قاسم غفوری
جرج بوش، رئیسجمهور آمریکا که آخرین سال حضور در کاخ سفید را سپری میکند سفری دورهای به 5 کشور آفریقایی «بنین، تانزانیا، رواندا، غنا و لیبریا» را انجام داد. این سفر پس از دیدار وی از خاورمیانه در اواخر دی ماه مهمترین سفر خارجی وی بود. این در شرایطی انجام گرفت که مقامات آمریکایی اهدافی قابل تامل را پیگیری میکنند که برگرفته از سیاستهای کاخ سفید برای ثبت حداقل موفقیتها در کارنامه بوش در زمان خروج از قدرت میباشد:
1- جرج بوش که در طول 7 سال ریاست جمهوری خود صرفا به جنگطلبی در عرصه بینالملل پرداخته نه تنها دستاورد بینالمللی نداشته است بلکه در عرصه داخلی نیز با چالشهای بسیاری مواجه شده است. افزایش انتقادها به ناکارآمدی دولت و نیز بحران شدید اقتصادی از چالشهای اصلی آن میباشد. سیاستهای بوش در آفریقا به ویژه قراردادهای کلان نظامی و اقتصادی آشکار ساخت که از اهداف اصلی سفر وی جمعآوری کمکهای اقتصادی برای حل بحران اقتصادی آمریکا بوده است در حالی که این اهداف در دو بخش اصلی فروش تسلیحات نظامی و نیز سرمایهگذاری در بخش نفت اجرایی میشود. این اقدامات که برای توسعه حضور آمریکا انجام گرفت چند هدف اصلی را پیگیری میکرد. اولا دلجویی از افراد و شرکتهایی که در 7 سال گذشته سرمایههای خود را در عراق و افغانستان خرج جنگطلبیهای بوش کردهاند که عمدتا صاحبان شرکتهای نفتی و تسلیحاتی بودهاند. ثانیا نکته مهم تلاش بوش برای اعلام جایگزینی آفریقا به جای خاورمیانهای است که چندان روابطی با ایالات متحده ندارد. این اقدام و رویکرد موقت میتواند برای تحریک خاورمیانه جهت بازگشت به روابط با واشنگتن باشد.
2- ایالات متحده در حالی به توسعهطلبی در خاورمیانه پرداخت که بسیاری از رقبای آن نظیر چین، روسیه و ایران با شناخت درست شرایط جهانی به توسعه روابط با آفریقا پرداختند. اکنون آمریکا دریافته است که در عرصه آفریقا جایگاهی ندارد و رقبای آن به اهداف بسیاری دست یافتهاند. بوش با حضور مستقیم در آفریقا تلاش کرده تا به رقابت با سایر کشورها بپردازد در حالی که انتخاب کشورهای حاشیهای نظیر «بنین، تانزانیا، لیبریا، رواندا و غنا» بیانگر ناتوانی واشنگتن برای حضور در سایر کشورها است که آن را وادار به گرایش به این کشورها نموده است. در همین حال تظاهرات ضد آمریکایی این کشورها نیز نشان داد که واشنگتن نمیتواند امید چندانی به آنها داشته باشد.
3- از مهمترین اهداف استراتژیک آمریکا در آفریقا، تاسیس پایگاه نظامی در 12 کشور آفریقایی میباشد. جوسازی رسانهای و جهانی واشنگتن مبنی بر گسترش حضور القاعده در آفریقا، تشدید جنگهای داخلی و منطقهای را در این قاره سیاه و افزایش حملات تروریستی در این قاره را میتوان سیاستی برای واداشتن این کشورها به پذیرش این پایگاهها دانست. بحرانهای امنیتی در سومالی، سودان، چاد، کنیا، انفجارهای تروریستی در الجزایر، مغرب و... را میتوان در این راستا ارزیابی کرد. در حالی که بسیاری از کشورها با این طرح مخالف هستند بوش امید دارد تا در کشورهای متحد، این طرح را اجرایی کند لذا شخصا به این کشورها سفر نموده است.
4- جنایات آمریکا در عرصه بینالملل و عدم اجرای حقوقبشر در عرصه داخلی موجب شده تا جهانیان ایالات متحده را ناقض حقوقبشر معرفی نمایند به گونهای که وجهه جهانی این کشور کاملا مخدوش شده است. مواضع جرج بوش مبنی بر کمک 7/8 میلیارد دلاری برای مبارزه با بیماری، فقر، بیکاری و اظهارات وی در قبال دمکراسی را میتوان برگرفته از طرحهای وی برای ترویج به اصطلاح دمکراسی آمریکایی در آفریقا دانست. این اقدام فریبکارانه در حالی صورت گرفت که اولا اسناد نشان میدهد سلاحهای وارده به آفریقا برای درگیریهای قبیلهای میباشند که هدف از این جنگطلبیها تامین منافع آمریکا است. ثانیا سفر بوش نه به کشورهای جنگزده بلکه به کشورهاییاست که دارای نوعی ثبات سیاسی میباشند که خود دروغین بودن این دمکراسی را آشکار میسازد.
5- ایالات متحده اکنون دریافته که یکجانبهگرایی در عرصه بینالملل نتیجهای نداشته و نیازمند همراهی سیاسی کشورها است. در حالی که متحدان آن در آمریکای لاتین و خاورمیانه از آن دوری میکنند، واشنگتن امید دارد تا از آرای 57 کشور آفریقایی در مجامع جهانی برخوردار شود. چنانکه بسیاری از مقامات آمریکایی به کشورهای آفریقایی سفر کردهاند تا این مهم را محقق سازند.
6- نکته حاشیهای در سفر بوش، حمایت از خواستهها و سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیستها در آفریقا است. صهیونیستها برای تامین نیازهای اقتصادی و توسعهطلبانه به حضور در آفریقا میاندیشد چنانکه لابی صهیونیست در آمریکا سفر بوش را راهکاری برای اجرای اهداف خود دانسته بود.
در مجموع میتوان گفت که سفر بوش به آفریقا برخلاف ادعای وی نه برای ترویج دمکراسی بلکه برای کسب درآمدهای اقتصادی و استعمار آفریقا بوده که در قراردادهای نظامی و نفتی مشاهده شد که این امر خود میتواند تشدید کننده جنگ در آفرقا باشد. نکته مهم آنکه تظاهرات ضد آمریکایی در خصوص دیدارهای بوش نشان داد که آمریکا در آفریقا نیز جایگاهی ندارد لذا این سفر نیز مانند سفر به خاورمیانه دستاورد سیاسی نداشته و بیشتر اقتصادی و نظامی بوده است.