صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۸  ، 
کد خبر : ۵۵۲۹۵

انقلاب اسلامی در محیط فراملی (قسمت بیست و یکم)


دکتر عباسعلی فرزندی اردکانی
موقعیت جغرافیایی افغانستان و قرار گرفتن آن در آسیای مرکزی، خاورمیانه و شبه قاره هند و هویت اسلامی این کشور موجب شده است که قدرت های جهانی برای نفوذ، تسلط و تصاحب آن به رقابت و نزاع بپردازند. رقابت های امپراتوری انگلیس و روسیه در قرن نوزدهم و رقابت شوروی سابق و آمریکا در قرن بیستم و به صورت خاص در دوران جنگ سرد باشیوه های مختلف از جمله حمایت از جریانات دست نشانده خود و گاهی دخالت مستقیم حاکی از آن است که این کشور در معادلات استراتژیک جهانی دارای اهمیت بوده است. هر چند در دوره موقت پس از فروپاشی کمونیسم و خروج شوروی از افغانستان از این اهمیت کاسته شده بود، اما با حوادث پس از حادثه 11 سپتامبر مجددا این کشور در کانون توجهات جهانی قرار گرفته است و چنین وضعیتی نشان می دهد که این کشور همچنان از موقعیت منطقه ای و جهانی بالایی برخوردار است. مهم ترین عاملی که وزن موقعیت منطقه ای و بین المللی افغانستان را تعیین می کند عبارت از رقابت های قدرت های منطقه ای و جهانی برای توسعه نفوذ خود در منطقه مهم قلب آسیا، محل تلاقی جنوب و شمال آسیا و شرق و غرب آن و مدیریت خط لوله نفت و گاز ما بین کشورهای دارای این منابع با پاکستان و هندوستان می باشد. همجواری این کشور یا جمهوری اسلامی به دلیل برخورداری از پیوندهای مشترک دینی، فرهنگی و تاریخی و حامل آموزه های اسلامی - انقلابی این اهمیت را بسیار بالا برده است. تعارض جهان غرب با محوریت آمریکا و شرق با محوریت شوروی سابق در افغانستان و متاثر از این وضعیت تاخت و تاز اندیشه های غیر بومی در این کشور که باعث عرض اندام چپ گرایان در دهه 60 و 70 میلادی و حکومت 15 ساله آنها بر افغانستان شده و در یک دهه هم این کشور اسلامی مورد تهاجم واشغال مستقیم قرار گرفت و دست های پنهان و آشکاری که از ناحیه آمریکایی ها در این سرزمین مشاهده شده است نیز حاکی از مطمع نظر بودن این کشور از ناحیه قدرت های جهانی بوده و می باشد. دوره زمانی اشغال مستقیم افغانستان توسط شوروی همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود. جمهوری اسلامی به عنوان نظام برخاسته از انقلاب به دلایل اعتقادی به صورت خاص از ملت مسلمان افغانستان حمایت کرد. مخالفت ملت ایران با اشغال افغانستان و حمایت از ملت مسلمان افغانستان و جریانات جهادی، بیش از پیش زمینه های تاثیرگذاری آموزه های اسلامی، انقلابی و ظلم ستیزی را در تحولات افغانستان فراهم نمود. افغانستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تعامل با آمریکا نیز سه دوره متمایز را پشت سر گذاشته است: 1- دوره اول (1371-1357) آمریکا در این دوره در چارچوب رقابت دوران جنگ سرد تلاش نموده تا از نیروهای جهادی علیه شوروی حمایت کند.
2- دوره دوم (1380 -1371) کاخ سفید در این دوره تلاش نموده تا در ظاهر محیط منازعه آمیز افغانستان را به حال خود رها نماید اما در واقع در پشت صحنه جریانات وابسته به خود حضور فعال داشته است.
3- دوره سوم (1380 به بعد) آمریکا در این دوره پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 تلاش نموده در ائتلاف با نیروهای جهادی علیه طالبان - که به نوعی محصول اقدامات آشکار و نهان خود آمریکا بوده - زمینه را برای حضور مستقیم و رسمی خود در افغانستان فراهم نماید.
آمریکا پس از تهاجم گسترده نظامی به افغانستان و اشغال این کشور اهداف پیچیده ای را تعقیب می کرد و علیرغم بهره گیری از توان نظامی ناتو و بسیاری از کشورهای متحد در آسیا و اروپا اما هنوز نتوانسته است که اهداف خود را در این کشور محقق نماید. از این رو با وجود اینکه بیش از هفت سال است که از اشغال نظامی افغانستان توسط آمریکا می گذرد اما به اعتراف بسیاری از مقامات ارشد سیاسی و نظامی پنتاگون، دفاتر آمریکا برای برون رفت از باتلاق افغانستان چاره ای جز مذاکره و به رسمیت شناختن بخشی از تروریسم طالبانی ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات