بسماللهالرحمنالرحیم
فتنه هنگامی آغاز شد که روزنامه شرق در مورخ 14/10/84 در راستای اجرای برنامهای کاملاً حساب شده، فرازهایی از سخنان آیتالله مصباح یزدی که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ایراد شده بود را درج کرد. نوع گزینش فرازها و تنظیم مطلب به گونهای است که گویا آقای مصباح در نظام اسلامی برای مردم هیچ جایگاهی قایل نیست. روزنامه شرق برای جا انداختن این ادعا و اطمینان حاصل کردن از اینکه این القاء کاملاً صورت گرفته است در ادامه با ذکر نکاتی از برخی بزرگان اینچنین وانمود میکند که سخنان این بزرگان در نقد و رد نظرات آیتالله مصباح است. پر واضح است که تا اینجای کار چیزی عاید روزنامه شرق نمیشود، از این رو برای رسیدن به نتیجه از پیش مشخص شده سه حرکت دیگر انجام میگیرد که همگی نشان میدهد روزنامه شرق موفقیت اجرای این برنامه را در توسعه و گسترش موضوع میداند اما سه حرکت:
1- به میان آوردن پای محسن غرویان به عنوان یکی از شاگردان و تأثیر پذیرفته از آیتالله مصباح و با این ادعا که با سبقت از استاد خویش جمهوریت در نگاه امام(ره) را مورد تردید قرار داد و تأکید کرد که امام به نظام اسلامی قایل بوده است و نه جمهوریت
2- انعکاس واکنشهای مختلفی که از سوی برخی افراد حقیقی و حقوقی و نمایندگان مجلس به اظهارات آیتالله مصباح و آقای غرویان نشان داده شد.
3- درج متن گزینشی از سخنان آیتالله مصباح یزدی در مورخ 17/10/84
با روتیتر «مصباح یزدی در سخنرانی جدید خود درباره حکومت اسلامی مطرح کرد» و تیتر «جمهوریت هیچ اصالتی ندارد» این روتیتر در حالی انتخاب شده و در آن واژه «جدید» به کار رفته که از سفر آقای مصباح به مکه بیش از 10 روز گذشته است حال آنکه روزنامه شرق با اتکا به زمینههای فراهم کرده که به مواردی از آن اشاره شد به دنبال پیوند دادن بحثی که آن را به عنوان سخنرانی جدید آقای مصباح مطرح کرده به آن موارد بود تا غائله ایجاد شده به نقطه ثمردهی برسد. اما با گسترده شدن دامنه این افتضاح روزنامه شرق ناچار شد فردای آن روز در اقدامی مصلحتی که بخشی از برنامه تلقی میشود با درج متنی به تصحیح اشتباه (بخوانید طرح برنامهریزی شده) خود اقدام کند و بنویسد: «روز گذشته به نقل از آیتالله مصباح یزدی در صفحه ششم روزنامه شرق به چاپ رسید که گرچه عین خبر با رعایت جزئیات و امانت به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در تاریخ 14/11/79 میباشد اما تاریخ ایراد این سخنرانی در خبر به اشتباه به روزهای اخیر نسبت داده شده است...»
همانگونه که خود روزنامه شرق در متن فوق اعتراف کرده است این سخنرانی متعلق به پنج سال پیش است و پرواضح است که هیچ اشتباهی رخ نداده و همانگونه که از «روتیتر» پیش گفته مشخص است این اقدامی آگاهانه و عامدانه برای غائلهآفرینی بوده و چنین پوزشها و تصحیحاتی نمیتواند به روی این حرکت فتنهانگیز پرده بیندازد. اگرچه در خصوص مباحث مربوط به نظام اسلامی و متعلقات آن حرف و سخن، نفی و اثبات پژوهش و مباحثه، شنیدن و گفتن بسیار است و ضروری است در جای خود به تمام این مسائل به شکل مبسوط و جدی پرداخته شود، اما در کلیت موضوع توجه به این اصل نیز ضروری است که از جمله مهمترین ابزار ورودی به این عرصه ادبیات ظریف، دقیق و روشهایی صیقل خورده است که بتواند، با بهرهمندی از قدرت اقناع مانع از فرصتطلبی و فتنهانگیزی شود.
اما در پاسخ اینکه چرا روزنامه شرق به این فتنهانگیزی روی آورده است میتوان گفت به زعم منتقدین نظام این روزنامه در میان روزنامههای مشابه از لحاظ سیاسی از شمارگان بیشتر و موقعیت بهتری برخوردار است و بالطبع برد مطالب آن بویژه مطالبی که بر مبنای سناریو آماده میشود بیشتر خواهد بود. ضمن آنکه پرداختن به چنین موضوعاتی نسبت به مطبوعات هم سنخ خود ماهرانهتر عمل میکند.
«روزنامه شرق» به خوبی مأموریت خود را انجام داد و در این راه چیزی کم نگذاشت، لکن در متن این اقدام مذبوحانه روزنامه شرق دو حاشیه پررنگ و برجسته به چشم میخورد. عمق کینهورزی و هویت این روزنامه و گردانندگان اصلی آن نسبت به مسائل بنیادی نظام، بیش از پیش برای مردم آشکار شد و طراحان این سناریو با آشکار شدن نشانههای شکست سناریو متوجه میشوند که گرفتار اختناقی هستند که در ایجاد آن فقط مردم نقش دارند و راه نجات را هم باید با اشارت مردم یافت، اشارت مشخص مردم نیز در تعامل صمیمانه آنان با نظام است هر چند که ممکن است. شکوه و گلایه هم داشته باشند. «شرقیها» میتوانند این دو حاشیه را نبینند یا نسبت به آنها تجاهل کنند، اما نمیتوانند در کوچه و بازار با چشمان بسته تردد کنند و خود را از موهبت حضور در میان مردم و درک نوع و جنس رابطه آنها با حکومت محروم سازند که اگر چنین کنند این فتنهانگیزیهای بیحاصل و گذرا ادامه خواهد یافت و اگر مردم با همین وضعی که حضور دارند و مشغول زندگی هستند را باور کنند آن وقت...