صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۵۵۲۸۷

طرحى نو/سید على امامى


بصیرت: بحران مالى غرب فرصتى استثنایى است براى آنهایى که به دنبال اندیشه اى به غیر از تفکرات رایج کنونى هستند. تاکنون تفکر غالب در عرصه جهانى مربوط به مکاتب لیبرالیسم بود. این تفکر با سقوط کمونیسم شوروى عالم گیر شد و همه جهانیان راه فلاح و رستگارى را در اندیشه هاى غربى مى جستند.تبلیغات و زرق و برق غرب مزید بر علت شد تا حتى متفکران و دانشمندان ما نیز مقهور چنین تفکراتى شوند و سایه سنگین اقتصاد سرمایه دارى آنچنان اندیشه هاى صاحب نظران غیرغربى را تسخیر کرده که همگان در این فکر بودند که چگونه موانع دستیابى به شرایط اقتصاد سرمایه دارى را بردارند و چطور جاده سرمایه دارى را براى اقتصاد خود هموار سازند. غافل از آنکه ساختارها، فرهنگها، آداب و رسوم، عقاید و حتى اقلیم هر کدام در نحوه شکل گیرى یک نظام حکومتى تأثیرگذار است و در صورت بى توجهى به آن، فرزندى ناقص الخلقه به دنیا مى آید که نه به گذشته خود مربوط است و نه مولد جهان امروزى است. وضعیتى که بسیارى از جوامع بشرى امروز با آن دست به گریبان هستند.سرمایه دارى مالى که با پایان یافتن سرمایه دارى صنعتى پا به عرصه وجود گذاشت شرایط سقوط جهان لیبرالیسم را هموار کرد به طورى که به واسطه خصایص بازارهاى مالى مرزها برچیده شد، سرعت انتقال داد و ستد سرسام آور شد و اقتصاد جهانى چندین برابر حجم واقعى خود بزرگ گردید. همه اینها دست در دست هم داد تا بروز هر بحران مالى جهانشمول شود و در صورت نوسان در یک بازار سایر بازارها نیز از آن متأثر شوند.ماحصل این بحران بى اعتمادى گسترده در بین صاحب نظران و فعالان اقتصادى بود. زیرا مدینه فاضله که براى آن ترسیم شده بود با بروز بحران مسکن یک کشور همه چیز را تخریب و به ناگهان بیش از ۲ هزار میلیارد دلار سرمایه را دود کرد.اما آنچه موجب درد و تأسف بود، غفلت از کشف واقعى مبانى عملى و نظرى اقتصاد سالم بود. طرح ریزى طرحى نو که برمبانى برادرى، صلح و عدالت چیده شود، تا تمام جوامع بشرى حقوقى برابر و فرصتى یکسان براى کسب تعالى داشته باشند اولویتى بود که از دید اندیشمندان آزاده مورد غفلت قرار گرفت. هر چند طى ۳۰ ساله گذشته جمهورى اسلامى ایران براساس آزادمنشى و روحیه عدالتجویان در پى جهانى عارى از ظلم و استکبار بود اما فرصت سوزى هاى فراوان ما را از اصل خود دور کرد و این دوره طلایى را که مى توانستیم با سخنى نو طلایه دار مکتبى جدید بر مبناى حفظ شرافت انسانى باشیم را، از دست دادیم. چنانچه این فرصت را غنیمت مى شمردیم هم اکنون با شکست تابوى سرمایه دارى مى توانستیم سخن خود را با آوازى خوش به گوش جهانیان برسانیم و با تطهیر اندیشه هاى رایج با استفاده از مبانى غنى اسلامى و انسانى، راه نو در پیش روى جهانیان قرار دهیم.با این حال باید فرصت را مغتنم شمرد و از این فرصت پیش آمده نهایت بهره را برد. رئیس جمهور نیز از همین منظر به موضوع نگریسته و طى نامه اى از صاحب نظران خواسته تا طرحى نو براندازند. هر چند چنانچه دایر اساتید گسترده تر بود و از تمام اندیشه ها در فراخوان رئیس جمهور استفاده مى شد ماحصل مطلوب تر و بهینه ترى بود اما آنچه اهمیت دارد عزم یک دولت با تمام امکانات براى کشف راه جدید است. نامه رئیس جمهور بیانگر آن است که دولت خواهان دستیابى به اندیشه هاى تازه براى اداره امور است و با طرح سؤالاتى دغدغه خود را بیان نموده است. حال نوبت صاحب نظران است که دست همیارى به سوى دولت دراز کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات