سید قهرمان مرادخانی
بودجهریزی عملیاتی اساس لایحه بودجه دولت در سال 1385 قرار گرفته است. سوال این است که بودجهریزی عملیاتی، چه مزایایی دارد:
1- افزایش پاسخگویی: در صورت استقرار بودجهریزی عملیاتی سطح پاسخگویی دستگاههای اجرایی تا حد قابل توجهی افزایش مییابد و آنها خود را در برابر سهم اعتبارات دریافتی از دولت در برابر فعالیتهای جاری و برنامهای مسئول دانسته و درعملکرد و اقدامات سالانه تجدیدنظر میکنند.
2- بهبود نحوه تخصیص منابع: یکی از مولفههای اساسی در مباحث مربوط به بودجهریزی عملیاتی، مرتبط ساختن تخصیص منابع با شاخصهای عملکرد است. این نحوه ارتباط یکی از الزامات اصلی تخصیص منابع هدفنگر است. در این فرآیند سازمانها میبایست شاخصهای عملکرد و اهداف راهبردی و اقدامات محوری را در بودجههای پیشنهادی خود ارایه دهند. این شیوه به تصمیمگیران در زمینه تخصیص منابع در میان سازمانها کمک میکند و مستلزم آن است که تحلیلگران بودجه، ضرورت بودجه درخواستی هر دستگاه دولتی را و رابطه آن با اولویتهای برنامه راهبردی سازمان، اهمیت و ضرورت آن برای سیاستهای دولت در چشمانداز بیست ساله و میزان قطعیت و یا عدم قطعیت برآورد هزینهها را بررسی کنند. این رویکرد تضمین میکند که همه پیشنهادهای بودجهای با استفاده از معیارهای یکسان تحلیل شوند واولویتها درنظر گرفته شود.
3- افزایش کارآیی و کیفیت خدمات: رویکرد بودجهریزی عملیاتی در صدد است که کارآیی عملیاتی برنامهها و فرآیندهای کاری مدیران را افزایش دهد. از این رو شاخصهای کارآیی، حجم کار، کیفیت خدمات و رضایتمندی مخاطبان و مشتریان، شاخصهایی هستند که برای بهبودی عملکرد مدیران نقش و جایگاه ویژهای دارند که این شاخصها را میتوان برای تعیین اهداف عملکرد و طراحی راهبردهایی برای نیل به این اهداف به کار برد.
4- جلوگیری از کسری بودجه: یکی از مشکلات در بخش اعتبارات مربوط به کسری بودجه است که تقریبا تمامی سازمانها در طول سال در شرایط اجرای برنامهها و فعالیتها با آن مواجهند. این در صورتی است که از همان ابتدای تنظیم بودجه کسری مربوط به آن کاملا قابل پیشبینی بوده است. اگر بودجهریزی عملیاتی استقرار یابد یعنی بین درآمدها و هزینههای جاری توازن برقرار شود، این کسری به حداقلها تنزل پیدا میکند. بنابراین یک بودجه عملیاتی که عبارتست از یک برنامه سالانه به همراه یک بودجه مشخص که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به دست آمده از اجرای آن برنامه را نشان میدهد، موفق است تمامی فعالیتهای مستقیم و غیرمستقیم مورد نیاز در برنامه ونیز تخمین دقیقی از هزینه فعالیتها را انجام دهد که به دنبال آن برای دستیابی به انضباط مالی، دولت قادر خواهد بود میان درآمدها و هزینهها برآوردهای واقع بینانهای را ارایه دهد.
5- تضمین تحقق برنامه ها: تجربه چندین ساله نشان داده است که معمولا تحقق برنامهها به طور شایسته انجام نگرفته است. بودجهریزی عملیاتی به دنبال ایجاد پیوند میان شاخصهای عملکرد و تخصیص منابع است و سیاستگذاری بودجهای را از طریق کنترل و نظارت تسهیل میکند، لذا این نوع بودجهریزی برنامههای پیشبینی شده برای دستیابی به اهداف راهبردی را با موفقیت قرین میسازد.
6- افزایش کارایی و اثر بخشی: به منظور به حداکثر رساندن اثر بخشی برنامهها از منابع مالی واعتباری پیشبینی شده، شکلدهی مازاد اعتبارات، انجام اصلاحات و بهینهسازی برنامهها و ارتقای بهرهوری، نیازمند عملیاتی نمودن بودجه و تحول در فرآیند بودجهریزی مورد تاکید است. البته باید از پذیرش همگانی و تاثیرگذاری عمومی برخوردار باشد.