بسماللهالرحمنالرحیم
علی امینی
روسها پس از یک دوره انتظار دیپلماتیک که دلایل آن برای غالب تحلیلگران مسائل هستهای ایران ناشناخته است، سرانجام پیشنهاد خود را در مورد فعالیتهای هستهای ایران تشریح کردند.
«سرگئی لاروف»، وزیر خارجه روسیه در مصاحبه با تلویزیون دولتی این کشور با اعلام طرح مسکو از ایران خواست تا مرحله نهایی غنیسازی اورانیوم را به داخل روسیه منتقل کند.
وی گفت: با قبول این طرح نگرانی آمریکا و کشورهای اروپایی از دستیابی ایران به فناوری ساخت سلاحهای اتمی برطرف میشود.
در ماهیت روسی بودن ابتکار مسکو برای حل و فصل پرونده هستهای ایران برخی از صاحبنظران تردید دارند، در اینکه آیا طرح مسکو دارای ماهیتی روسی است یا نسخه پیچیده آمریکاییها و اروپاییها برای برونرفت از بنبست مذاکرات هستهای ایران است، دو نگرش و تحلیل در میان نخبگان و آگاهان فعالیتهای هستهای ایران وجود دارد.
1- برخی این طرح را ابتکار سه کشور اروپایی و ایالت متحده میدانند؛ زیرا نخستین کسانی که از آن حمایت کردند، مقامات آمریکایی و سه کشور اروپایی بودند و این طرح نیز ناجی آنها از بنبست اجلاس پاییزی شورای حکام بود و فرصت رایزنی را باردیگر در اختیار آنها قرار داد. این گروه معتقدند ایالاتمتحده و سه کشور اروپایی طرف مذاکرهکننده با ایران با توجه به مشکلات عدیدهای که در ایجاد یک اجماع بینالمللی برای وادار کردن ایران به تعلیق دائم فعالیتهای هستهای دارند، روسیه را واداشتند تا بیش از گذشته درگیر پرونده هستهای ایران شود. به این ترتیب با رد پیشنهاد مسکو از سوی ایران، روسیه به عنوان یکی از حامیان عدم ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت دست از یاری ایران برداشته و در کنار غرب قرار خواهد گرفت. استنادات این تحلیل توصیههای استراتژیست آمریکا همچون « کنت پولاک»،«کیسینجر» و ... در جهت تشویق و ترغیب روسیه و چین به دست کشیدن از همراهی ایران و نیز دیپلماسی اخیر آمریکا برای تشدید فشارهای اقتصادی و تجاری همه جانبه و فراگیر خارج از چارچوب سازمان ملل بر ایران است.
2- نگرش دیگر به پیشنهاد روسیه این است که آن یک ابتکار روسی است؛ زیرا بیش از آنکه منافع آمریکا و اروپا را تأمین کند و یا در بردارنده خواستهها و منافع راهبردی ایران باشد، تأمینکننده اهداف و منافع روسیه است. در واقع زوایای پنهان طرح روسیه، ترجمان راهبرد مسکو در دعوای ایران وغرب است و آن اینکه منافع روسیه همواره در معلق نگهداشتن اختلافات میان ایران و آمریکا و اتحادیه اروپاست.
روسیه در دور جدید پروندههستهای ایران سعی دارد تا با نقش فعالتری اروپا و آمریکا را از یک طرف و ایران را از سوی دیگر همچنان به خود نیازمند نگه دارد.
روسیه دارای روابط استراتژیک و مراودات اقتصادی در سطح کلان با ایران است. آمریکا و اروپا برای تحمیل فشارهای سیاسی و اقتصادی بر ایران به همراهی و مساعدت روسیه نیازمندند و بدون یاری این کشور و چند کشور دیگر مثل چین، فشارهای آنها در خصوص ایران کارآمدی نخواهد داشت.
از سوی دیگر ایران برای مقابله با زیادهخواهیهای غرب و خنثی کردن تحرکات سیاسی و اقتصادی آنها به همسویی، همراهی و مساعدت روسیه نیازمند است. به این ترتیب هدف روسیه از ارایه «پیشنهاد هستهای» حفظ موقعیت و جایگاه بینابینی خود و بازی در بین ایران و آمریکا و اتحادیه اروپاست و حل و فصل مقطعی و دائمی مسأله هستهای ایران در یک پروسه زمانی با مذاکرات و یا ارجاع آن به شورای امنیت به هیچوجه در راستای خواستهها و منافع روسیه نیست.
با این تفاصیل، طرح روسیه، تاکتیکی برای حفظ وضعیت موجود میان ایران و بلوک غرب و جلوگیری از پسروی و یا پیشروی سریع هر یک از طرفین از مواضع خود است. ابتکار روسیه به هیچوجه طرحی برای خاتمه دادن به پرونده هستهای ایران و پایان دعوای ایران و غرب نیست.
پس این تحلیل رسانهها و برخی صاحبان مناصب که اگر طرح روسیه از سوی تیم دیپلماسی ایران رد شود، روسیه به ایران پشت میکند و در کنار آمریکا و اروپا قرار میگیرد، با نگاه راهبردی روسیه هماهنگ نیست و این تحلیل نمیتواند درست باشد.