مهدی بستان آبادی
سر فصل بحث آیین مدیریت در عرصه اخلاق و فرهنگ بود و تحت آن به بررسی چهار وظیفه از مجموعه وظایف اخلاق فردی مدیران اشاره شد. این وظایف عبارت بودند از: 1-تقوا؛ 2- لزوم مناجات با خدا؛ 3- مهار خواسته ها و شهوات نفسانی؛ 4- دوری از تکبر.
حال در این مقام به بیان پنجمین وظیفه اخلاقی مدیران در حیطه اخلاق فردی ایشان یعنی« تواضع و فروتنی در برابر تمامی افراد »پرداخته می شود.
1) مرحوم نراقی در «معراج السعاده » می گوید: «تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن کردار و گفتار چندی است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان می کند.»
در حدیثی از امام رضا(ع) می خوانیم، سوال کردند: «حد تواضع چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد؛ یکی آن که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم (و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری درباره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که درباره او انجام می دهند (همان گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شأن خود می شمرد درباره دیگران دون شأن بشمرد)، هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد.» (کافی، ج2، ص124)
آنچه در این روایت آمده، در واقع نشانه های تواضع است که از طریق آن می توان به تعریف آن نیز آشنا شد. امام باقر(ع) نیز می فرماید: «تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری.» (بحار، ج75، ص176)
از آنجایی که فروتنی نقطه مقابل تکبر است، جداسازی بحثهای کامل این دو از یکدیگر مشکل است و لذا در آیات و روایات و نیز در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکی ملازم ستایش از دیگری است. در روایات اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است. از جمله از امیرالمومنین علی(ع) نقل شده است: «به وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید.»
همچنین ایشان در خطبه همام در بیان اوصاف متقین می فرماید: «مشیهم التواضع؛ روش آنان متواضعانه است.»
2) تواضع نقطه مقابل کبر و به معنای فروتنی است، اما نه از روی بیچارگی و درماندگی، بلکه از روی عظمت روح و درجات ایمان. مفهوم تواضع به معنای کوچکی کردن و به دیگران ارج نهادن است، نه به معنای خوار کردن خود و زیر بار ذلت رفتن. تواضع اقدامی است که انسان (با تمامی برتریهای مادی و معنوی که در خود نسبت به دیگران احساس می کند) داوطلبانه و به جهت مهار نفس و احتراز از غرور در برابر دیگران، انجام می دهد. اما ذلت امری است که معمولاً از ناحیه دیگران تحمیل می گردد و موجب تحقیر فرد می شود، لذا اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود و قبیح است.اگر تواضع به صورت صحیح انجام شود نه تنها چنین اثری نخواهد داشت بلکه به عکس ارزش او در جامعه بالاتر می رود. به همین دلیل از امیرمومنان علی(ع) آمده: «بالتواضع تکون الرفعه ؛ تواضع انسان را بالا می برد!»
«فیض کاشانی (رض) می گوید: این فضیلت اخلاقی مانند سایر صفات اخلاقی دارای طرف افراط و تفریط و حد وسط است، حد افراط «تکبر» و حد تفریط «پذیرش ذلت و پستی » و حد وسط «تواضع » است. آنچه صفت فضیلت محسوب می شود و قابل ستایش است همان کوچکی کردن بدون پذیرش ذلت است، کسی که سعی دارد بر اقران و امثال خود برتری جوید و آنها را پشت سر اندازد متکبر و کسی که خود را بعد از آنها قرار می دهد متواضع است.( المحجه البیضاء، ج6، ص271)
3) گر چه تواضع بر همگان لازم است، ولی بر مدیران و دولتمردان و مسئولان حکومت واجب تر و ضروری تر و مشاهده آن در قدرتمندان، زیباتر می باشد. چرا که می توان تواضع را به دو دسته تقسیم نمود. دسته اول تواضع اضطراری و قهری است که انسان گزینه ای غیر از فروتنی ندارد. مانند مواردی که انسان، دستش از همه چیز و همه جا کوتاه است و چون هیچ راهی برای تکبر ندارد، به ناچار اهل تواضع می شود.
گاهی تواضع اختیاری و انتخابی است که انسان علیرغم بهره مندی از زمینه و ابزار و امکانات مناسب برای تکبر، خودش داوطلبانه، تواضع را برمی گزیند آنگاه این عمل، برترین کارهاست؛ همان گونه که پیامبر خدا(ص) فرموده است: «بهترین کارها سه چیز است: تواضع به هنگام دولت (هنگام بهره مندی از موقعیت و امکانات)، عفو و بخشش به هنگام قدرت و بخشش بدون منت.» همچنین می فرمایند: «برترین و بهترین تواضعها، تواضعی است که از بزرگان و قدرتمندان باشد.» (بحار ، ج77، ص179) پس تواضع، مراتب و درجاتی دارد و بهترین آنها آن است که انسان در اوج بی نیازی و قدرت و با بهره مندی از امکانات، متواضع باشد.