مهدی بهشتینژاد
سؤال اساسی این است که آیا همه توانایی بسیج همان چیزی است که امروز ما تحت عنوان عملکرد از آن یاد میکنیم؟ به عبارت دیگر میدان اصلی و ملزومات آن کجاست که بسیج میبایست در آن حضور پیدا کند تا ارزشهای انقلاب محفوظ بماند.
اگر به تعبیر مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) «بسیج طول و عرض کشور است» یا «بسیج متن ملت است» به راستی متولیان بسیج چه استراتژی را برای استفاده از ظرفیتها و توانمندیهای بسیج تبیین کردهاند؟ باید سؤال کرد اگر مدعی زنده بودن تفکر بسیجی هستیم و اصل بر این است که این تفکر در تمام امور نظام جمهوری اسلامی ساری و جاری میباشد؛ چرا استراتژی بسیج تعریف نمیشود و یا به مرحله عمل و اقدام وارد نمیشود؛ چرا باید بسیج را صرفاً در مواقع بحرانی (سیل، زلزله) و گاه در کنار کمیته امداد در جشن مهر و یا در واکسن فلج اطفال در کنار وزارت بهداشت و درمان دید. اگرچه از حضور بسیج در این عرصه نظام و مردم و بخصوص دستگاههای دولت منتفع میشود، اما بسیج را نباید در این امور خلاصه کرد چرا که با تعریف بسیج و «متن ملت» و یا طول و عرض کشور بودن آن تناسب ندارد.
پیوند بسیج با مقوله امنیت و دفاع مقدس بخصوص در دهه اول انقلاب و ارتباط ناگسستنی آن با اموری چون سازندگی و آبادانی در دهه دوم انقلاب بر کسی پوشیده نیست. اگرچه در برههای از عمر پربرکت انقلاب اسلامی عدهای با برچسبهای ناجوانمردانه همچون «خشونتطلبی»، «لباس شخصیها»، «طالبانیسم» و… بسیج را مورد بیمهری قرار دادند، اما دفاع کارساز و هوشمندانه مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) و قدردانی مردم شریف ایران گرد و غبار حوادث روزگار را کنار زد و دوباره حقانیت بسیج را پیش روی واقعبینان و منصفان قرار داده است.
اکنون که گفتمان عدالتخواه شعار محوری دولت جدید قرار گرفته است و اقبال مردم نیز بر این گفتمان تأکید دارد، نقش بسیج به عنوان گستردهترین شبکه فکری انقلاب اسلامی چیست؟ اگر دولت فعلی که منبعث از متن ملت میباشد و گفتمان عدالتخواهی را مطرح کرده و وابسته به هیچ حزب و گروهی نیست، برای عملیاتی کردن گفتمان خود چگونه باید پشتوانه تئوریک را در حوزه کاری خود باز تولید نماید.
به نظر میرسد حلقه مفقودهای برای طرح مباحث گفتمانسازی دولت جدید وجود دارد و تنها کسانی میتوانند از عهده این امر برآیند که خود از متن ملت باشند و این یعنی بسیج. وقتی گفته میشود گفتمانسازی عدالت و نشر آن یکی از کار ویژههای بسیج باشد. این به منزله عملکرد حزبی یا گروهی بسیج تلقی نمیشود، بلکه از آن جهت که خواستگاه مردمی دارد، میتواند، کاری بسیار ارزشمند تلقی شود و در آن صورت تمام تحلیلهای حزبی و جناحی را کنار خواهد زد و مردم نیز به بسیج به عنوان رفع خواستههای خویش علاقهمندتر خواهند شد.
بیتفاوتی و یا نظارهگر بودن بسیج در اینگونه امور موجب سلب اعتماد مردم به عنوان مهمترین پشتوانه نظام از یک سو و ترک تازی احزاب و جریانات سیاسی مخالف این گفتمان از سوی دیگر خواهد شد. لذا شایسته است نخبگان بسیج در تمام اقشار، جدیت و تلاش نمایند از این فرصت استثنایی که برای نظام ایجاد شده است، حداکثر منفعت را برای نظام جمهوری اسلامی باز تولید نمایند. برنامهریزی برای اینگونه کارهای بر زمین مانده دیدگاهی فراتر از چارچوبها و نگرشهای پادگانی میطلبد و این نگرش احتیاج به نوع نگاه مردم دارد که به درستی بنگریم که مرم از ما چه میخواهند نه اینکه ما چگونه هستیم و مردم باید آنگونه ما را ببینند که ما انتظار داریم.