دکتر یدالله جوانی
انقلاب اسلامی همزمان با اجلاس سی و پنجم کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل به پیروزی رسید و قطع رابطه ایران با رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، تشکر این کمیسیون را به دنبال داشت. از سال 1358 و در سی و ششمین اجلاس کمیسیون حقوق بشر، نقض حقوق بشر در ایران به باد انتقاد گرفته شد و پس از آن در هر اجلاسی، موضوع حقوق بشر و نقض آن به صورت یک سریال و در قالب بیانیه یا قطعنامه و با هدف اعمال فشار علیه جمهوری اسلامی ایران تا به امروز تکرار شده است. از سال 1363 کمیسیون حقوق بشر نماینده ویژهای را با توجه به حجم تبلیغات گسترده رسانههای غربی و در رأس آنها رسانههای آمریکایی و صهیونیستی تعیین کرد. گزارشات تهیه شده توسط نماینده ویژه این کمیسیون در مورد نقض حقوق بشر در ایران به ویژه از زمان انتخاب گالیندوپل، عمدتاً مستند بود به گزارشات منافقین که در کنار صدام با ملت ایران میجنگیدند. در چندین سال پیدر پی،کمیسیون حقوق بشر با استناد به گزارشات گروهک تروریستی منافقین تحت حمایت غرب، جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر محکوم مینمود. واقعیت این است که اکنون بر اساس مدارک مستحکم و انکارناپذیر بیشترین موارد نقض حقوق بشر در خود کشورهای غربی مدعی حقوق بشر انجام میشود. اروپاییها و آمریکاییها مسأله حقوق بشر را فقط به عنوان یک ابزار برای مداخله و یا اعمال فشار علیه دولتها و ملتهای غیرهمسو با خود مورد استفاده قرار میدهند. جمهوری اسلامی به دلیل عدم همراهی با غرب، همواره با بهانه نقض حقوق بشر از سوی کمیسیون حقوق بشر که تحت نفوذ ابر قدرتها عمل مینماید، محکوم شده است.
همانگونه که اشاره شد، در چندین سال پی در پی، مستندات گزارشگران نقض حقوق بشر در ایران، ادعاها و گزارشهای ساختگی کسانی بود که در سالهای اولیه انقلاب دست به اسلحه برده و جنایتهای فراوانی را انجام دادند و سرانجام با از دست دادن تمامی پایگاه های اجتماعی خود دامن دشمنان ملت ایران پناه بردند. اما اتفاق قابل تأمل و توجهی که در سالهای اخیر در این سریال تکراری نقض حقوق بشر در ایران رخ داده، تغییر در منابع و مستندات گزارشهای مربوط به موارد نقض حقوق بشر در ایران است. منافقین با جنایات گستردهای که در حق ملت ایران و مردم عراق انجام دادند، به عنوان یک گروه تروریستی، فاقد هرنوع وجاهتی برای منبع واقع شدن گشتند. بنابر این گزارشات مورد استناد کمیسیون حقوق بشر طی چند سال اخیر عمدتاً مبتنی بر موارد انتشار یافته در رسانههای داخلی وابسته به برخی جریانهای سیاسی موسوم به اصلاحطلب بوده است. اپوزیسیون داخلی که در سالهای گذشته به قدرت سیاسی راه یافته بود، برای پیشبرد اهداف خود، بر این اعتقاد بود که برای رسیدن به تغییرات ساختاری در ایران، اعمال فشار خارجی بر جمهوری اسلامی امری ضروری است و بهانه نقض حقوق بشر میتواند چنین فشارهایی را موجه و توجیه نماید. قطعنامهای که در آذرماه 1382 با پیشنهاد دولت کانادا بر علیه ایران و با عنوان نقض حقوق بشر از سوی کمیته سوم سازمان ملل صادر گردید، انطباق داشت با ادبیات و مسائلی که به صورت تکراری در برخی از مطبوعات دوم خردادی درداخل کشور تا آن مقطع مطرح شده بود. روزنامه یاس نو، ارگان جبهه مشارکت در یادداشتی به قلم نخعی در تاریخ 16/9/1382 چهره حقوق بشر در کشور را اینگونه ترسیم می نماید: «وضعیت حقوق بشر در کشورمان به گونهای است که اگر مسئولان عالی نظام تا فرصتی هست کاری انجام ندهند، به داستانی غامضتر از مسائل انرژی هستهای و یا امضای پروتکل الحاقی تبدیل خواهد شد.» در همین ایام عمادالدین باقی در مصاحبه ای با یاس نو، نظام را متهم به نقض حقوق بشر می کند. خانم حقیقت جو از نمایندگان افراطی دوم خرداد در نطق قبل از دستور نیز قوه قضائیه را به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی می نماید. جبهه مشارکت در بیانیه خود مواردی را به عنوان مصادیق نقض حقوق بشر بر می شمارد. ابراهیم یزدی دبیر کل گروهک غیر قانونی نهضت آزادی خیلی صریح هدف از طرح یک سری مسائل از سوی گروه های سیاسی داخلی در مورد نقض حقوق بشر در ایران را چنین بیان میکند: «بعد از مسائل مربوط به انرژی هستهای، باید بحث حقوق بشر را مطرح کنیم. با این بحث اعمال فشار به ایران افزایش می یابد.»
پس از صدور قطعنامه پیشنهادی دولت کانادا بر علیه ایران در سال 1382 مبنی بر نقض حقوق بشر در کشورمان، «پاپ گراهام» وزیر خارجه کانادا هدف اصلی اقدامات دولت کانادا را که با حمایت آمریکا و اروپا انجام شد، اینگونه بیان می کند: «این قطعنامه را برای کمک به اصلاحطلبان ایران به تصویب رساندیم. با تصویب این قطعنامه، اصلاحطلبان میتوانند در درون ایران مطرح نمایند که بایستی حقوق بشر رعایت گردد و با این سلاح به صحنه انتخابات وارد شوند.»
پس از دو سال با تلاش مجدد کانادا در سازمان ملل قطعنامهای علیه ایران در خصوص نقض حقوق بشر به تصویب می رسد و این بار 80 مورد از 85 مورد ادعای نقض حقوق بشر در ایران مستند به اخبار و گزارشهای تهیه شده توسط خبرگزاری ایسنا می باشد. بیانیه انجمن دفاع از روزنامه نگاران نیز حدود صد مورد نقض حقوق بشر در ایران را مورد تأکید قرار میدهد که عمدتاً مستند به اخبار و گزارشهای خبرگزاری های داخلی ایسنا و ایلنا می باشد. تصویب قطعنامه در آستانه برگزاری دور جدید مذاکرات هستهای ایران و اروپا را نمیتوان یک امر تصادفی دانست. اروپاییها بلافاصله بهرهبرداری لازم را از طرح نقض حقوق بشر در ایران انجام دادند و بر این باور هستند که از فشارهای وارده به ایران با اتهام نقض حقوق بشر، میتوانند در چانهزنیهای هستهای استفاده نمایند. اما اکنون این سوال مطرح است که مسئولان و دست اندرکاران در دو خبرگزاری ایسنا و ایلنا که با بودجه بیتالمال این مجموعه را اداره مینمایند، با چه هدفی برای دشمنان ایران اسلامی خوراک تبلیغاتی تهیه میکند؟