سیامک باقرى
دعوت از رئیسجمهوری ایران برای شرکت در بیست و هشتمین اجلاس شورای همکاری خلیج فارس و استقبال ویژه از دکتر احمدینژاد، یکی از رخدادهای بزرگ منطقهای است. این دعوت که پس از برگزاری نشست آناپولیس راجع به فلسطین به عمل آمد، ضمن اینکه پیام خاص خودش را دارد، دارای آثار و نتایج قابل ملاحظهای است.
اساسا اینکه پس از 28 سال برای اولین بار از یک مقام ارشد ایران دعوت به عمل آمده فینفسه دارای شرایط ویژهای در منطقه به وجود خواهد آورد: 1- اولین اثر این دعوت و حضور احمدینژاد در نشست شورای همکای خلیج فارس، فراهم شدن زمینههای همگرایی امنیتی – منطقهای است. همانطور که ایران از ابتدا معتقد بود که ترتیبات امنیتی منطقه باید درون منطقهای باشد و مسیرهای سیاسی فارغ از حضور و نفوذ قدرتهای بیگانه هدفگذاری گردد، اکنون زمینه گفتمانی این ترتیب امنیتی درون منطقهای فراهم شد و اذعان اعضای شورای همکاری خلیج فارس در خصوص بررسی پیشنهادات احمدینژاد را از نشانههای همین امر می توان به شمار آورد.
در واقع حضور رئیسجمهوری ایران در این شورا فرصت قابل اعتنایی را برای ایران به وجود آورد که میتواند راهبردهای امنیتی را مورد تعمیم قرار دهیم. از این نکته نباید غافل شویم که در طی دو سال اخیر توافقنامههای امنیتی دوجانبهای که با کشورهای منطقه خلیج فارس منعقد شد، یکی از زمینهها و محملهای همگرایی ذهنی در حوزه امنیت بین 6 کشور شورای همکاری با ایران بوده است.
2- دومین پیام که این نشست برای بازیگران منطقهای و فرامنطقه در بر داشته این است که ایران برای کشورهای شورای همکاری تهدید نیست. این نکته را نیز باید خاطرنشان کرد که فلسفه شکل شورای همکاری با انگیزه تهدید انقلاب اسلامی بود. اکنون اما شرایط به وجود آمده باعث شد که اعضای شورا فارغ از القائات آمریکاییها تصمیم راهبردی را اتخاذ نمایند و نگاه امنیتی خود را از موضوع ایران متحول سازند و عملا نشان دهند که میخواهند با ایران زندگی مسالمتآمیزی داشته باشند.
در واقع اثر بلافصل این تحول دیدگاهی، بسترزدایی از راهبردهای ستیزهجویانه آمریکاست. چنانکه شورای همکاری خلیج فارس در این نشست، خود رسما از آمریکا خواست که دست از ماجراجویی و تهدید علیه ایران بردارد.
3- پیام بعدی این نشست و نحوه استقبال از احمدینژاد، بیانگر افزایش حلقههای نفوذ ایران از سطح مردمی به سطح دولتی است. طی سالهای اخیر نظرسنجیهای زیادی از افکار عمومی کشورهای عربی منتشر شد که همگی نشان دهنده نفوذ و جاذبه ایران در میان آحاد مردم مسلمان عرب بوده است اکنون دولتمردان منطقه با علم به این موضوع و همچنین مشاهده مواضع قاطع جمهوری اسلامی ایران در خصوص حفظ حقوق عربهای سنی فلسطینی و سایر کشورهای مسلمان، متقاعد شدهاند که ایران میتواند شریک استراتژیک کشورهای منطقه قرار گیرد. در واقع این دعوت و حضور احمدینژاد در جمع اعضای شورای همکاری بیانگر قدرت نرم ایران است. مختصات قدرت نرم این است که کشورها بدون هیچ گونه اجباری خط و مشیهای کشوری را بپذیرد یکی از منابع مهم در این راستا، عملکرد سیاست خارجی کشورهاست که برای سایر کشورها جذاب جلوهگر میشود. نکته مهمتر اینکه شرایط فوق نشاندهنده افزایش حلقههای نفوذ ایران در منطقه است.
4- آثار دیگر این رخداد بر طرحهای آمریکا است. کاخ سفید از ابتدای ورود نظامیگری در خاورمیانه و ارائه طرح خاورمیانه بزرگ سعی داشت که حلقههای محاصره علیه ایران را تنگتر کند. ایجاد ترس و وحشت از ایران و انتساب محور شرارت به تهران و اینکه ایران مداخلات پی در پی در منطقه دارد و... از جمله مفاهیمی بود که به منظور تنهاسازی ایران و فاصله انداختن روابط ایران و کشورهای منطقه خلیج فارس بیان شد و در هر نشستی یکی از محورهای اصلی آنها مرعوبسازی عربها از ایران بوده اما اکنون حضور ایران در نشست سران شورای همکاری خلیجفارس سیاستهای فوق را مخدوش ساخته است و سیاست سد نفوذ آمریکا با شکست سختی روبهرو گردیده است.
5- اثر بعدی همگرایی ایران و شورای همکاری خلیج فارس در سطح سران ایجاد زمینه فکری جبهه مشترک در برابر تهدید فرامنطقهای در جهان اسلام است. در واقع پذیرش ایران در درون جامعه عرب به طور تدریجی در حال صعود است. ابتدا سران تک تک کشورهای همکاری خلیج از رئیسجمهور ایران دعوت به عمل آوردند، سپس سازمان همکاری شورای خلیج فارس به چنین اقدامی دست زد و در آینده نیز به نظر میرسد اتحادیه عرب از ایران برای حضور در نشست سران شرکت نماید. چنانکه زمینههای این موضوع چند سالی است که در میان اعضای اتحادیه عرب به وجود آمده و حتی ایران نیز خواستار آن بوده است فرایند فوق زمینهای را برای جمهوری اسلامی ایران به وجود آورده تا راهبردهای منطقهای خود را با دیپلماسی هوشمندانه در میان کشورهای منطقه تعمیم دهد.
7- تردیدی نیست که روند مناسبات ایران با کشورهای عربی که یکی از نمودهای مهم آن، دعوت یک مقام عالیرتبه ایران از سوی شورای همکاری بوده، به همکاریهای اقتصادی - سیاسی نیز سرایت خواهد کرد. چنانکه خلیفه آلثانی قطر رسما اعلام کرد که کشورهای حاشیه خلیج فارس باید امروز با هماهنگی و همبستگی کامل در راستای تامین منافع ملتهای خود گام بردارند. در همین راستا پیشرفتهای علمی ایران در عرصههای مختلف به ویژه حوزه هستهای چشمانداز مثبتی را در میان عربهای ایجاد کرده، فلذا توسعه روابط سیاسی، انگیزههای همکاریهای دیگری را در حوزههای دیگر به وجود خواهد آورد.
نتیجه:
در مجموع حضور رئیسجمهوری ایران در اجلاس شورای همکاری خلیجفارس به معنای افزایش اعتبار و اعتماد ایران در میان کشورهای عربی و پذیرش برتری قدرت ایران در منطقه و شناسایی کردن ایران به عنوان یک بازیگر بزرگ که میتواند موازنه قدرت در برابر رژیم صهیونیستی را ایجاد نماید، میباشد. بنابراین جمهوری اسلامی از فرصتهای پیشآمده باید مبنایی برای فرصتهای بزرگتر قرار دهد. این نکته نیز قابل ذکر است که اگر چه در بیانیه پایانی شورای همکاری خلیج فارس مجددا بر مسئله جزایر تاکید شد، اما این موضوع در ردیف سایر منازعات ارضی که بین یمن با عربستان، قطر با عربستان و عراق با کویت و عمان؛ امارات وجود دارد، قابل طرح است. هر چند جمهوری اسلامی باید قاطعانه با چنین ادعاها برخورد نماید.