این روزها از زبان دکتر احمدینژاد رئیسجمهور کشورمان این عبارت بارها تکرار شده و لابد ما هم شنیدهایم که «از نظر ما پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران بسته شده است و به زودی این واقعیت برای جهانیان آشکار خواهد شد.» برای بسیاری از مخاطبان و شنوندگان سخن رئیسجمهور، این عبارت قدری گنگ و نامفهوم است و برخی هم فکر میکنند دکتر احمدینژاد یک جنگ روانی را در برابر زیادهخواهیهای دنیای غرب به راه انداخته است. در این مجال کوتاه سعی نمودهایم این موضوع را تا حدودی روشن نماییم که آیا پرونده هستهای ما واقعا رو به بسته شدن و پایان یافتن است؟
واقعیتی به نام ایران هستهای
با ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و صدور قطعنامههای 1737 و 1747، شاهد یک دوره رکود در مذاکرات و تعاملات ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اتحادیه اروپا و اعضای 1+5 بودیم. اتحادیه اروپا با صدور بیانیهای رسما اعلام کرد پیش شرط هرگونه مذاکره و برقراری ارتباط میان این اتحادیه و ایران، تعلیق در فعالیتهای هستهای تهران است و مقامات کشورمان هم که از ارسال پرونده از وین به نیویورک ناخرسند بودند، سطح همکاریهای خود را با آژانس به نحو بیسابقهای کاهش دادند.
در این دوره، جمهوری اسلامی ایران بیاعتنا به همه تهدیدها و تحریمها و با تاکید بر حق ملت ایران در بهرهمندی از فناوری هستهای، اقدام به نصب و راهاندازی سانتریفیوژها و آبشارهای جدیدی نمود که این جهش فنی باعث گردید ما وارد مرحله نیمه صنعتی گردیم. نصب 3 هزار سانتریفیوژ در نطنز به همراه تزریق گاز UF6 به زنجیرهای از آبشارهای هستهای، وحشت دنیای غرب را بر انگیخت. در این برهه غرب سه راه بیشتر پیشرو نداشت:
1- حمله نظامی به مراکز هستهای ایران
2- گسترش فشارهای سیاسی و اعمال تحریمهای فزاینده اقتصادی
3- کنار آمدن با واقعیتی به نام ایران هستهای
گزینه اول به دلیل آسیبپذیریهای آشکار غرب، رویایی دستنیافتنی بود. دست و پا زدن آمریکا در باتلاق عراق و افغانستان، مشکلات عدیده کشورهای اروپایی به ویژه انگلیس و فرانسه، شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه و همچنین توانمندیهای رشکبرانگیز جمهوری اسلامی ایران در دفاع از منافع ملی خود، باعث گردید حتی خوشبینترین چهرههای سیاسی و نظامی نیز این مسیر را غیرقابل پیمودن عنوان کرده و اگر افرادی چون «بولتون» در برهههایی دم از جنگ و رویارویی با ایران زدند، بلافاصله با عناوینی چون «دیوانه» مورد خطاب قرار گرفتند.
راه دوم یعنی تشدید فشارهای سیاسی و اعمال تحریمهای گستردهتر اقتصادی، مناسبترین گزینه برای غرب بود. از یک سو خود را درگیر چالش نظامی با ایران نکرده بود و از سوی دیگر از پذیرش واقعیتی به نام ایران هستهای سر باز زده بود. بنابراین روی به اعمال تحریمهای گستردهتر آوردند تا تحت فشار تحریمهای اقتصادی و سیاسی، جمهوری اسلامی ایران را به زانو در آورند. با گذشت یک سال از ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت و تصویب قطعنامههای 1737 و 1747، دنیای غرب به این نتیجه رسید که فشارها و تحریمها به هیچ وجه نمیتوانند مانعی در مسیر پیشرفتهای هستهای ایران به وجود آورند. بنابراین کمکم زمزمههای کنار آمدن با ایران هستهای به گوش رسید. اولین پیام را ژاک شیراک ارسال کرد. وی در گفتوگویی رسانهای به صراحت اعلام کرد: «ایران هستهای واقعیتی است که نمیتوان آن را انکار کرد. باید تمرین همزیستی با ایران هستهای را آغاز کنیم. اگر ایران حتی چند بمب هستهای هم داشته باشد خطری برای دنیا محسوب نمیشود.»
چند روز بعد هم محمد البرادعی دبیرکل آژانس در جمع خبرنگاران تاکید کرد: «فناوری هستهای در جمهوری اسلامی ایران بومی شده است و علم بومی شده را نمیتوان با بمباران از بین برد. باید راه زندگی و مدارا با ایران هستهای را تمرین کرد.» شبیه چنین مواضعی از سوی قدرتهای برتر دیگری چون روسیه و چین هم به گوش رسید و این روند باعث گردید دنیای غرب چارهای دیگر بیندیشد.
ایدههای جدید
در روزهای نخست فروردین ماه سال جاری، خاویر سولانا مسئول کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپا که پیش از این شرط هرگونه مذاکره میان ایران و اروپا را تعلیق فعالیتهای هستهای کشورمان عنوان کرده بود، این بار بدون اشاره به هرگونه پیش شرطی خواستار آغاز گفتوگوهای اتحادیه اروپا و ایران شد. درخواستهای مستمر سولانا از لاریجانی که از طریق تماسهای تلفنی انجام میشد، باعث گردید در 5 اردیبهشت ماه، اولین دور جدید از مذاکرات لاریجانی و سولانا پس از ماهها وقفه، در هتل سوئیس آنکارا آغاز شود. سولانا در بدو ورود به آنکارا در جمع خبرنگاران گفت: «من با موضع سازنده به آنکارا آمدهام. ما میز مذاکره را ترجیح میدهیم. اروپا به این نتیجه رسیده است که ایران به هیچ وجه فعالیتهای هستهای خود را متوقف نمیکند.»
در پایان مذاکرات 5/3 ساعته آنکارا، لاریجانی هم به خبرنگاران گفت: «ما به دیدگاه واحدی درباره فعالیتهای هستهای ایران دست یافتهایم. طرفین به این نتیجه رسیدهاند که همه مسایل را باید از طریق مذاکرات برپایه قوانین و مقررات و قواعد بینالمللی حل نمایند.» نشست آنکارا از نگاه تیزبین تحلیلگران مخفی نماند و بالاتفاق اعلام کردند به زودی شاهد دور جدیدی از تحولات در پرونده هستهای ایران خواهیم بود.
دور دوم مذاکرات با عنوان «ایدههای جدید»، در خردادماه در مادرید اسپانیا برگزار شد. در این دوره خبرنگارانی که لاریجانی را به محاصره خود در آورده بودند، بار دیگر از تعلیق پرسیدند. لاریجانی در یک عبارت معنیدار تصریح کرد: «ما بحث تعلیق را رها کردهایم. چرا شما رسانهها این بحث را دنبال میکنید؟»
در اول تیرماه، لاریجانی با یک بسته پیشنهادی به وین رفت. این بسته به پیشنهاد البرادعی و سولانا تهیه شده بود. این بسته «طرح اقدام و مدالیته جدید» نام داشت و در آن جمهوی اسلامی ایران اعلام کرده بود ما کلیه ابهامات و سوالهای آژانس را در 5 موضوع و 3 مسئله احصا کردهایم. این موضوعات عبارتند از: 1) آزمایشات پلوتونیوم 210 - 2) سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2 - 3) منشأ آلودگیهای دانشگاه تهران 4- سند اورانیوم فلزی (نیمکره فلزی) و 5- معدن گچین بندرعباس. همچنین 3 مسئله در اسناد آژانس پیرامون پروژه نمک سبز، آزمایش مواد منفجره با حساسیت بالا و تجهیزات موشکی وجود دارد که آژانس با در اختیار گذاشتن این اسناد به ایران، پاسخهای لازم را دریافت خواهد کرد. ایران قویا اعتقاد دارد که این 3 مسئله به هیچ وجه جنبه فنی نداشته و منشأ آن سیاسی است.
طرح اقدام ایران مورد قبول البرادعی و سولانا قرار گرفت و دور جدید مذاکرات در جهت اجرای طرح اقدام از 21 تیرماه آغاز گردید. براساس توافق «لاریجانی و البرادعی» مقرر گردید تا اوایل دی ماه (اواخر سال میلادی) هیچ ابهامی نسبت به فعالیتهای گذشته هستهای ایران باقی نماند. در این توافقات همچنین تاکید گردید پاسخ به ابهامات آژانس گام به گام خواهد بود به این صورت که آژانس پس از دریافت پاسخهای ایران و قانع شدن، در گزارش خود رسما از پایان یافتن موضوع اول و آغاز مذاکرات جهت روشن شدن موضوع دوم نام خواهد برد. در توافق ایران و آژانس همچنین آمده است در صورتیکه آژانس تا پایان سال میلادی، پاسخ تمام سوالات خود را در چارچوب یک برنامه زمانبندی شده دریافت کرد، بدون التفات به باز بودن پرونده فعالیتهای هستهای ایران در شورای امنیت، رسما اعلام نماید که پرونده فعالیتهای گذشته هستهای ایران در آژانس بینالمللی بسته شده و همکاریهای طرفین در ارتباط با فعالیتهای هستهای حال و آینده ایران، همچون تعامل آژانس با 144 عضو دیگر ادامه خواهد یافت.
خروج از نگاه سیاسی و ورود به روند فنی
در اولین گام از طرح اقدام و مدالیته، موضوع آزمایشات پلوتونیوم ایران در اوایل مرداد ماه آغاز و تا 28 مرداد به پایان رسید. البرادعی در گزارش شهریور ماه خود به آژانس و شورای امنیت رسما اعلام کرد ایران به سوالات آژانس درباره جداسازی پلوتونیوم در سال 2003 پاسخهای شفاف و لازم را داد و ما وارد مرحله دوم یعنی سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2 شدهایم. در این مرحله گروه 1+5 با استناد به مفاد دو قطعنامه 1737 و 1747 که خواستار تعلیق فعالیتهای هستهای ایران شده بودند، میتوانستند اقدام به تدوین و تصویب قطعنامه سوم نمایند اما به دلیل مذاکرات سازنده ایران و آژانس، چین و روسیه مخالفت خود را با صدور هرگونه قطعنامهای علیه ایران اعلام کردند و تاکید داشتند اگر هداف 1+5 رفع ابهامات و سوالات مربوط به فعالیتهای هستهای ایران است، این روند در حال حاضر با مذاکرات شفاف و موثر ایران و آژانس در حال طی شدن است.
نکته قابل تامل در گزارش شهریور ماه البرادعی آن بود که دبیرکل آژانس به صراحت اعلام کرد تنها تخلف ایران در فعالیتهای هستهایاش، تاخیر در گزارشدهی بوده است. ایران در برخی موارد پس از یک هفته و گاه یک ماه و مواردی هم دو سال پس از موعد مقرر، فعالیتهای خود را به آژانس اعلام کرده که این تاخیرها تخلفات مرسوم اداری بوده و بار حقوقی خاص خود را دارند و به هیچ وجه قابل مجازات در محافل و نهادهای بینالمللی نمیباشد.
به اعتقاد کارشناسان هستهای ایران و آژانس، مهمترین موضوع در پرونده فعالیتهای هستهای ایران، آلودگیهای سانتریفیوژهای پی اوپی 2 موفقیتآمیز عبور شود، موضوعات دیگر به تبعیت از آن به سادگی حل شدنی است.
اگر ایران در این مرحله اثبات نماید که آلودگیهای 3 تا 94 درصدی سانتریفیوژها در نطنز منشأ خارجی دارد، که طبق آخرین اخبار این موضوع به اثبات رسیده است، به معنای آن است جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته هیچ گونه انحرافی در برنامههای هستهای خود نداشته و سوالات دیگر اتوماتیکوار حل خواهند شد.
سوالات و ابهامات آژانس درباره سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2، در مرحله اول درباره منشأ آلودگیهای بالا و در مرحله دوم مستند به نامه آقای هاشمی در شهریور سال 85، سخنرانی حسن روحانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی که در نشریه سال گذشته مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع به چاپ رسید و همچنین چند ادعای گروهک منافقین و گزارشهای کذب سرویسهای امنیتی 3 کشور غربی است که به اعتقاد کارشناسان هستهای، مراحل اول و دوم این سوالات با موفقیت طی شده و تقریبا نهایی گردیده است و باید منتظر به مفاد قطعنامه 1737 و 1747 که خواستار تعلیق فعالیتهای هستهای ایران شده بودند، میتوانستند اقدام به تدوین و تصویب قطعنامه سوم نمایند اما به دلیل مذاکرات سازنده ایران و آژانس، چین و روسیه مخالفت خود را با صدور هرگونه قطعنامهای علیه ایران اعلام کردند و تاکید داشتند اگر هدف 1+5 رفع ابهامات و سوالات مربوط به فعالیتهای هستهای ایران است، این روند در حال حاضر با مذاکرات شفاف و موثر ایران و آژانس در حال طی شدن است.
نکته قابل تامل در گزارش شهریور ماه البرادعی آن بود که دبیرکل آژانس به صراحت اعلام کرد تنها تخلف ایران در فعالیتهای هستهایاش، تاخیر در گزارشدهی بوده است. ایران در برخی موارد پس از یک هفته و گاه یک ماه و مواردی هم دو سال پس از موعد مقرر، فعالیتهای خود را به آژانس اعلام کرده که این تاخیرها تخلفات مرسوم اداری بوده و بار حقوقی خاص خود را دارند و به هیچ وجه قابل مجازات در محافل و نهادهای بینالمللی نمیباشد.
به اعتقاد کارشناسان هستهای ایران و آژانس، مهمترین موضوع در پرونده فعالیتهای هستهای ایران، آلودگیهای سانتریفیوژهای پی اوپی 2 است که چنانچه از این مرحله به صورت موفقیتآمیز عبور شود، موضوعات دیگر به تبعیت از آن به سادگی حل شدنی است.
اگر ایران در این مرحل اثبات نماید که آلودگیهای 3 تا 94 درصدی سانتریفیوژها در نطنز منشأ خارجی دارد، که طبق آخرین این موضوع به اثبات رسیده است، به معنای آن است جمهوری اسلامی ایران در سالهای گذشته هیچ گونه انحرافی در برنامههای هستهای خود نداشته و سوالات دیگر اتوماتیکوار حل خواهند شد.
سوالات و ابهامات آژانس درباره سانتریفیوژها پی 1 و پی 2، در مرحله اول درباره منشأ آلودگیهای بالا و در مرحله دوم مستند به نامه آقای هاشمی در شهریور سال 85، سخنرانی حسن روحانی در شورای عالی انقلاب مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع به چاپ رسید و همچنین چند گروهک منافقین و گزارشهای کذب سرویسهای امنیتی 3 کشور غربی است که به اعتقاد کارشناسان هستهای، مراحل اول و دوم این سوالات با موفقیت طی شده و تقریبا نهایی گردیده است و باید منتظر گزارش روز دوشنبه یا سهشنبه البرادعی بود تا میزان پایبندی وی نسبت به توافقات صورت گرفته بار دیگر محک جدی بخورد.
گزارش جدیدی البرادعی که در آستانه نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اعضای 1+5 منتشر میشود، در صورت مثبت بودن که قراین بسیاری حاکی از آن میباشد، به صورت اتوماتیکوار مانع صدور قطعنامه سوم در شورای امنیت خواهد شد و تمام تلاشهای آمریکا و زایده آن یعنی رژیم صهیونیستی را نقش بر آب خواهد کرد. آمریکاییها از روند جدیدی که در مذاکرات ایران و آژانس اتفاق افتاده، به شدت عصبی و خشمآلود هستند. آنان مدام لفاظی و لجنپراکنی میکنند. یک بار سخن از نظامی بودن فعالیتهای هستهای ایران میگویند که بلافاصله با واکنش صریح البرادعی مواجه شده و دبیرکل آژانس اعلام مینماید هر فرد و دولتی که دارای اسنادی از انحراف فعالیتهای هستهای ایران دارند به آژانس ارائه دهند تا بلافاصله مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. اما آمریکاییها عاجز از ارائه هرگونه سند و مدرکی در این باره بودهاند. در این میان سارکوزی هم که با ناپختگی اعلام کرده بود فرانسه مدارکی درباره فعالیتهای غیرصلحآمیز ایران در اختیار دارد، بلافاصله پس از فراخوان البرادعی در موضوع انفعالی گفت ما فکر میکنیم هدف فعالیتهای ایران نظامی است.
این روزها بحث درباره سند اورانیوم فلزی در برخی محافل سیاسی تا حدودی داغ و جنجالی است. این سند آژانس از اقدامات ایران برای تهیه و یا ساخت دو نیم کره فلزی مربوط به کلاهکهای هستهای حکایت دارد که در صورت نصب بر روی موشکهای بالستیک، توان حمل مواد هستهای را دارد. مبنای این بحث جنجالی آنقدر سست و بیپایدار که توضیحاتی کوتاه درباره بیمبنا بودن آن کفایت میکند. این جنجال از یک سند 15 صفحهای آغاز شد که کارشناسان هستهای ایران در سال 2002 برای گسترش فعالیتهای هستهای خود مراجعه به اینترنت کرده و تمام موضوعات مربوط به چرخه سوخت را پرینت گرفته بودند که 15 صفحه آن هم مربوط به اورانیوم فلزی بوده است. یعنی در مباحث موجود میان ایران و آژانس، ایران باید درباره چرایی پرینت گرفتن یک موضوع هم پاسخ دهد. این امر نشان میدهد که دستان آژانس در برابر اتهامات و سوالات مطرح از ایران، چقدر خالی و تهی است.
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، با برطرف شدن ابهامات پنج گانه فعالیتهای هستهای ایران که مهمترین بخشهای آن یعنی پلوتونیوم و سانتریفیوژهای پی 1 و پی 2 تقریبا سپری و نهایی شده است، دنیای غرب نه تنها هیچ بهانهای برای صدور قطعنامه جدید ندارد بلکه هیچ استدلال قابل ارائهای هم برای مفتوح ماندن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت هم ندارد. مواضع اخیر پوتین، لاوروف و وزیر خارجه چچن و حتی آلمان درباره لزوم حل شدن پرونده فعالیتهای هستهای ایران دارای رویکردی فنی شده و از نگاه سیاسی در حال خارج شدن است.
به عبارت دیگر، در حال حاضر دیالوگها و تحرکات بینالمللی درباره پرونده هستهای ایران از مسیر شورای امنیت خارج و وارد دالان مذاکره و تفاهم با ایران در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی شده که این مهم یک پیروزی تاثیرگذار برای کشورمان خواهد بود. به عبارت دیگر، ما عصر تهدید و تعلیق را سپری کرده و وارد مرحله جدیدی به نام همکاری پایاپای ایران و آژانس در جهت بستن پرونده هستهای ایران هم در وین و هم نیویورک شدهایم. این مهم در حالی صورت گرفته است که جمهوری اسلامی ایران علیرغم تمامی فشارها و تهدیدها برای یک لحظه هم تعلیق نکرده و هیچ گونه وقفهای هم در مسیر پیشرفتهای هستهای وی ایجاد نشده و مزد پایداری خود را در این چالش بزرگ دریافت نموده است.