صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۵۶۴۱۵

استفاده ابزاری از مقبولیت پیشکسوتان


مرتضى صفار هرندى
در آستانه نهمین انتخابات ریاست جمهوری، آنچه برای «جریان دوم خرداد» اهمیت داشت توقف پیشروی جریان جوان و با طراوت اصولگرایی در تغییر روند سیاسی کشور به سمت تثبیت گفتمان عدالت خواهی و بازگشت به شعارهای اصیل انقلاب اسلامی بود. این باور صحیحی بود که اگر کسی می پنداشت نهادینه شدن گفتمان جدید، اندک امید طرفداران تغییرات غربگرایانه در نظام جمهوری اسلامی را به یأس مبدل می سازد . بنا براین باید ابزارهای مختلف برای به وقوع نپیوستن این واقعه مقدر، به کار گرفته می شد و اولین ابزار، استفاده از نامزدی افراد خوشنام و پیشکسوت بود.
تلاش برای نامزدی میرحسین موسوی ( که در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری نیز دوم خردادی ها دست کم تظاهر می کنند، به دنبال آن هستند و موسوی 12 سال است که از آن می گریزد) در آن زمان اولین اقدام برای نجات از شکست های زنجیره ای تلقی شده بود. موسوی به هیچ وجه گزینه مطلوب جریان اکثریت دوم خردادی ها نبود. تاجیک مشاور برجسته آقای خاتمی چندی پیش، به دنبال ملاقاتی با موسوی وقتی از دلایل پرهیز وی از ورود به این عرصه سخن می گفت به نارضایتی او از گرایش های لیبرالی دوم خردادی ها اذعان کرد.
در خلال تبلیغاتی که در سال 1383 درباره نامزدی میرحسین موسوی به راه افتاد ، سعی می شد این علت بی تمایلی او هویدا نشود و به جای آن بر ادعاهایی مثل عدم نقش اصلی و تصمیم گیرنده برای رئیس جمهور در سیاست خارجی، بی اعتقادی اصولگرایان حاکم بر دیگر بخش های نظام به جمهوریت و نیز قصد آنها برای افشاگری بر ضد موسوی و در نهایت رد صلاحیت او تاکید می شد. ( جالب بود که نوع موضعگیری اصولگرایان در این مقطع چنین ادعایی را خنثی کرد تا جایی که تمجید اصولگرایان از مواضع اصولی میرحسین موسوی و تفاوت دیدگاه او با تجدید نظرطلبی های دوم خردادی ها سبب شد که رضا خاتمی مدعی شود، اصولگرایان می خواهند اصلاح طلبان را نسبت به موسوی بدبین کنند.) اما همان زمان نیز می شد در لابه لای اظهارنظرهای این جریان سیاسی علت واقعی را دریافت. تصریح سایت «رویداد» ( وابسته به حزب مشارکت) برعبور «بخشی از جامعه تحول خواه ایران» از موسوی در گرایش اقتصادی و سیاست خارجی و انتقاد شیرزاد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت از عملکردهای دولت دوران دفاع مقدس در گرماگرم تلاش برای متقاعد ساختن موسوی به پذیرش نامزدی ریاست جمهوری، تنها گوشه ای از قرائن آشکار مربوط به واقعیت نگاه احزابی مثل مشارکت و مجاهدین به موضوع نامزدی موسوی بود. این که در اوج مذاکره با موسوی نام افرادی مثل محمدرضا خاتمی، صفدرحسینی ، رمضان زاده و مصطفی معین به عنوان نامزد احتمالی جایگزین حزب مشارکت مطرح می شد نیز بر استفاده ابزاری از نام نخست وزیر دوران دفاع مقدس گواهی می داد. البته می توان برصداقت اعضای مجمع روحانیون مبارز مثل مرحوم شیخ محمدرضا توسلی و سید محمد موسوی بجنوردی در پیشقدمی در دعوت از موسوی تاکید کرد. اما حزب مشارکت چگونه می توانست بر داعیه دوستی و همراهی با میرحسین موسوی اصرار ورزد، در حالی که بدنه دانشجویی آن یعنی «طیف علامه» دفتر تحکیم به صراحت موسوی را به «مقابله با اصلاحات» و نپذیرفتن پلورالیسم دینی متهم می کرد و او را فاقد« سابقه روشن و برنامه روشن» می دانست؟
موسوی می دید که نویسندگان دوم خردادی از او با عناوینی مثل «آخرین دایه دموکراسی و جامعه مدنی» یاد می کنند که «در پناه دولت کوچک و بی آزار» او جامعه ایران رئیس جمهور واقعی خویش را برخواهد گزید. طبیعی بود که دیگر وساطت افرادی مثل سیدحسن خمینی و آقازاده ( دوست دیرین موسوی) برای این امر هم سودی نبخشد. مشارکت و مجاهدین با این پندار مجمع روحانیون مبارز را در دعوت از موسوی همراهی می کردند که موسوی به سبب زاویه متفاوت نگاهش با جریان دوم خرداد، آمادگی و رغبت حضور در این عرصه را ندارد و اگر هم بنا به احتمال ضعیف، این تقاضا ، از سوی موسوی مورد اجابت واقع شود، با توجه به بحران تشتت درونی و نیز عدم مقبولیت اجتماعی جریان دوم خرداد، او می تواند به عنوان یک پل عبور مورد استفاده قرارگیرد. این نگاه ابزاری به پیشکسوتان انقلاب تنها شامل حال موسوی نمی شد. یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم، بهزاد نبوی خاطراتی از این انتخابات را بیان کرد که مشابه همان گرایش را نسبت به نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی نشان می داد. او گفت که حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب ورود آقای هاشمی رفسنجانی به عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری نهم را لازم می دانسته اند و خود وی علاوه بر این، آن را مفید نیز می پنداشته و به همین دلیل «دوستان کارگزار» را همیشه تشویق می کرده است که آقای هاشمی در انتخابات شرکت کنند. بهزاد نبوی با یادآوری فعالیت خود در ستاد انتخاباتی مصطفی معین ( به رغم منع پزشکان از جهت گذران دوران نقاهت پس از عمل جراحی قلب باز) تاکید دارد که آقای هاشمی رفسنجانی را «آخرین خاکریز» محسوب می کرده است.
شاید در یک نگاه ساده به موضوع، علقه دیرینه بهزاد نبوی به آقای هاشمی رفسنجانی و نیز دفاع آقای هاشمی رفسنجانی از او در مقاطع مختلف علت این اظهارات پنداشته شود. اما تفسیر این اظهارات در موضعگیری های دیگر یاران این جریان سیاسی قابل جست وجو است. در آبان ماه 1383 هادی قابل، مسئول حزب مشارکت استان قم و عضو شورای مرکزی این حزب درباره به صحنه آمدن آقای هاشمی رفسنجانی چنین گفت:« ما طرفدار ایشان نیستیم. اما با آمدن ایشان خواب سیاسی بسیاری آشفته می شود و می تواند یک فیلتر اطمینان باشد.» او با اعتراف تلویحی و غیرمستقیم به برخوردهای تخریبی قبلی دوستانش نسبت به آقای هاشمی رفسنجانی توصیه کرد:« اگر ایشان بیایند، نباید تخریب شوند.» در حالی که هنوز هاشمی رفسنجانی ورود خود به این عرصه را اعلام نکرده بود، حجاریان چنین اقدامی را باعث« برهم خوردن معادلات اصولگرایان» نامید و محمدرضا خاتمی دبیرکل وقت حزب مشارکت با ذکر عدم نگرانی «کاندیداهای اصلاح طلب» از حضور هاشمی رفسنجانی در صحنه، آن را مانع پیروزی کاندیدای اصلی جناح اصولگرا دانست. شکوری راد ( دیگر عضو شورای مرکزی حزب مشارکت) هم نوید داد که نامزدی هاشمی رفسنجانی ، جناح راست را کاملا به دو بخش تقسیم خواهد کرد. او در این باور ره خطا نپیموده بود. اراده اکثریت گروه های جریان اصولگرا در این دوره انتخابات به تبع بیانات مختلف رهبری معظم انقلاب و خصوصا خطبه های عیدفطر همین سال شکل گرفته بود که از یک رئیس جمهور «جوان و با نشاط» برای آینده سخن گفته بودند.
برای آنها حفظ احترام به جایگاه و سوابق انقلابی و خدمات آقای هاشمی رفسنجانی مانع از آن نمی شد که خاطرات نه چندان شیرین عملکرد اعضای حزب کارگزاران در دوران دولت سازندگی را مرور کنند. نگرانی از پیشقراولی افرادی مثل عطریان فر ( عضو شورای مرکزیت حزب کارگزاران) و روزنامه او (شرق) در مطرح کردن لزوم نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی و تقدم اعضای حزب کارگزاران در پیشبرد این سناریو ، گاهی موضعگیری های صریحی را از نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم موجب می شد. در آن سوی این جبهه سیاسی زاویه نگاه دوم خردادی ها به موضوع ، باعث اظهارنظرهای متناقضی از سوی آنان می شد. در جریان نطق پیش از دستور الیاس نادران در نقد عملکرد دوران سازندگی، گرامی مقدم سخنگوی ستاد انتخاباتی مجمع روحانیون مبارز و آقای کروبی، ناطق را به «تخریب کاندیداهای اصلاح طلب» متهم کرد. این در حالی بود که در همان ایام منتجب نیا ، عضو مجمع روحانیون مبارز، پیش بینی کرده بود« محافظه کاران پشت سر هاشمی قرار می گیرند.» محتشمی دولت سازندگی را به ایجاد فضای بسته و خفقان و فقدان تکثر روزنامه های آزاد، استقراض 60 میلیارد دلاری و مسائلی از این دست متهم ساخته بود و ابطحی ادعاهایی مثل کشتن روشنفکران در دوران دولت هاشمی را تکرار می کرد نامزد مجمع روحانیون ( آقای مهدی کروبی) هم زمانی که احتمال نامزدی اش مطرح شده بود، تاکید می کرد! در صورت ورود آقای هاشمی رفسنجانی به صحنه او نیز نامزد خواهد شد.
البته با جدی شدن نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز مثل قدرت الله علیخانی و مجید انصاری ملازمت رکاب آقای کروبی را به قصد کمک به ستاد انتخاباتی آقای هاشمی رفسنجانی ترک گفتند. شاید به سبب پیش بینی چنین شرایطی بود که پیش از آن، برخی از اعضای مجمع روحانیون برای نامزدی میرحسین موسوی به عنوان مانعی در برابر نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی تلاش می کردند.
بدین ترتیب به جز اکثریت اعضای مجمع روحانیون مبارز و گروه های همسو مثل حزب همبستگی، مجمع اسلامی بانوان، حزب مردم سالاری و ... که از نامزدی آقای کروبی حمایت می کردند، دو شاخه دیگر جریان دوم خرداد به صورت مستقیم و غیر مستقیم به حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی برخاسته بودند و حزب کارگزاران و گروه هایی مانند حزب اسلامی کار، حزب اعتدال و توسعه و ... به عنوان حامیان اصلی او وارد صحنه شده بودند و جریان مشارکت و مجاهدین و دیگر گروه های همسو با آنان نیز در کنار پیگیری شانس نامزد نهایی خود ( مصطفی معین) در کسب آرای اقشار خاص جامعه مثل قشر طرفدار تغییر مبانی فرهنگی و سیاسی نظام و نیز از طریق تحریک قومیت ها به موضوع نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی به مثابه عاملی برای تجزیه و تقسیم اصولگرایان و پس از آن به تعبیر بهزادنبوی به عنوان «آخرین خاکریز» می نگریستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات