حسین امیدی
چند رویداد مجزا ولی مرتبط با یکدیگر در سطح منطقه در جریان است که صرفا در یک مجموعه مفهوم پیدا می کنند.
1- مصر از مدتی قبل به دنبال مصالحه فتح و حماس در یک طرح پیشنهادی از سوی ژنرال عمر سلیمان مدیر استخبارات خود است تا طی آن یک حکومت تکنوکرات شکل گرفته و مدیریت امنیتی مصری بر غزه حاکم و شرایط حکومت متزلزل خودگردان بهبود یافته و انتخابات ریاستی و پارلمانی همزمان در فلسطین به اجرا درآید.
اگر چه حماس و جهاد و دیگر گروه های فلسطینی ملاحظاتی بر طرح مصر دارند ولی هدف اصلی کنار گذاشتن حماس از ساختار حکومتی و به قدرت رسیدن جریان جدیدی است که باید در خصوص مذاکره با اسرائیل اقدام کند و برای تضمین این حکومت و مطالبات امنیتی اسرائیل، ساختار امنیتی مصری در غزه حاکم خواهد شد.
2- در یک رویداد خارق العاده، پرز در ملاقات اخیر با حسنی مبارک، طرح سعودی که در اتحادیه عرب به تصویب رسیده و اسرائیل بارها آن را رد کرده بود را به عنوان پایه صلح عربی - اسرائیلی تایید کرده است. نکته مهم این است که اسرائیل در یک سال گذشته در ترکیه با سوریه مذاکره غیر مستقیم داشته و طی چند سال اخیر در یک سناریوی فرسایشی، مذاکره با طرف فلسطینی «ابومازن» را ادامه داده ولی اکنون شمعون پرز رسیدن به صلح در شرایط فعلی و آن هم بر اساس طرح عربستان را بهترین گزینه می داند و عربستان را دارای نقش محوری و اساسی در خاورمیانه ارزیابی می کند.
البته همواره در جدل های اسرائیلی برای پروسه صلح با کشورهای عربی، ضرورت عادی سازی روابط بر هر گونه طرح صلح و یا پیشرفت مذاکراتی تقدم داشته و بوش نیز اخیرا در سفر به خلیج فارس و کشورهای عربی خواستار از سر گیری روابط کشورهای عربی با اسرائیل شده است. رژیم صهیونیستی جدا کردن مسئله فلسطین و منازعه عربی با خود را با موضوع عادی سازی روابط را تاکید داشته تا در فضایی مسلط بر طرف های عربی و فلسطینی و بدون حمایت کشورهای عربی و اسلامی، ایده های خود جهت بلعیدن سرزمین فلسطین و بیت المقدس را جامه عمل بپوشد.
این مسئله اخیرا وارد فاز جدیدی شده و اسرائیل برای ابراز تمایل خود، خواستار مواضع تشویقی از سوی کشورهای عربی شده است.
3- عربستان سعودی که پس از حوادث 11 سپتامبر متهم اصلی در نزد نئومحافظه کاران بوده و سیستم مذهبی آن را موتور محرک افراطی گری می دانستند، برای دوری از این اتهام ، نشست های گفت وگوی ادیان را ترتیب داده که در نشست قبلی در اسپانیا، خاخام های یهودی اسرائیلی نیز دعوت شدند. نشست جدید که قرار است در 12 نوامبر در نیویورک و به عنوان آخرین هدیه به هشت سال حکومت بوش تشکیل شود، به جز خاخام های یهودی اسرائیلی، از مقامات سیاسی این رژیم نیز ظاهرا دعوت به عمل آمده تا نشستی در سطح سران و یا وزرای خارجه 192 کشور جهان منعقد گردد. پرز و لیونی با خوشحالی در حال بررسی برای قبول این دعوت هستند.
حاصل بحث این که در این سناریوی سرگرم کننده، کسب مشروعیت جدید برای رژیم صهیونیستی و عادی سازی روابط عربستان و بقیه کشورهای عربی مدنظر است تا ظاهرا مدخلی برای مذاکرات و دور جدید نشست های صلح باشد.
این نکته بر کسی پوشیده نیست که پرز به عنوان رئیس جمهوری این رژیم جایگاه رسمی نداشته و مواضع آن الزام آور نیست. مضافا اینکه رژیم صهیونیستی در بحران سیاسی- حزبی فاقد حکومت تصمیم ساز است و چهار ماه آینده نیز بنا به نظرسنجی ها، قدرت به راست گراهای افراطی ( لیکود و ...) خواهد رسید که با اساس صلح مخالفند . آمریکا نیز در کشاکش انتخابات ریاستی است و کاندیدای برنده نیز خود را متعهد به اسرائیل دانسته و مذاکرات صلح و بحران خاورمیانه در اولویت آن نخواهند بود. تجربه نیز نشان می دهد که آمریکا معمولا بر طرح دیگران صحه نمی گذارد و طرح های خود را با هماهنگی اسرائیل دیکته می کند که پایان و نتیجه آن وقت سازی برای تحکیم رژیم صهیونیستی است . سوال این است که این جنجال چه کارکردی دارد؟
رژیم صهیونیستی در هماهنگی منطقه ای به دنبال جلب همکاری های آشکارتر عربی است تا از خلال عادی سازی روابط با آنها، فضای ضد مقاومت در منطقه را دامن زده و گسترش نماید و بدون پذیرش هر طرح صلحی، به هدف مشروعیت بیشتر دست یابد. تجربه مذاکراتی تمامی گروه های چپ ، میانه و راست گرای اسرائیلی نیز نشان داده که با چانه زنی وارد مذاکره شده و هر طرحی را از محتوا ، تهی می کنند و سپس در اجرای آن توافق نیز چنان عمل می کنند که به سرعت به نقطه صفر بازگشته و صرفا از زمان حاصل برای گسترش غصب سرزمین فلسطین و قدس شریف بهره مند می گردند.