سیامک باقری
مذاکره ایران و آمریکا بر سر عراق پس از فراز و نشیبهای یکساله با محورهای مشخصی برگزار شد. این رخداد برای بسیاری از بازیگران منطقهای و بینالملل حائز اهمیت بوده و با حساسیت قابل توجهی پیگیر آن بودهاند. بسیاری از تحلیلگران موفقیت این مذاکرات را در گرو بسیاری از مولفهها و شروط مقدماتی میدانند با این حال با توجه به اهمیت موضوع و بازتاب گسترده رسانهای آن، این رخداد مورد توجه تحلیلگران صحنه قرار گرفته و هر یک با مولفهها و تصویرهای ذهنی خود به ارزیابی آن نشستهاند.
دو نوع ارزیابی متناقض
در حال حاضر دو نوع ارزیابی از سوی تحلیلگران رسانهها مطرح شده است:
1ـ برخی اعلام کردند که مذاکرات مثبت بود و بر همین مبنا ما شاهد نشست گفتوگوی بعدی ایران و آمریکا خواهیم بود. مبنای این تحلیل مواضع سفیران ایران و آمریکا است که پس از مذاکرات هر دو طرف ابراز رضایت نسبی از گفتوگوها کردند. آسوشیتدپرس این ملاقات را آغازی خوب برای گفتوگو در زمینه دیگر مشکلات در دیدارهای آتی خواند.
2ـ برخی از رسانهها و تحلیلگران مذاکرات را بینتیجه ارزیابی کردند. این دسته از افراد و رسانهها اعلام کردند که طرفین مذاکره هیچگونه تفاهمی نداشته و تنها همدیگر را مسئول ناامنیهای عراق متهم کرده و راهحلی برای برونرفت مسئله نداشتند بررسی دیدگاهها و شرایط موجود به نظر میرسد ارزیابی اول بیشتر نزدیک به واقعیت باشد. توافق طرفین برای ادامه مذاکرات بیانگر رضایت طرفین است.
شیب مذاکرات به نفع چه کسی بود
اگر مذاکرات را دارای یک متن و یک حاشیه و پیامدهای برجای گذاشته در نظر بگیریم به نظر میرسد که شیب مذاکرات بیشتر به نفع ایران بوده است. اگرچه اندک افرادی هستند که میگویند ایران موفقیتی بدست نیاورده است اما ابعاد مسئله بیانگر موفقیت ایران و دستیابی به اکثر هدفهای خود در این موضوع بوده است. البته ناگفته نماند که اگر ضعفهای رسانههای موضوع جدیتر از سوی مسئولان امر گرفته میشد بدون تردید ایران تمام تخممرغهای مذاکره را در سبد خود قرار میداد. با این حال موفقیت این مذاکره را میتوان در برخی از شاخصههای زیر مورد ملاحظه قرار داد:
الفـ نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در این مذاکره که آغازگر مواضع خود بودند موفق شدند مسائل و ریشههای ناامن موجود در عراق را به خوبی به نمایندگان آمریکا تفهیم نمایند. چنانکه کراکر سفیر آمریکا در این مذاکرات اعلام کرد که ایرانیها مکررا وضعیت امنیتی عراق را به ما گوشزد کردند.
بـ رسانههای جهانی و تحلیل غرب همگی اذعان کردند که ایران با اعتماد به نفس کاملی در این مذاکرات شرکت کرده و دارای برگهای برنده زیادی بوده است. برخی رسانهها ابراز داشتند که این گفتوگوها نشاندهنده به رسمیت شناختن ایران به عنوان یک قدرت مهم در خاورمیانه از سوی ابرقدرت جهان بوده است.
جـ اکثر تحلیلگران اعلام کردند که آمریکا تغییر جهتگیری داده است جالب اینکه در این مذاکره کمتر دیده شد که ایران از مواضع اصولی خود عقبنشینی کرده باشد. به عنوان نمونه کریشین سانیس مانیتور نوشت: این روند نشانهای از احیای عملگرایی در سیاست خارجی آمریکا است. روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز تصریح کرد که این دیدار نشاندهنده تغییر رویکرد بوش در قبال ایران بود.
در همین راستا انحلال گروه سیاستگذاری و عملیات علیه سوریه و ایران نیز در راستای تغییر سیاست بوش در قبال ایران ارزیابی کردند.
دـ راضی شدن طرفداران ایران در عراق: دولتمردان عراقی و شیعیان این کشور با ورود ایران به مذاکرات بسیار خرسند شده و آن را ملاکی برای حمایتهای بیدریغ ایران نسبت به ملت عراق ارزیابی کردند. در واقع این حرکت ایران موجب تعمیق نفوذ بیشتر ایران در عراق شد. اهمیت این موضوع بر این نکته استوار است که آمریکاییها و بسیاری از بازیگران منطقهای در تلاش بودند تا موقعیت ایران را در عراق تضعیف کنند.
هـ مواضع و واکنشهای اروپاییها و روسها و عربهای منطقه نسبت به مذاکره قابل توجه و بیانگر اقدام مثبت ایران و موفقیت در مذاکره است. روسها اکنون بسیار حساس هستند که نتایج مذاکره چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد به همین ترتیب اروپاییها این مطئه را جدی گرفته و پیامدهای آن را با حساسیت دنبال میکنند. اگرچه در ظاهر نگرانیهای خود را ابراز نمیکنند اما به نظر میرسد فضای موجود برای آنها بویژه عربهای منطقه مثبت تلقی نشود.
وـ فضای جدیدی شکل گرفته نسبت به ایران در افکار عمومی جهانی و مقامات اروپایی و غیره پیامد مثبت دیگر مذاکره ایران و آمریکا برای ایران بوده است. طرحهای جدید پیرامون مسئله هستهای و رویکردهای نو در این خصوص دقیقا متاثر از چنین فضایی است.