مجید هادوی
اگرچه هنوز برخی از مقامات نظامی و سیاسی آمریکایی بر حضور در عراق اصرار دارند اما اولتیماتوم تعدادی از نمایندگان ذینفوذ جمهوریخواه به بوش برای ارائه جدول عقبنشینی از عراق تا پایان شهریورماه، تصویب بودجه نظامی چهار ماهه از سوی دمکراتهای کنگره، روند فزاینده تلفات نظامیان آمریکایی در عراق شیب تندی را برای مقامات آمریکایی ایجاد کرده تا ایران را برخلاف گذشته، محور اصلی سیاستی خود قلمداد کنند و بدون پیششرطهای گذشته خود به مذاکره با ایران روی بیاورند. این شرایط آغاز یک مرحله جدید در عراق را نوید میدهد. برنامهریزان آمریکایی برای موجه نشان دادن حضور خود در عراق، ساز و کارهای حکومتی، نظامی و امنیتی عراق تحت اشغال خود را آنچنان با تناقض، ضعف و ناکارآمدی مواجه کردهاند که نهادهای برخواسته از فرآیند دمکراتیک در عراق نیز، امکان گامهای بلند و اساسی را ندادند. آنها بناچار بر حضور نیروهای اشغالگر تاکید میکنند و ایجاد این شرایط سبب شده تا زمینههای لازم برای چانهزنی و امتیازگیری بازماندگان رژیم سابق از دولت مرکزی فراهم شود.
خروج پنج وزیر جریان مقتدی صدر از کابینه نوری مالکی که تحت فشار اشغالگران قرار دارد در حقیقت اقدامی هوشمندانه برای گسترش و فراگیر کردن مقاومت ضداشغالگری بود. این اقدام غیر از تاکید بر ضرورت خروج اشغالگران از شاخص بسیار مهم دیگری نیز برخوردار است و آن انسجام بیشتر مقاومت در میان سنیها و شیعیان و افشای بیشتر مدعیان و تجار سیاست و تروریستها است. برخی از جریانات به اصطلاح معتدل سنی بصورت پنهانی با القاعده ارتباط دارند. آنها با نام اهل سنت بدنبال ماجراجویی و جریانسازیهای انحرافی در عراق هستند آنان همچنین از نجابت عشایر اصیل اهل سنت سوءاستفاده کرده و از آنها در راستای اهداف خود بهرهبرداری کردهاند. طی هفتههای گذشته تلاشهایی انجام گرفته تا عشایر غیور به مسئولیت بزرگ خود در این دوران حساس آگاهی یابند که آن مقاومت اصیل ضداشغالگری تضمین شده، وحدت ملی و استقلال عراق و ظرفیتی قدرتمند برای اخراج اشغالگران است. پیوند و همسویی عشایر اصیل اهل سنت عراق به مقاومت پویای شیعیان این کشور چند پیامد مهم در بردارد:
1ـ جریان مقاومت ضداشغالگری تقویت شده میشود.
2ـ فرایند آزادیسازی عراق سرعت بیشتری میگیرد.
3ـ اشغالگران و نیروهای خارجی تحت فشار سیاسی و امنیتی بیشتری قرار خواهند گرفت.
4ـ فضای عملیات تروریستی برای نیروهای خارجی تحت حمایت برخی از کشورهای عربی تنگ میشود.
5ـ جریانهای فرصتطلب و قدرتمحور که تفرق مذهبی و قومی را برای نیل به اهداف خود پیگیری میکنند به حاشیه رانده میشود.
6ـ دخالت کشورهای عربی منطقه در عراق کاهش مییابد.
7ـ کاهش فشارهای خارجی و حمایتهای آنها از تروریستها به اراده ملی برای اخراج اشغالگران از عراق و تشکیل دولتی مقتدر و مستقل انسجام بیشتری مییابد.