علی سعیدیشاهرودی
بسماللهالرحمنالرحیم
قل هذه سبیلی ادعوا الیالله علی بصیره انا و من اتبعنی
در شرفیابی اعضاء ستاد مراسم سالگرد حضرت امام(قدس سره) رهبر معظم انقلاب یکبار دیگر موضوع بسیار مهم خط امام و شاخصهای آن را مورد توجه و تأکید قرار دادند. موضوعی که جا داشت و ضرورت دارد توسط صاحبنظران و کارشناسان مورد واکاوی و امعان نظر قرار گیرد. در آستانه هجدهمین سالگرد رحلت آن رهبر بزرگ(ره) حسب وظیفه مناسب دیدم در این نوشتار به تبیین و تشریح این موضوع پرداخته شود.
در آغاز این گفتار مناسب است به ریشه مکتبی خط امام اشاره شود.
در قرآن واژهای است بنام «صراط» که در لغت بمعنای راه و روش مستقیم از آن تعبیر شده همانطور که راغب در المفردات گوید: «الصراط: الطریق المستقیم. راه مستقیم را صراط نامند. مرحوم فیض کاشانی میگوید: «الصراط هو الطریق الی معرفه الله»(1) آن راهی که انسان را به شناخت خدا برساند صراط نامیده میشود. راه مستقیم یکی بیش نیست و در برابر آن واژه «سبیل» آمده که بمعنای راه فرعی میباشد که دارای پیچ و خمهای فراوان است.
در برخی روایات از صراط در دنیا، به امام و رهبری که اطاعت از فرمان او واجب میباشد اطلاق شده است.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده: «الصراط الذی فیالدنیا فهو الامام المفترض الطاعه»(2).
مفاد این روایت و دیگر روایات مبین این مسئله است که صراط مستقیم همان راه انبیاء و اولیاء الهی است. به عبارت دیگر تجلی صراط مستقیم و راه راستی که انسان را به مقام قرب الهی برساند و تحققبخش جبهه حق در برابر جبهه باطل و حزبالله در برابر حزبالشیطان باشد همان راه آدم و ابراهیم و محمد(ص) میباشد و در تداوم راه انبیاء بطور خاص صراطی که پیامبر اعظم در آن قرار داشت راه ائمه معصومین(ع) است. و لذا در برخی روایات آمده «الصراط المستقیم امیرالمومنین(ع)»(3) از صراط مستقیم به علی(ع) تعبیر شده است و در تداوم راه ائمه معصومین(ع) تجلی و تحقق نبوت و امامت و تبلور صراط مستقیم در بستر فقاهت خواهد بود. که «الفقهاء امناء الرسل» و سخن امام حسین(ع) که میفرماید:
«مجاری الامور علی ایدی العلماء الامناء علی حلاله و حرامه».
بنابراین از مجموع روایات و آموزههای دینی استفاده میشود که خط امام خمینی(ره) در عصر ما همان صراط مستقیم و راه انبیاء و ائمه (علیهمالسلام) است و پیام امام و بعد از او پیام رهبر انقلاب خامنهای عزیز «مدظلهالعالی» پیام آدم، ابراهیم، محمد(ص) و علی(ع) میباشد و همانطور که خط پیامبر و ائمه(ع) دارای اصول و مبانی و شاخصهای روشنی بود خط امام هم دارای اصول و مبانی و شاخصهایی است. و کسی میتواند ادعای پیروی خط امام را داشته باشد که از آن اصول و شاخصها برخوردار بوده و بطور دقیق از آن معیارها و شاخصها در نگرش، جهتگیری، رفتار و مدیریت خود پیروی نماید. خط امام تکیه بر اسلام فقاهتی و فقه جواهری داشت. مشروعیت رهبر و قانون را الهی میدانشت.
معتقد به عینیت بین دین و سیاست بود. اسلام را دین و مکتب جامع و پاسخگو برای همه عصرها و نسلها میدانست و معتقد به مردمسالاری دینی بود. حال کسیکه در تفکر خود گرایش لیبرالیستی دارد و حوزه دین را از حوزه حاکمیت جدا دانسته و دین و آزادی را جدای از هم و گاهی در برابر هم میداند و یا مشروعیت حکومت و رهبری را زمینی و متوقف به رأی مردم میداند نمیتواند مدعی خط امامی باشد. امام مدافع مستضعفین و موضع ضداستکباری داشت کسانیکه خواهان نرمش در برابر زورگویان و مرعوب تهدیدات آمریکا هستند نمیتوانند در خط امام باشند. نکته حائز اهمیت این است که خط امام قابل تجزیه نیست که هر کسی که به نوعی وابسته به امام بوده سهمی از خط امام را به ارث ببرد و یا با دارا بودن یکی از شاخصها بتواند ادعای خط امامی داشته باشد همانطور که خط پیامبر اعظم(ص) قابل تجزیه نبود. و کسانی در خط پیامبر(ص) بودند که ولایت بعد از او پذیرفته باشند و همه شاخصها و معیارهای او را یکجا تلقی به قبول نمایند.
در عصر ما هم کسی میتواند در خط امام باشد که ولایتمداری امام را پذیرفته باشد از ولایت و رهبری بعد از او که تجلی صراط مستقیم میباشد تبعیت کامل نموده و اصول و مبانی خط امام را بطور کامل پذیرفته باشد.
والسلام