگذارى ها حتى براى مجرمین، روزنامه نویسى بى طرفانه، دور از بیان احساسات و قضاوت و دورى از بیان همه یا هیچ
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات