کیهان:تردیدی وجود ندارد که در ماههای گذشته تهدید علیه ایران روند صعودی بخود گرفته و از این زاویه چشم انداز «اقدامات خاص» علیه امنیت و منافع جمهوری اسلامی ترسیم گردیده است. این اقدامات خاص طیفی از اقدامات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی را در برمی گیرد ولی عملیاتی شدن این اقدامات بستگی فراوانی به کنش و واکنش مردم و دولت ایران دارد.
اگر به دقت به صحنه سیاسی منطقه و جهان بنگریم متوجه می شویم که آمریکایی ها در یک «بحران بزرگ» دست و پا می زنند به گونه ای که این بحران بدون تردید بی سابقه است و از سال 1930 که آمریکا نظریه انزوا را ترک کرد و بطور فعال وارد معادله جهانی گردید با این وضعیت مواجه نبوده است. امروز آمریکا در قطعات بزرگی از خاورمیانه - منطقه ای که از سال 1990 که شوروی فروپاشید، آمریکا برای تسخیر کامل آن تلاش کرده - شامل ایران، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین دارای مشکل اساسی و -تقریباً- لاینحل است.
آمریکا مشکل بزرگ «ناکامی در خاورمیانه» را ایران می داند و بخصوص شکست خود در عراق را از این زاویه ارزیابی می نماید. آمریکا در 5-4 پرونده مهمی که در این منطقه با آن مواجه است، با وجود اقتدار ایران خود را با شکست بزرگ روبرو می بیند و این آن چیزی است که جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در متن نطقی که سه هفته پیش باعنوان «اصلاح استراتژی آمریکا در عراق» در کنگره آمریکا ایراد کرد از آن به «فاجعه بزرگ» آمریکا یاد نمود و ملتمسانه از نمایندگان دو مجلس آمریکا خواست کمک کنند تا این فاجعه بزرگ اتفاق نیفتد.
در این فضا آمریکا- درست یا غلط- گمان می کند مشکل بزرگ ناکامی او در عراق، ایران است او براساس همین موضوع کشورهای منطقه را متقاعد کرده است که اگر دست و پای ایران در عراق جمع شود، کنترل دولت شیعی مالکی کار چندانی نخواهد بود. از همین رو از چند هفته پیش شاهد افزایش فشار بر ایران برای کنار کشیدن از صحنه تحولات عراق هستیم.
مسئله مهمی که در این مواجهه جدید با ایران تعیین کننده است، تهدید آمریکا یا توافق این کشور با کشورهای دیگر و یا ایجاد اجماع جهانی و استفاده از ساز و کارهای حقوقی و سیاسی علیه ایران نمی باشد چرا که این تهدید و توافق و اجماع و استفاده از ابزارهای سیاسی- حقوقی تاکنون نتوانسته است مسئله را آنگونه که غرب می خواهد فیصله دهد. موضوع مهم در این میان «واکنش ملی ایرانیان»، به این تهدیدها و ائتلاف هاست. از همین رو همانگونه که بسیاری از محافل غربی در ارزیابی میزان تاثیر فشار آمریکا از بیرون برای ایجاد تغییرات در داخل ایران ذکر کرده اند، کنش و واکنش داخلی مهمترین عامل تاثیرگذار بر آنچه در بیرون مرزها طراحی می شوند، می باشد.
مردم ایران در طول سال های گذشته با آگاهی از میزان تأثیر حضور حماسی خود در صحنه برای خنثی کردن توطئه ای که علیه استقلال، آزادی و نظام سیاسی شان طراحی و دنبال می شود، حضور چشمگیر در صحنه های سیاسی را به نمایش گذاشته اند این حضور حماسی شامل انتخابات و تظاهرات ملی بوده که البته در این بین همواره نقش تظاهرات 22 بهمن از ویژگی منحصر به فردی برخوردار بوده است.
راهپیمایی 22 بهمن همیشه بعنوان شاخص ارزیابی و معیار هوشیاری مردم بوده است از همین رو این راهپیمایی به اندازه ای که یک رخداد مهم در یک کشور تأثیرگذار بین المللی توجه برانگیز باشد، توجه دولت ها، محافل سیاسی و رسانه های غرب و منطقه را به خویش معطوف کرده است. حضور حدود 200 خبرنگار خارجی در ایران در دهه فجر، بیش از آنکه برای انعکاس اخبار راهپیمایی مردم صورت گیرد برای ارزیابی میزان «گرمی» رابطه مردم با نظام سیاسی ایران صورت می گیرد و پرواضح است که در این میان دهها جاسوس کار کشته در پوشش خبرنگار این رسانه و آن رسانه به کار گرفته می شوند تا این ارزیابی از دقت کافی برخوردار باشد. از همین رو ما شاهد آن هستیم که گزارش های سازمان های جاسوسی غرب همواره بهره وافری از ملاحظات و مشاهدات این دسته از - به اصطلاح- خبرنگاران دارند که هر از گاهی در قالب یک گزارش یا یک کتاب منتشر می گردند.
آمریکا در ماههای گذشته تلاش فراوانی کرده است تا ابهت ایران را بشکند و به بعضی از دولت های منطقه ای که از اقتدار ایران در هراس هستند بباوراند که امکان تضعیف موقعیت ممتاز ایران وجود دارد. از همین رو در حالی که می داند، «آرامش عراق» برای ایران یک مسئله کلیدی است شبانه به محل کنسولگری ایران در اربیل حمله می کند و 5 نفر از دیپلمات های ایران را با خود می برد و در یک عملیات دیگر دبیر دوم سفارت ایران در بغداد را می رباید و به نقطه نامعلومی می برد.
اما آمریکایی ها هم می دانند که کشور مااگر چه توانایی مختلفی دارد، اقتدار ایران در عراق و کشورهای دیگر جنبه نظامی ندارد و این محبوبیت از درستی سیاست های منطقه ای ایران که یک وجه آن مقابله با استیلاجویی دولت های غرب است، ناشی می شود. آمریکا هر چند تلاش می کند رابطه ایران با ملت های منطقه را کنترل شدنی معرفی نماید ولی در واقع این سیاست به همین دلیل با شکست مواجه می شود.
مردم ایران فردا در روز 22 بهمن 85 بیش از گذشته به حضور در صحنه نیاز دارند چرا که بیش از گذشته در معرض تهدیدها و گمانه زنی های جاسوس ها قرار دارند. از همین رو بعید است که خیابانهای تهران و سایر شهرستانها و روستاهای ایران به چیزی کمتر از «حضور همه» رضایت دهد و نیز تردیدی وجود ندارد که «فردا کسی در خانه نمی ماند» همه می آیند تا خون شهیدانی که در پای درخت انقلاب که آن روز فقط یک نهال بود را پاس بدارند و به آنان بگویند راه آنان استمرار دارد و نیز به مخالفان اقتدار و سربلندی ایران بگویند اقتدار ایران یک وجه مردمی دارد که تهدیدپذیر نیست و هر روز با بالندگی بیشتر ظاهر می شود.
فردا 22 بهمن خاطره جدیدی در تاریخ انقلاب اسلامی است و مسلماً تاریخ نگاران خواهند نوشت «ایران فضای سنگین توطئه و تهدید غرب را با قدرت ملی خود خنثی کرد.»