صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۸۵ - ۱۳:۱۱  ، 
کد خبر : ۵۸۳

قطعنامه شورای امنیت و واکنش ایران

آمریکا به جهت شکست‌های پی در پی در برابر ایران از اواخر سال گذشته استراتژی سه مرحله‌ای را مد نظر قرار داده است: اقناع سازی، الزام‌سازی و اقدام، مراحل سه گانه این استراتژی است

پرونده هسته‌ای ایران بار دیگر در شورای امنیت سازمان ملل توسط اعضای این شورا مورد رسیدگی قرار گرفت و باز هم به واسطه اختلافات موجود، شورا نتوانست پیش‌نویس اولیه سه کشور اروپایی با حمایت آمریکا را به تصویب رساند در چنین کش و قوسی و با تعدیل پیش‌نویس قطعنامه، سرانجام قطعنامه علیه ایران صادر شد. بر اساس این قطعنامه 9 شهریور به عنوان زمان پاسخ‌گویی ایران به بسته‌بندی پیشنهادی اروپا و تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای‌ خود اعلام شد. بوجود آمدن چنین وضعیتی سوالات متعددی را فراروی مساله هسته‌ای ایران ایجاد کرده است: چرا بار دیگر پای شورای امنیت و صدور قطعنامه در خصوص مساله هسته‌ای ایران باز شده است؟ بانیان قطعنامه چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ با تصویب پیش‌نویس قطعنامه واکنش جمهوری اسلامی چگونه خواهد بود؟

 

1/1- سه رویکرد به شورای امنیت

انگیزه‌ها و رویکردهای بازیگران به شورای امنیت جهت حل مساله هسته‌ای ایران متفاوت و مختلف است. بررسی مواضع و رفتار آنها نشان می‌دهد که سه نوع رویکرد در این خصوص وجود دارد: الف) رویکرد آمریکایی‌ها: در این رویکرد شورای امنیت باید مرجع اصلی رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران باشد در این رویکرد سعی بر این است که مسأله هسته‌ای ایران با تهدید صلح و امنیت بین‌المللی مرتبط شود برای این منظور لازم است قطعنامه‌های الزام‌آوری تحت فصل هفتم منشور ملل متحد و به صورت گام به گام علیه ایران صادر شود و مقدمات اقدام برای برچیدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران فراهم گردد.

 ب) رویکرد اروپایی:  در این رویکرد شورای امنیت باید بخشی از اختیارات رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران را بر عهده گیرد. از نظر این رویکرد بعد روانی شورای امنیت اهمیت بیشتری از درگیری خود شورا در پرونده هسته‌ای ایران دارد.

 ج) رویکرد روسی و چینی: در این رویکرد ، شورای امنیت تنها باید پشتیبانی کننده خواسته‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد و نباید به عنوان داور و قاضی در پرونده هسته‌ای ایران عمل نماید.

 

2/1- استراتژی سه مرحله‌ای

همانطور که ملاحظه شد آمریکا در ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و گرفتن رأی اعضا جهت صدور قطعنامه الزام‌آور علیه ایران دارای انگیزه‌‌هایی فراتر از مسأله هسته‌ای ایران است آمریکا به جهت شکست‌های پی در پی در برابر ایران از اواخر سال گذشته استراتژی سه مرحله‌ای را مد نظر قرار داده است: اقناع سازی، الزام‌سازی و اقدام، مراحل سه گانه این استراتژی است. از ابتدای سال جدید کاخ سفید با هدف ایجاد جبهه مشترک علیه ایران (که از نظر آمریکا تنها راه مقابله با برنامه هسته‌ای ایران است) و بر مبنای سیاست یک گام به عقب و دو گام به جلو، مرحله اول استراتژی خود را آغاز کرد؛ همراهی آمریکا با سایر کشورهای 1+5 در خصوص بسته‌بندی پیشنهادی به ایران، عقب‌نشینی در خصوص عدم درج مواردتنبیهی در بسته‌بندی، اعلام مکرر پیرامون حل دیپلماتیک مسأله هسته‌ای ایران، اعلام اینکه آمریکا حاضر به مذاکره با ایران است، دادن امتیازات ویژه به بازیگران هسته‌ای ایران و ... از جمله اقداماتی بود که جهت متقاعد ساختن بازیگران و ایجاد جبهه مشترک علیه ایران انجام شد پس از چنین اقداماتی در صدد برآمدند تا مقدمات مرحله دوم استراتژی خود که همان الزام‌سازی است،  را فراهم نمایند. برای این منظور کاخ سفید سعی کرد روی مسأله‌ای از مسایل ایران انگشت بگذارد که تا حدودی اکثر بازیگران روی آن متفق القول باشند.

لذا تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران به عنوان شرط مذاکرات و پیشنهادات اعطایی غربی، در دستور کار قرار گرفت. دعوت آمریکا به برگزاری مکرر نشست‌های 1+5 یکی از مقدمات مهم الزام‌سازی بود و در نهایت نیز نظر اعضای نشست در 21/4/85 پیرامون قطعنامه‌ای که ایران را به تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای‌اش وادار کند، جلب شد. در فاز بعدی آمریکا توانست گروه جی هشت را در مسأله هسته‌ای ایران درگیر کرده و حمایت آنان را به توافقات 1+5 از طریق صدور بیانیه‌ای بدست آورد.

به موازات این اقدام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز به صدور بیانیه‌ای مبادرت ورزید و از بیانیه گروه جی هشت حمایت کرد. در چنین شرایطی سه کشور اروپایی با حمایت آمریکا پیش‌نویس قطعنامه‌ای جهت تعیین و تکلیف پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت آماده کردند؛ قطعنامه‌ای که موضوع هسته‌ای ایران را به مسأله امنیت و صلح بین‌المللی پیوند می‌زد، تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران را الزام‌آور می‌کرد، اختیارات رسیدگی به پرونده را کاملاً  در اختیار شورای امنیت قرار می‌داد و در صورت عدم اطاعت ایران، اعمال فشار‌ها و تحریم‌هایی را علیه ایران وضع می‌کرد. اما این پیش‌نویس به واسطه محتوای فوق مورد حمایت چین و روسیه قرار نگرفت و در نهایت با تعدیل آن مورد تصویب اعضا قرار گرفت. در واقع به نظر می‌رسد آمریکا به مرحله دوم استراتژی خود یعنی الزام‌سازی دست یافته است منتهی این قطعنامه تا چه میزان می‌تواند ایران را ملزم به توقف فعالیت‌هایش نماید، جای مناقشه و تردید است. پیش‌بینی می‌شود همانطور که بیانیه اردیبهشت ماه شورای امنیت هیچ‌گونه تاثیری در روند فعالیت‌های هسته‌ای ایران نداشت، قطعنامه فعلی نیز از قدرت و اهرم لازم برای توقف فعالیت‌های هسته‌ای برخوردار نباشد.

 

 

 

3/1- واکنش ایران

جمهوری اسلامی باید همانطور که در واکنش به بیانیه اردیبهشت‌ماه فرایند جدیدی را در فعالیت‌های هسته‌ای‌ خود شروع کرد،  این بار نیز باید برنامه‌ هسته‌ای خود را تسریع کرده و بسته‌بندی پیشنهادی گروه غربی را به طور موقت  از دستور کار خود خارج سازد. شرایط منطقه‌ای کنونی فرصتی است که ایران اهداف ملی خود را پیرامون مسأله هسته‌ای با قاطعیت بیشتری پیش ببرد.

تهران باید این دیدگاهی که پیش از تصویب قطعنامه معتقد بود را مبنی بر پیچیده‌ترو مشکل‌تر شدن مسأله هسته‌ای ایران در صورت صدور قطعنامه، برای مخالفان هسته‌ای خود، اثبات کند. و آنها را به این نتیجه برساند که هر گام سخت‌گیرانه و خارج از ضوابط و مقررات بین‌المللی با واکنش‌های سخت ایران روبرو خواهد شد.

منبع:مرکزاطلاع رسانی بصیرت/تبیین

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات