برگردان: فرزان شهیدی
دیدار سه ساعته دبیرکل حزب الله، سیدحسن نصرالله و رهبر گروه المستقبل، سعدالدین حریری نقطه عطف جدیدی در تحولات چند ساله اخیر لبنان محسوب می شود. مهمترین محور گفت وگوی دو طرف بررسی راهکارهایی جهت مقابله با هرگونه فتنه و آشوب بین احزاب شیعه و سنی لبنان و عدم وقوع آشوب های مذهبی بر پایه پیمان طائف و توافقنامه دوحه بوده است. این بدان معناست که لبنان شاهد مرحله تازه ای از آرامش و وفاق ملی خواهد بود، خصوصا آن که سایر سران گروه 14 مارس از این دیدار استقبال کرده و سایر مقامات لبنانی و منطقه ای این دیدار را به فال نیک گرفته اند.
در همین راستا گروههای مختلف لبنانی نسبت به ادامه رایزنی بین احزاب رقیب لبنانی برای دستیابی به وحدت ملی ابراز امیدواری کرده اند. نبیه بری، رییس پارلمان لبنان گفت وگوی بین رهبران المستقبل و حزب الله را بهار سیاسی لبنان نامیده و اظهار امیدواری کرده است که لبنان با یک بهار دائمی روبه رو شود. امین جمیل، رهبر حزب فالانژ و سمیر جعجع، رهبر نیروهای لبنانی نیز ضمن استقبال از دیدار نصرالله و حریری، خواستار آشتی بین گروههای رقیب مسیحی در لبنان شده اند. ولید جنبلاط، رهبر دروزی های لبنان هم با ابراز خشنودی از این دیدار آمادگی خود را برای ملاقات با رهبر حزب الله در آینده ای نزدیک اعلام کرده است.
به عبارتی با دیدار نصرالله و حریری تنور دیدارهای سیاسی و مذاکرات دو جانبه بین گروههای رقیب در لبنان داغ شده و پیش بینی می شود این دیدارها تا آغاز گفت وگوهای ملی تحت نظر میشل سلیمان، رئیس جمهور لبنان ادامه یابد.
در شرایط فعلی دو جناح رقیب موسوم به 8 مارس و 14 مارس می کوشند تا راهی برای وحدت و همزیستی مسالمت آمیز بیابند، هر چند نمی توان گفت دو طرف به طور کامل از مواضع سابق خود عدول کرده اند. جریان 14 مارس که شخصیت هایی مانند سعد حریری، امین جمیل، سمیر جعجع و ولید جنبلاط آن را رهبری می کنند، در صدد کاهش یا قطع نفوذ سوریه در لبنان هستند و در مقابل حمایت عربستان سعودی، آمریکا و فرانسه را پشت سر خود دارند. ائتلاف8 مارس نیز که رهبرانی چون حسن نصرالله، نبیه بری، سلیمان فرنجیه و میشل عون از سران برجسته آن به شمار می آیند، متحد سوریه و ایران محسوب شده و نفوذ رژیم های سازشکار عربی و نیز کشورهای غربی را در لبنان برنمی تابند.
اکنون جوهره اختلاف دو طرف مربوط به سرنوشت جنبش حزب الله است که جناح 14 مارس بر ضرورت خلع سلاح آنان اصرار می ورزد و جناح مقابل خواهان حفظ سلاح آن است. مقاومت اسلامی حفظ سلاح نیروهای خود را برای مقابله با حملات احتمالی اسرائیل و آزادسازی مزارع شبعا و تپه های کفر شوبا و بخشی از روستای غجر که همچنان در اشغال اسرائیل هستند ضروری می داند، اما ائتلاف 14 مارس ادعا می کند که هدف حزب الله از اصرار بر حفظ سلاح خود، استفاده از آن در درگیری های داخلی و نیز به عنوان ابزاری بازدارنده برای مقابله با حمله احتمالی اسراییل یا آمریکا به جمهوری اسلامی ایران است.
بنابراین جریان 14 مارس تلاش زیادی به خرج می دهد تا قبل از انتخابات پارلمانی لبنان در سال آینده میلادی حزب الله را به پذیرش خلع سلاح متقاعد کند. در مقابل، حزب الله و متحدانش که به پیروزی در انتخابات آینده امید زیادی دارند، می کوشند بدون پذیرش مسئله خلع سلاح، انتخابات پارلمانی در موعد مقرر برگزار شده ومانعی بر سر راه آن پدید نیاید.
از سویی گروه8 مارس می کوشد با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک زمینه عقب نشینی اسرائیل از مزارع شبعا را فراهم سازد و در عین حال با تقویت ارتش لبنان توسط آمریکا بهانه حفظ سلاح را از حزب الله ستانده و نهایتا این جنبش را وادار به خلع سلاح کند.
اما تجربه ثابت کرده است حزب الله قوی تر از آن است که در برابر طرح های 14 مارس و حامیان آنان تسلیم شود. با این حال نکته مهم در تحولات لبنان آن است که سرنوشت این کشور همچنان در گرو مناسبات قدرت های منطقه ای و جهانی صاحب نفوذ در لبنان است. به عبارت دیگر، معادلات لبنان با توجه به فرآیندهایی همچون روند صلح اسرائیل و فلسطینی ها، روابط ایران با عربستان و مصر، خط مشی سیاسی سوریه در خاورمیانه و پرونده هسته ای ایران رقم می خورد. حتی برخی تحلیلگران با نوعی اغراق، آرامش فعلی در لبنان را برخاسته از توافقات پنهان و آشکار قدرت های خارجی می دانند و بعید نیست با پایان این توافقات، لبنان بار دیگر دور تازه ای از بحران و آشوب و چه بسا جنگ را بیازماید.
از این رو برخی ناظران نسبت به دیدارهای سران دو جناح رقیب در لبنان خوش بین نیستند و هر چند آن را گامی در جهت آرامش مقطعی در لبنان می دانند اما به منزله پایان اختلافات و پایان بحران در این کشور قلمداد نمی کنند. اما واقعیت انکارناپذیر آن است که دو گروه رقیب که زمانی تا سرحد درگیری های خیابانی پیش رفتند، هم اکنون بر سر یک میز نشسته و درباره مسائل مهم لبنان صمیمانه گفت وگو می کنند. برای لبنان بحران زده این دستاورد کمی نیست، ضمن آن که موقعیت مقاومت اسلامی در شرایط فعلی به مراتب بیش از گذشته تثبیت شده و به بسیاری از خواسته های خود در برابر رقیب دست یافته است.