قاسم غفوری
ژاپن پس از جنگ جهانی دوم به دلیل تحریمهای بینالمللی و دیدگاه منفی مردم به نظامیگری، در طی پنج دهه اخیر به رغم توسعه اقتصادی و سیاسی، در بعد نظامی چندان کارکردی نداشته و جزء کشورهای ضعیف در این عرصه قلمداد میشده است. برخلاف گذشته در طی سالهای اخیر رویکرد جدیدی در میان دولتمردان این کشور برای حضور فعالتر در امور نظامی مشاهده میشود. بسیاری از ناظران سیاسی تحولات کنونی را یادآور دوران استعمار ژاپن بر شرق آسیا میدانند. پس از آغاز جنگ افغانستان و سپس عراق این فرصت برای ژاپن فراهم آمد تا به بهانه همکاری و ائتلاف با آمریکا، نیروهای نظامی خود را به کشورهای تحت اشغال آمریکا اعزام کند تا سرآغازی برای رویکرد نظامیگرایی توکیو شود. ژاپن در کنار این اقدام امروزه به اموری نظیر: افزایش بودجه نظامی، تصویب قانون ضدتروریسم، اعزام نیروهای نظامی به مناطق، همکاری با آمریکا در طرح دفاع موشکی و... روی آورده است. دولتمردان توکیو در حالی رویکرد نظامیگری خود را تقویت کردهاند که:
1) سربازان آمریکایی مستقر در ژاپن برای دولت توکیو مشکلات عدیدهای را به وجود آورده و اقتدار ملی ژاپن را زیر سوال برده و اعتراضات گسترده مردم به وجود و استقرار پایگاههای آمریکایی را در پی داشته است. این مسائل سبب گردیده که آمریکا نزدیک به 10 هزار نفر از 50 هزار سرباز خود را به جزایر دوردست تروگوام منتقل نماید.
2) چین به عنوان رقیب منطقهای و تهدیدکننده امنیت ژاپن، در سالهای اخیر روند توسعه یافتهای را برای ارتقای توان نظامی و تسلیحاتی خود انجام داده، بگونهای که توازن نظامی آن سبب شده تا ژاپن بتدریج رهبری شرق آسیا را به چین واگذار نماید.
3) رویکرد هستهای کره شمالی و استمرار روابطش با پکن از یکسو و توسعه توان نظامی و تسلیحاتی کره جنوبی که با گسترش همکاریها با آمریکا همراه بوده، نوعی بحران و اضطراب امنیتی را برای ژاپن ایجاد کرده است، هر چند بسیاری از ناظران سیاسی، بزرگنمایی بحرانهای منطقهای را سیاستی از جانب توکیو برای توجیه اقدامات نظامی و همکاری با آمریکا ارزیابی میکنند.
4) روسیه و ژاپن در حالی در مورد جزایر مورد اختلاف مذاکره میکنند که توان نظامی روسیه، همواره توکیو را به انعطاف واداشته هر چند که امروز آنها برای باز پسگیری این جزایر سعی دارند تا از تهدیدهای نظامی روسیه با ایجاد توازن نظامی بکاهند.
5) ژاپن هر چند پس از مطرح شدن اصلاحات در سازمان ملل، برای حضور دائم در این شورا تلاش میکند و گاه از اهرم تهدیدهای اقتصادی و تعلیق کمکهای مالی خود به سازمان ملل بهره میگیرد و به دیپلماسی فعال در میان سایر کشورها به ویژه آمریکا روی آورده است، اما به دلیل عدم برخورداری از مولفه قدرت نظامی، درخواستهای آن برای عضویت در شورای امنیت مورد بیاعتنایی قرار گرفته است.
6) ژاپنیها به خوبی میدانند با روی کار آمدن بازیگران جدیدی همچون، هند، اتحادیه آفریقا، غیرمتعهدها، اتحاد آمریکای لاتین و اتحادیه اروپا از یکسو و سیاستهای توسعهطلبانه آمریکا از سوی دیگر حضور در معادلات جهانی بدون توان نظامی قابل توجه امکانپذیر نمیباشد و آنها برای بقاء مانند سایر رقیبان باید در کنار امور سیاسی به مسائل تسلیحاتی بپردازند تا در جو کنونی هضم نگردند.
بر این اساس، ژاپنیها برای فائق آمدن بر مشکلاتی که ذکر شد در کنار مسائل اقتصادی نیاز به توسعه بعد نظامی را احساس کرده و تلاش نمودهاند تا با دیدگاهی نو به امور تسلیحاتی و میلیتاریستی روی آورند به ویژه اینکه نظرسنجیهای اخیر در این کشور بیانگر گرایش مردم به ارتقای توان نظامی کشور برای مقابله با تهدیدات منطقهای و حضور فعالتر در معادلات جهانی میباشد.
در نهایت هر چند رویکرد جدید ژاپن به امور نظامی را میتوان تلاش برای بازگشت به دوران گذشته و بهرهگیری از توان اقتصادی، سیاسی و نظامی برای تحقق اهداف منطقهای و جهانی دانست اما بیش از هر چیز این رویکرد را باید نشات گرفته از بر هم خوردن توازن قدرت در منطقه پس از توسعه تسلیحاتی چین، روسیه، هند و... و ترس توکیو از هضم شدن در میان این قدرتها دانست. البته به این نکته باید توجه داشت که کشورهای منطقه در کنار رقابتهای تسلیحاتی سعی دارند تا از ایجاد تنش و اختلاف پرهیز کرده و همکاریهای چند جانبه را ارتقاء بخشند تا در شرایط پیچیده تحولات بینالمللی بتوانند همچنان به عنوان قدرتی تاثیرگذار بر بحرانهای جهانی فائق آیند.