
پس از آن دو رویکرد در داخل رژیم صهیونیستی پدیدار گشت. گفتمان «اثباتمحور» که در واقع رویکرد جریان افراطی خاخامهای صهیونیست، فرماندهان عالی رتبه ارتش و سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی بود، بر این استراتژی اصرار میکرد که هیمنه اسرائیل در منطقه و جهان شکسته شده است و تنها باید با پیروزی نظامی اقتدار اسرائیل را اثبات کرد.
در مقابل، گفتمانی که به آن «حفظ محور» میگویند و متشکل از برخی نمایندگان پارلمان، دستگاه اطلاعات امنیتی اسرائیل، بخشی از اعضای کابینه و بخشی از نیروهای نظامی میباشد، بر این استدلال تأکید ورزیدند که اسرائیل بدلیل مواجه شدن با آسیبپذیریهای داخلی – شامل مهاجرت معکوس، فرار نخبگان، خروج سرمایه، تعطیلی کارخانهها و صنایع، سقوط بورس، ایجاد ناامنی برای مردم، فرسایش روحی و روانی ارتش و ...- لازم و لابد باید عملیات نظامی را متوقف و تدریجاً آتشبس را بپذیرد.
با شکست در جبهه بنتجبیل، جلسه کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی در پنجشنبه هفته گذشته (مصادف با شانزدهمین روز مقاومت 5/5/85) برگزار گردید و شرایط موصوف، گفتمان «حفظ محور» را در موضع برتری نسبت به گفتمان «اثبات محور» قرار داد. از این رو تصمیم گرفته شد عملیات نظامی در زمین متوقف گردد و تنها به عملیات هوایی بسنده شود.
این درحالی بود که فرماندهان عالی رتبه ارتش و گفتمان اثبات محور، تقاضای فراخوان نیروی احتیاط و انجام عملیات گسترده زمینی برای اشغال جنوب رودخانه لیطانی تا مرزهای فلسطین اشغالی را داشتند.
گفتمان حفظ محور با درخواست انجام عملیات زمینی و فراخوانی نیرو به صورت گسترده، مخالفت کرد. در پی این شکاف و تصمیم ،کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی وارد مرحله جدیدی شد.
ورود آشکار آمریکا به منطقه :
خانم رایس که پیش از این گفته بود به منطقه سفر نخواهد داشت، به صورت غیرمترقبه اعلام کرد که به اسرائیل سفر خواهد کرد. وی حتی زودتر از موعد مقرر در تل آویو حاضر شد. با سفر رایس به تل آویو که حاوی دستور و پیامهای خاصی بود، مجدداً گفتمان اثبات محور ، گفتمان غالب شد.
همزمان با این سفر دو اقدام نظامی در دایره طرح ریزی و عملیات قرار گرفت، عملیات بمباران قانا و شروع مجدد عملیات زمینی در مثلث العدیسیه ، کفرکلا و طیبه .
عملیات بمباران قانا که منجر به شهادت جمع زیادی از کودکان و زنان بی دفاع گردید، در واقع برای این منظور طراحی شده بود که بعد از همان روزی که رایس از تلآویو خارج می شد از موضع بالا، شدت عمل رژیم صهیونیستی را به رخ مردم و دولت لبنان بکشد و با مرعوب نمودن آنان، زمینه را برای پذیرش مطالبات تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی فراهم نمایند.
این مطالبات عبارت بودند از :
استقرار نیروهای چند ملیتی در حد فاصل رودخانه لیطانی تا مرزهای فلسطین اشغالی .
ایجاد دیوار حائل در شمال مرزهای فلسطین اشغالی .
اعلام آتش بس .
عملیاتی کردن قطعنامه 1559 (خلع سلاح حزب الله و ....)
نومحافظهکاران افراطی و صهیونیستها برای اینکه موضع رایس کاملا تقویت گردد، سعی داشتند درجبهه کفرکلا، العدسیه وطیبه به پیروزی برسند.
با بمباران قانا وعکس العمل بموقع افکارعمومی منطقه وجهان وانزجار ازاین اقدام ددمنشانه ازیک سو و انسجام بیش ازپیش جامعه لبنان در حمایت ازمقاومت اسلامی ازسوی دیگر، پیامدهای زیر رقم خورد:
1- اثبات مظلومیت،حقانیت ومشروعیت دفاع اسلامی دربرابر رژیم صهیونسیتی
2-آشکار شدن هدایت رژیم صهیونیستی توسط آمریکا برای اجرایی شدن راهبرد خاورمیانه جدید
3- غالب شدن مجددگفتان حفظ محور.
دستور اولمرت برای آتش بس
فاجعه قانا وشکست درجبهه جدیدعملیاتی،مجدداً شرایط را در درون رژیم صهیونیستی تغییر داد وگفتمان حفظ محور به گفتمان غالب تبدیل شد. ازاین رو اولمرت اعلام کردکه به مدت 48 ساعت ازبمباران مناطق غیرنظامی امتناع خواهد کرد و به نوعی آتش بس48 ساعته برقرار خواهد شد
پس ازاین اعلان، فرماندهان عالی رتبه ارتش وگفتمان اثبات محور که ازحمایت و پشتیبانی بیشترآمریکا ولابی صهیونست برخور دارند، به مخالفت باتصمیم اولمرت پرداختند و فرمانده نیروی هوایی ارتش اسرائیل صراحتاً اعلام کرد که به بمباران مناطق مسکونی ادامه خواهد داد.
همزمان با فشار آمریکا به شورای امنت، از محکومیت اسرائیل ممانعت به عمل آمد. آمریکا پس از کنترل صحنه بین الملل با پیام محرمانهای که رایس در کابینه رژیم صهیونیستی قرائت کرد، موافقت و حمایت خود را از تداوم جنگ و انجام مجدد عملیات زمینی تا یک ماه دیگر اعلام نمود.
این اظهار رایس در واقع چراغ سبزی به رژیم صهیونیستی– به ویژه گفتمان اثبات محور- بود که اهداف سلطه جویانه آمریکا در منطقه را عملیاتی می کنند.
پس از این حمایت، عملیات زمینی در محورهای مختلف از جمله مثلث القوزح، عتیاالشعب و راحیه و همچنین محور حولا، میس الجبل و مروحین آغاز کرد.
به نظر میرسد اهداف مورد نظر آمریکا در این مرحله عبارت خواهند بود از :
عملیاتی نمودن تاکتیک زمین سوخته .
از بین بردن توانمندی های دفاعی و سامانه های موشکی مقاومت اسلامی.
اشغال بخشهایی از جنوب لبنان برای ایجاد دیوار حائل.
زمینهسازی برای استقرار نیروهای چند ملیتی در حد فاصل رودخانه لیطانی تا مرزهای فلسطین اشغالی و انجام اقدامات امنیتی .
اعلام آتش بس.
عملیاتی کردن قطعنامه 1559و خلع سلاح حزب الله.
چنانچه تلاشهای مذبوحانه رژیم صهیونیستی در این مرحله نیز با شکست مواجه شود (قرائن و شواهد از شکست رژیم صهیونیستی در این مرحله گواهی میهند)، از یک سو گفتمان حفظ محور در اسرائیل به سوی حاکم شدن پیش خواهد رفت و از سوی دیگر ممکن است معادلات جدیدی در صحنه عملیات و منطقه شکل بگیرد .
همچنین نباید از نظر دور داشت که شکست سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی ، ساخت خاور میانه جدید مورد نظر آمریکا را با شکست مواجه خواهد کرد و این نکته مهمی است که نومحافظه کاران افراطی مستقر در کاخ سفید نمیخواهند آنرا بپذیرند. از این رو احتمال دارد رژیم صهیونیستی را بیش از پیش قربانی اهداف و راهبردهای خاورمیانه خود کنند .
ضمن آنکه پشتیبانی لجستیکی، حمایت دیپلماتیک، هدایت جنگ نظامی و عملیات روانی آمریکا از رژیم صهیونیستی، وضعیت نبرد نابرابر را برای مقاومت اسلامی لبنان مضاعف و سخت نموده است.
بدین ترتیب وصرف نظر از هر اتفاقی که بیافتد هر لحظه پایداری مقاومت اسلامی در برابر جنگ آمریکایی – صهیونیستی برای حزب الله پیروزی دیگری محسوب میشود.