دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
افغانستان از جمله کشورهای اسلامی است که از لحاظ تاریخی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی با ایران پیوند عمیق داشته و تعامل دو ملت به ویژه در دوره های حساس و تعیین کننده برقرار بوده است و این پیوند و تعامل در تحولات و پدیده های سیاسی : اجتماعی و به صورت خاص در تحولات سه دهه اخیر دو کشور در گستره وسیع و با عمق زیاد قابل مشاهده است. کشور افغانستان به عنوان یک واحد سیاسی عضو در منطقه آسیای مرکزی و منطقه مرکزی جهان اسلام هر چند محاط در خشکی و محصور در کوهستان ها بوده، ولی در طول تاریخ مورد نظر استعمارگران و کشورگشایانی قرار گرفته است که از پیچ و خم کوه ها و دره های این سرزمین می خواسته اند خود را به هندوستان برسانند که حمله اسکندر مقدونی، تیمور گورکانی از این گذرگاه به هند و توجه استعمارگران انگلیسی به این کشور را در این راستا می توان شاهدی بر این ادعا دانست.
کشور کنونی افغانستان هم همانند دیگر سرزمین های اسلامی، در راستای اهداف نامشروع و استعماری کشورهای استعمارگر از جمله به منظور انتزاع دو ملت از همدیگر ساختار سیاسی مستقل پیدا کرده است. اما برخلاف خواست آنها همواره روابط دو ملت مبتنی بر مشترکات عمیق فرهنگی حفظ شده و در کنار هم باقی مانده اند، هر چند تلاش برای ایجاد اختلاف و دشمنی میان اقوام و مذاهب و ملت ها هیچگاه از دستور کار استعمارگران خارج نشده است.
کشور افغانستان با وسعت حدود 225/652 کیلومتر مربع جمعیتی حدود 25 میلیون نفر را در خود جای داده است که این جمعیت با محاسبه میلیون ها مهاجر افغانی مقیم ایران، پاکستان و دیگر کشورها براساس برآوردها به 30 میلیون نفر می رسد از جمله کشورهای اسلامی است که با حدود 99 درصد مسلمان و تقریبا 20 درصد جمعیت شیعی در عرصه منطقه ای و جهانی نقش آفرینی می کند. این کشور گروه های قومی و نژادی مختلفی چون: پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ترکمن، ایماق و... را در خود جای داده است که این اقوام با زبان های دری (فارسی)، پشتو، ازبکی و... سخن می گویند. واقعیت این است که کشور افغانستان که در غرب با جمهوری اسلامی، در شرق با چین، در جنوب با پاکستان، در شمال با ازبکستان و تاجیکستان مرزهای مشترک دارد به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص مورد طمع قدرت های جهانی قرار گرفته و براساس دیدگاه موجود در ادبیات روابط بین الملل که براساس آن اصولا سرنوشت کشورهای کوچک توسط قدرت های بزرگ رقم می خورد و فعل و انفعالات سیاسی - اجتماعی، امنیتی و اقتصادی آنها متاثر از قدرت های بزرگ است، پس از استقلال از ایران همواره توسط عوامل دست نشانده بیگانگان و حکومت های استبدادی و گروه های نظامی اداره شده و گفتمان نظامی و حکومت زورمدارانه در ساختار قدرت آن نقش انحصاری داشته است. بر این اساس درصد ساله اخیر همواره جریانات وابسته به شرق و غرب با تکیه بر عوامل قومی و با بی اعتنایی به نیازهای توده های مردم در این کشور حکمرانی کرده اند.
در نتیجه براساس وضعیت خاص ژئوپلیتیکی، فرهنگی و تاریخی این سرزمین نمی توان بدون تحلیل واقعیت هایی چون: پیچیده بودن جغرافیای افغانستان، وجود قومیت های مختلف (55 قومیت در افغانستان شناسایی شده است)، اسکان اقوام خاص در جغرافیای اختصاصی و... از یک سو و تاثیرپذیری ساختار حکومت در این سرزمین از خاستگاه قومی (حکومت حدود 250 ساله پشتون ها بر ملت افغان)، راس قدرت قرار گرفتن گروه های نظامی و حکومت های استبدادی و حاکمیت جریانات وابسته به استعمار غرب و شرق در این کشور ابعاد تاثیر انقلاب اسلامی بر افغانستان را مورد بررسی قرار داد.