م. اردبیلی
قطعنامه اخیر شورای حکام مبنی بر گزارش پرونده انرژی اتمی ایران به سازمان ملل که با مدیریت و لابی همهجانبه آمریکا تصویب شد، پدیده غیرمنتظرهای نبود. از بدو تشکیل این پرونده بنای غرب بر این بوده که ایران حتی در راستای حقوق قانونی و مشروع و طبیعی خود در دستیابی به انرژی هستهای قدمی اساسی برندارد و چنانچه این کار را بکند با اهرمهای کمهزینه (اهرمهایی غیر از اقدام نظامی) جلوی آن را بگیرند. اگر در هشت سال گذشته آمریکا نخواسته بود پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل برود مهمترین دلیل آن همین بود که قدم اساسی برنداشته بودیم.
اما حال که غرب با این قطعنامه پرونده ایران را در آستانه ارجاع به سازمان ملل قرار داده است، سوال این است که چه اتفاقاتی بر این تصمیم مترتب است و به عبارتی درآینده چه خواهد شد؟
برخی نگران تصمیمات عجولانه سازمان ملل هستند که تحت تأثیر نفوذ آمریکا مجازاتهای سنگین و اثرگذاری را علیه ایران اعمال کند، تحریم کامل اقتصادی ایران و اقدام نظامی از انگارههای هستند که در بدبینانهترین حالت قابل تصور است.
اما از دیدگاه سیاسی و روابط و فرمولها و مناسبات حاکم بر نظام بینالملل در بعد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی انگاره محتمل این است که آمریکا در برخورد با پرونده هستهای ایران با شکست مواجه خواهد شد، آن هم به چند دلیل که به برخی از آن دلایل اشاره میشود:
1-غرب با پشتوانه لابی همه جانبه آمریکا به ویژه باتوجه به هماهنگی اخیری که با کشورهای چین و روسیه داشته است، میتوانست پرونده را مستقیماً به جای «گزارش» به سازمان ملل آن را به صورت کامل ارجاع دهد اما این کار را نکرد؛ چون طرح پرونده در سازمان ملل برخلاف شورای حکام شرایط خاص خودش را خواهد داشت. مکانیزم تصمیمگیری در سازمان ملل مانند مکانیزم حاکم بر شورای حکام نیست. بنابراین غرب به ویژه آمریکا از اینکه بتواند پرونده را در شورای امنیت به سرانجام مطلوب خود برساند اطمینان ندارد. به طور مثال در صورت تمایل به تصمیم بر تحریم اقتصادی، کشورهایی که با ایران رابطه اقتصادی قابل توجهی دارند از این شرایط خرسند نخواهند بود.
از طرف دیگر شرکتهای اقتصادی غرب نیز متضرر میشود و هیأت حاکمه آمریکا باید هزینه فشارها و اعتراضات و ضرر و زیان آنها را تأمین نماید که با توجه به وضعیت اقتصادی آمریکا این تصمیم به سادگی قابل توجیه نیست. همچنین با توجه به سهم قابل توجه ایران در تأمین نفت دنیا- که گفته میشود در شرایط موجود میزان عرضه و تقاضای نفت دقیقاً در یک سطح قرار دارند- طبیعی است که در صورت اتخاذ چنین تصمیمی قیمت نفت هر بشکه به بالای صددلار میرسد و این بزرگترین شوک به اقتصاد جهان غرب و کشورهایی مانند چین و ژاپن است.
اما گزینه اقدام نظامی نیز به دلایل مختلف توجیه عقلی و کارشناسی برای طرفهای ایران نخواهد داشت. قدرت نظامی ایران قابل قیاس با کشورهایی چون عراق و افغانستان نیست. پشتوانه مردمی دولت ایران، جمعیت زیاد ایران، پهناوری سرزمین ایران، شرایط جغرافیایی و ژئواستراتژیک کشور ایران و از طرف دیگر نقش محوری ایران در جهان اسلام همه و همه از جمله عواملی هستند که هزینه اقدام نظامی غرب علیه ایران را حتی تا سرحد فروپاشی غرب بالا میبرد، بنابراین غرب نمیتواند به این سادگی به فکر اقدام نظامی علیه ایران بیفتد.
اما نکته قابل تأمل این است که با فرض گزینه اقدام نظامی به نظر میرسند روسیه و چین نمیتوانند و اصولاً نباید از مطالبه آمریکا در سازمان ملل دفاع کنند و با آن همراه شوند. آمریکا، چین و حتی کشورهایی مانند فرانسه و آلمان میدانند که آمریکا حتی اگر با مشارکت کشورهای دیگر از جمله اعضای ناتو کشور دیگری را اشغال کند هیچ سهمی به همراهان خود نمیدهد بلکه قلمرو نفوذ خود را توسعه میدهد.
با این فرض، برای کشورهایی مانند چین و روسیه و حتی هندوستان خوشایند نیست قدرتمندترین و مقتدرترین کشور منطقه خاورمیانه که با قدرت و عزت در مقابل سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا در منطقه ایستاده است، با کمک اینگونه کشورها توسط اژدهای توخالی آمریکا بلعیده شود هرچند ایران لقمهای نیست که به سادگی از حلقوم کشوری مانند آمریکا پایین برود و صدالبته که آمریکا هم واقف است که این لقمه آمریکا را خفه میکند.
لذا به نظر میرسد راز دو مرحلهای کردن ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل نیز همین است که آمریکا میخواهد با این تصمیم و با ایجاد رعب و وحشت سیاستهای خود را بر جمهوری اسلامی تحمیل کند.