مسعود کتابی
هفته گذشته وزیر خارجه کشورمان به دعوت رسمی وزارت امور خارجه ژاپن، دیداری سه روزه از توکیو داشت. فعالیتهای هستهای ایران مهمترین موضوعی بود که در مذاکرات وزرای خارجه دو کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
با توجه به اینکه کشورهای اروپایی در طول 21 ماه مذاکرات، عدم حسن نیت خود را در فعالیتهای هستهای ایران و نیز عدم توانایی خود را در حل منطقی آن به نمایش گذاشتند، توکیو به دلیل وابستگی اقتصادی زیادی که به انرژی ایران و منطقه خلیج قارس دارد از پیامدهای هرگونه اقدام یک جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا در تحریم تجاری ایران مضطرب و نگران است، از این رو با توجه به روابط نزدیکی که با دو طرف پرونده هستهای دارد، تلاش میکند تا در فرصت باقیمانده از حادتر شدن موضوع جلوگیری کند.
به این ترتیب هدف از دعوت وزیر خارجه ایران به توکیو ایجاد تعادل میان خواستههای دو طرف و در صورت امکان میانجیگری در پرونده هستهای است.
واقعیت این است که نیتجه فعالیتهای هستهای ایران بر سیاستهای اقتصادی و حتی راهبردی ژاپن تاثیرات مستقیم و زیادی خواهد گذاشت.
این کشور از یک سو از متحدین سنتی آمریکا و دنبالهرو سیاستهای واشنگتن در بسیاری از موضوعات به شمار میرود و از سوی دیگر بیشتر از 88 درصد نفت خام وارداتی آن از منطقه خلیجفارس تأمین میگردد و ایران پس از عربستان و امارات متحده عربی سومین تأمینکننده انرژی ژاپن محسوب میشود. به این ترتیب اگر پرونده هستهای ایران به شورای امنیت برود و این کشور از سوی شورای امنیت و یا کشورهای اروپایی و آمریکا مورد تحریم تجاری و اقتصادی قرار گیرد، ژاپن در زمره کشورهایی خواهد بود که در نتیجه رویکرد غرب صدمات زیادی خواهد دید و الزامات باید در استراتژی انرژی خود به صورت اساسی بازنگری کند.
شرکت ژاپنی« اینپکس» که 36 درصد سهام آن در اختیار دولت است در بهمن ماه 1382 طی قراردادی با ایران بیش از از 75 درصد سهام پروژه میدان نفتی میدان آزادگان را به خود اختصاص داد و دولت ایران پایان سال جاری را آخرین مهلت برای امضای نهایی قرارداد اعلام کرده است. در میدان نفتی آزادگان بیش از 26 میلیارد بشکه نفت برآورده شده است که از نظر کارشناسان اقتصادی نهایی شدن توافقنامه فیمابین دو کشور اهمیت فوقالعادهای برای اقتصادی ژاپن خواهد داشت. در حقیقت انعقاد قرارداد در جهت استراتژی بلندمدت و نگرشهای راهبردی توکیو بسیار مؤثر است. مشکل ژاپن در شرایط فعالی گرفتار شدن در میان انتخاب یکی از دو گزینه دشوار یعنی «سیاست حفظ انرژی» و «سیاست هماهنگی با آمریکا» است. هدف توکیو از دعوت آقای «متکی» در واقع تلاش برای دور شدن از این وضعیت ناگوار است. ژاپن برای انتخاب، فرصتی اندک در اختیار دارد. از یک سو پرونده هستهای ایران به مراحل نهایی خود نزدیک شده و غرب بایستی تصمیم بگیرد که آیا حاضر به پذیرش ایران هستهای است و یا اینکه به اقدامات تحریمی مبادرت میورزد. از سوی دیگر کمتر از دو هفته به پایان مهلت ایران و ژاپن در اعلام نظر نهایی خود در خصوص امضای قرار دارد میدان نفتی آزادگان باقی مانده و چین با توجه به راهبرد سیاسی و اقتصادیاش جایگزینی مناسب برای ژاپن میباشد.
البته، ژاپن در طول سالهای پس از جنگ جهانی دوم به خود توانسته از فرصت استفاده بهینه کند. این بار نیز اگر بتواند با ارایه یک طرح در خواستههای دو طرف موازنه ایجاد کند در کنار موفقیت اقتصادی جهانی که دارد یک موقعیت سیاسی بینالمللی نیز برای خود کسب مینماید؛ زیرا که توانسته پس از مذاکرات طولانی و بیحاصل اروپایی و شکست آنها در حل پرونده هستهای ایران، پیچیدهترین مشکل بینالمللی را که همه قدرتهای جهانی درگیر آن و متأثر از نتیجه آن هستند به نفع همه خاتمه دهد. اگر این کشور، بتواند در این مسیر موفق شود و راهحل منطقی و مرضیالطرفینی ارایه دهد در عرصه سیاست بینالمللی موفقیت ممتازی را برای خود کسب خواهد کرد و دیگر ناچار نخواهد بود که در میان دو گزینه دشوار سیاست حفظ انرژی و سیاست هماهنگی با آمریکا یکی را انتخاب کند.