رضا فاطمى
چند روز پس از پیروزی شگفت انگیز دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری، خبرنگاری از وی پرسید رمز موفقیت شما در این رقابت انتخاباتی چه بود؟ احمدی نژاد در پاسخ گفت:« تنها کاری که من کردم مطالعه سخنان رهبر معظم انقلاب بود. من دیدم ایشان روی دو عنصر «عدالت » و «معنویت» تاکید فراوانی دارند و من همان را شعار خود قرار دادم و مردم به این شعارها رای دادند.»
هدف گذاری های خطرناک
یک سال پس از استقرار دولت موسوم به سازندگی و توسعه اقتصادی، زمزمه هایی درون این دولت آغاز شد که نشانگر بروز برخی انحرافات و هدف گذاری های خطرناک در مسیر انقلاب اسلامی بود. وزیر اقتصاد دولت سازندگی در پاسخ به منتقدان که تصمیمات وی را در راستای تقویت صاحبان سرمایه و پایمال شدن قشر ضعیف و مستضعف می دانستند، به صراحت اعلام کرد: «ما دو سیستم اقتصادی بیشتر نداریم؛ سیستم اقتصادی سوسیالیستی و سیستم کاپیتالیستی. اولی به بن بست رسیده و لذا راهی به جز پیروی از سیستم اقتصادی کاپیتالیستی و سرمایه داری نمانده است.»
رئیس کل بانک مرکزی آن دولت هم در گفت وگویی وظیفه ابزارهای مالی و اقتصادی دولت را خارج از شمول عدالت اجتماعی خواند و تصریح کرد:«بانک، ابزار عدالت اجتماعی نیست.» و سپس یکی دیگر از معاونان دولت سازندگی، اسلام را مکتبی اعلام کرد که نه سیستم سیاسی دارد و نه قضایی و نه اقتصادی و ما باید با استفاده از تجربه های موفق و آموزه ها و آزموده های بشری (نظام سرمایه داری) خود را درگیر تئوری ها و آرمان های غیرقابل اجرا (دستورات اسلامی) نکنیم.»
این اظهارات دردناک و خطرناک در دوره ای ایراد می گردید که دشمن در پس یک دهه ستیزه جویی و پنجه در انداختن با ملت و نظام جمهوری اسلامی، با شکست از عرصه جنگ رویارو، به ظاهر بر می گشت اما در خفا حیله ای دگر افکنده بود.
انحراف در زیر پوست نظام اسلامی
از سوی دیگر اوضاع در جبهه خودی به گونه ای دیگر در حال رقم خوردن بود و رگه هایی از انحراف که در زیر پوست نظام اسلامی در حال جاخوش کردن بود، ملاحظه می شد. نیروهایی از این جبهه که برخی از آنان اتفاقا سابقه درخشانی در انقلابیگری و مبارزه علیه ظلم و ناعدالتی در کارنامه خود داشتند، پایان جنگ را پایان دشمنی دیدند و شاید به تعبیری ناخوشایند، پایانی برای دشمنی ها و مکرورزی های دشمن ندیدند اما خستگی، رعب، احساس ضعف و تسلیم طلبی، تن آسایی ، عافیت طلبی، غنیمت خواهی، وسوسه شدن و فریب خوردن از دشمن و در نهایت الفت و ائتلاف تدریجی با خصم را به خاطر حلول روحیه اباحه گری مزمزه کردند و چنین القا کردند که دشمنی ها پایان یافته و زمزمه و هشدار در توطئه، توهم و خیالی بیش نیست.
در واقع مجرای رخنه شبیخون فرهنگی، همین انحلال درونی و انحطاط روحی شماری از سیاست پیشگان بود که دوران سازندگی را که نیاز قطعی کشور بود، به جای آن که ترجمه به دوران سخت ایثار و قناعت و تلاش و پشتکار نمایند به دوران زراندوزی و اشرافی گری و تجمل پرستی معنا کردند تا با تخریب بنیان های فکری و اصولی نظام اسلامی، برج های تبرج و تبعیض و ناعدالتی را برپا دارند.
بی دلیل نبود که در آن سال ها و حتی یک دهه پس از آن، رهبر فرزانه انقلاب به دفعات به دولتمردان درباره دو خطر «اشرافی گری، تبعیض و زراندوزی میان مسئولان » و «شبیخون فرهنگی دشمن» هشدار می دادند. ایشان از جمله مرداد 1370 فرمودند:«اگر ما به دنبال مسائل خودمان رفتیم و به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفات رفتیم و در خرج کردن بیت المال هیچ حدی برای خودمان قائل نشدیم مگر اعتماد مردم باقی می ماند؟ مگر مردم کورند ؟ نمی شود در زندگی مادی خود فرو برویم و بخواهیم مردم به شکل یک اسوه به ما نگاه کنند، مردمی که خیلی شان از اولیات محرومند. از خیلی چیزها باید گذشت در این راه، نه فقط از شهوات حرام که از شهوات حلال هم باید گذشت... من و شما همان طلبه قبل از انقلابیم، شما یکی معلم بودید، یکی دانشجو بودید، یکی منبری بودید، همه مان این جور بودیم. ما حالا عروسی بگیریم مثل عروسی اشراف؟! خانه درست کنیم مثل خانه اشراف؟! نه آقا! ما می شویم مترفین. و الله توی جامعه اسلامی هم مترف ممکن است به وجود بیاید.» همچنان که آن بزرگوار شبیخون فرهنگی را می دیدند و می فرمودند: «من یک وقت گفتم اینها دارند شبیخون فرهنگی می زنند. این راست است و خدا می داند که راست است. بعضی نمی فهمند. یعنی صحنه را نمی بینند . کسی که صحنه را می بیند، ملتفت است که دشمن دارد چکار می کند و می فهمد که شبیخون است و چه شبیخونی هم هست.» آن غفلت ها و لاابالیگری های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی کار خود را کرد. بخشی از شیرینی های خدمت دولت سازندگی در کام مردم به تلخی نشست و 8 سال بعد ماجرای دوم خرداد 76 را رقم زد. آن انتخابات همچنان که شاهدی برحیات سیاسی ملت و مردم سالاری ایران اسلامی بود، اعتراض به انحراف از شعارهای انقلاب را نیز در خود مستتر داشت اما دست برقضا، بانیان وضعیت دیروز، با آزادی عمل بیشتر، از دولت ائتلافی جدیدی سردرآوردند که برخلاف امید و اعتماد میلیون ها رای دهنده، تبدیل به غنیمت شماری شریک سیاسی گروهی پشیمان از اسلام و انقلاب و فرقه هایی زخم خورده و دارای عقده از نظام اسلامی شده بود. مردم قصد و مقصدی دیگری داشتند اما ناقه دولت ، دلش جایی دیگر در گرو بود و شماری از متولیان اصلاحات، آشکارا به تحقیر آرمان های نظام اسلامی و توقعات مشروع مردم در حوزه های عدالت، کرامت، عزت و استقلال پرداختند. فضای مجازی دوران موسوم به اصلاحات و توسعه سیاسی به گونه ای بود که حتی موجبات فریب بانیان و حامیان آن را فراهم آورده بود. کاندولیزا رایس چند هفته پیش از حماسه سوم تیر 84 و در حالی که در بازی دومینوی غرب، سقوط زنجیره ای دولت های مخالف غرب در منطقه آسیای میانه و قفقاز با انقلاب های رنگین و مخملین آغاز شده بود، در جمع صدها خبرنگار پیش بینی کرد که جمهوری اسلامی ایران نیز از تیررس تحولات جاری در منطقه در امان نخواهد ماند و به صراحت اعلام کرد: «انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران، پیوندها میان دمکراسی و لیبرالیسم را محکم تر و عمیق تر خواهد کرد.»
تیرخلاص بر پیکر اصلاحات آمریکایی
اما علیرغم خیال پردازی های رایس، نتیجه انتخابات نهم ریاست جمهوری در ایران، تیرخلاص بر پیکره اصلاحات آمریکایی و پروژه استحاله و فروپاشی از درون بود و پروژه هایی همچون عبور از حاکمیت، تئوریزه کردن نافرمانی مدنی، حاکمیت دوگانه، بحران کارآمدی و مشروعیت، رفراندوم اصلاح طلبی و تجدیدنظرطلبی که با هدف فروپاشی و براندازی نظام اسلامی تدارک دیده شده بود، با حضور 58 میلیونی مردم در پای صندوق های رای انتخابات نهم ( دور اول و دوم) و انتخاب کاندیدایی که اسلامی ترین، انقلابی ترین و آرمان گرایانه ترین شعارهای انتخاباتی را مطرح کرده بود، به مرگی زودرس مبتلا شد تا مقامات غربی که در سال های گذشته تمام توش و توان خود را معطوف هواخواهان لیبرالیسم و گروه های تجدیدنظرطلب در داخل و خارج کشور نموده بودند، در انتخابات نهم وزن و سهم خود را به خوبی متوجه شوند به گونه ای که «فرد هالیدی» از تحلیل گران برجسته غرب در تحلیل انتخابات نهم اظهار داشت: «انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران، جهان را مانند وقوع انقلاب اسلامی غافلگیر و بهت زده کرد. پیروزی محمود احمدی نژاد اصولگرا، در عین غافلگیری و دراماتیک بودن، از پتانسیل خطر برای دنیای غرب برخوردار است. نتیجه انتخابات ایران نشان داد مردم ایران همچنان انقلابی، آرمانگرا، اسلامگرا و ستیزه جو با قدرت های حاکم هستند.»
معمار حماسه سوم تیر
بدون تردید معمار و پایه گذار حماسه سوم تیر کسی نبود جز سکاندار نظام اسلامی، همان عزیزی که اگر نگوییم از سالهای دوره توسعه اقتصادی و سازندگی، اما به جد می توانیم ادعا کنیم و برای این مدعا هم اسناد و قراین متقن و محکمی ارائه دهیم که سنگ بنای روی کار آمدن دولت نهم را از اوایل سال 1380 پایه گذاری کردند.
آن حضرت در اردیبهشت سال 80، در فرمانی 8 ماده ای خطاب به روسای قوای سه گانه، از آنان خواستند برای مبارزه با ظلم، فساد، رانت خواری، فقر و تبعیض قیام نمایند و اصلاح طلبی را به مبارزه با فقر، فساد و تبعیض ترجمه نمودند و سپس در آذر همان سال زمانی که رخوت و کاهلی مسئولان مربوطه را مشاهده کردند، در پیامی خطاب به دانشجویان، از این قشر پرتلاش و پویا خواستند تا عدالت خواهی به عنوان محور مطالبات جوانان و دانشجویان، در دستور کار آنان قرار گیرد و سپس در برهه های مختلف فرمودند: «در نظام اسلامی، کارگزاران آن نباید مجذوب نسخه های وارداتی شوند آن هم نسخه های غلط از آب در آمده و رسوا شده ای همچون لیبرال : دمکراسی... عدالت اجتماعی بدان معنا است که فاصله ژرف میان طبقات و برخورداری های نابحق و محرومیت ها از بین برود... در نظام اسلامی دفاع از قشرهای محروم که صاحبان اصلی انقلابند باید در رأس همه برنامه ریزی های کشور و محور کلیه تحرکات اقتصادی باشد... در جمهوری اسلامی، عدل یک پیام شخصی نیست بلکه یک نظام اجتماعی است که باید جامعه قائم به قسط باشد. اگر ما ایران را مثل کشورهای برخوردار، مادی ساختیم اما از عدالت خبری نبود، این هیچ ارزشی ندارد، پیامبران که آمدند برای اقامه عدل و قسط آمدند. بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان (عج) است و می خواهد مهدی موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، برای این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. ما باید گام چهارم انقلاب را که گام نوسازی و تحول معنوی و اخلاقی است، برداریم چرا که ما بدون یک تحول اخلاقی عمیق و گسترده، نخواهیم توانست عدالت اجتماعی را آنطور که مورد نظر اسلام است، انجام دهیم. ما از مرحله مشق و تمرین عبور کرده ایم و باید خود را آماده خیز نهایی نماییم. باید حرکت جدی و پرشتاب خود را به سمت نقطه نهایی یعنی تشکیل دولت و تمدن اسلامی آغاز نماییم.»
این فرهنگ سازی ها و تنبه بخشیدن به اقشار جامعه اسلامی تا آخرین روزهای سال 84 ادامه داشت و در سفری که معظم له به کرمان داشتند به صراحت اعلام نمودند: «رئیس جمهور آینده باید مردمی، دلسوز به حال قشرهای محروم و مستضعف، پرتلاش برای رفع تبعیض و پرکردن شکاف میان ثروتمندان و فقرا، کارآمد، دارای نشاط و پشتکار برای مبارزه با فقر، فساد و تبعیض باشد.
علاج کشور این است که به طور جدی اجرای عدالت پیگیری شود، تبعیض برداشته شود، با فساد و فقر و عوامل فقر به طور واقعی مبارزه شود. مردم باید دنبال رئیس جمهوری باشند که این توانایی، این شادابی، این قدرت، این احساس مسئولیت و این آمادگی به کار، در او وجود داشته باشد.»
از این رو با شکل گیری کابینه نهم و در اولین دیداری که اعضای هیات دولت در شهریور 84 با معمار حماسه سوم تیر داشتند، ایشان در تحلیلی، رویکرد جدید مردم را سرآغاز تحولات بنیادین در نظام اسلامی خواندند و سپس در سال 85، قبل از آنکه به «عملکرد» دولتمردان در طول یک سال گذشته بپردازند، به تجلیل از رویکردهای دولت نهم پرداخته و فرمودند: «دوره کنونی به لحاظ رویکردهای اصولگرایانه، انطباق شعارها و اهداف دولت با مبانی انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره)، اعتماد مردم به دولت و همچنین ابهت و عظمت کم سابقه بین المللی ملت ایران و نظام اسلامی، دوره ای استثنایی است که دولت باید با حداکثر استفاده از این شرایط، در جهت تحقق اهداف و شعارهای اعلام شده حرکت کند و وظیفه همه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامی نیز کمک و یاری دولت است.»
صیانت از نرم افزار انقلاب اسلامی
مواضع، دیدگاهها و پشتیبانی های بی بدیل مقام معظم رهبری از دولت نهم، نشان می دهد که نگاه ژرف اندیش معظم له به دولت های گذشته و فعلی، بیش از آنکه مبتنی بر عملکرد آنان در کلنگ زنی ها و افتتاح پروژه های عمرانی باشد، بر اساس رویکردهای آنان تعریف شده است. تجربه سالهای پیشین انقلاب نیز نشان داده که با ورود گفتمان های کاذب و جعلی همچون محوریت توسعه اقتصادی و یا اصالت توسعه سیاسی، تا چه میزان می توان مسیر حرکت نظام اسلامی را آبستن فراز و فرودهای خطرناک و ریل گذاری های انحرافی نمود.
از این رو در آغاز چهارمین سال خدمتگزاری دولت نهم هم که اعضای کابینه خدمت ایشان شرفیاب می شوند، معظم له باز هم نقاط قوت دولت نهم را در رویکردهای آن خلاصه می کنند و می فرمایند: «این دولت، دولت کار و اقدام است. دولت پر انرژی، با نشاط و جدی در خدمت است. شعارها و گفتمان های دولت نهم منطبق با شعارها و گفتمان های امام و انقلاب است. ویژگی های برجسته و رویکردهای دولت نهم عدالتخواهی، استکبارستیزی، اعاده عزت ملی، پیگیری استقلال حقیقی، ترک انفعال در برابر غرب، شرمنده نبودن از طرح شعارهای انقلاب، دور بودن از غرب زدگی و گرایش های سکولاریستی، پایداری در موضوع هسته ای، جرأت در ایجاد تحول و شجاعت در تصمیم گیری برای حل مشکلات بزرگ، جرأت مقابله با فساد، روحیه تهاجم در مقابله با زورگویان بین المللی، زنده کردن و بازسازی برخی خصوصیات جوهری انقلاب، برخورداری از روحیه مردمی، ساده زیستی، انس مستمر با مردم و تلاش برای ریشه کنی بلای اسراف و اشرافی گری را دارد.» و سپس آن حضرت در دیدار با اعضای مجلس خبرگان می فرمایند: «یکی از وظایف مجلس خبرگان، حفظ و تقویت مبانی، شعارهای بنیادین و جهت گیریهای اصلی نظام است. اگر به محتوا و اصول نظام اسلامی توجه نشود ممکن است زیرپوست شکل رسمی نظام، تغییرات تدریجی و بی سروصدایی اتفاق بیفتد و نظام اسلامی را به سمت انحراف بکشاند که در برخی مواقع، خواص هم متوجه این انحراف تدریجی نمی شوند. شکل رسمی نظام اسلامی که شامل دستگاهها و وزارتخانه ها است بخش سخت افزاری نظام است اما بخش های نرم افزاری نظام اسلامی که در واقع جهت گیری های فکری، شاخص های اصلی و شعارهای بنیادین انقلاب است، مهمترین مسئله برای حفظ نظام است.»
ایشان سپس در تبیین نرم افزار نظام اسلامی که شقی مهمتر و بنیادی تر کشورداری اسلامی و در واقع جهت گیری فکری و شاخص اصلی نظام اسلامی است، می فرمایند عدالتخواهی، استکبارستیزی، مردم گرایی، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی جزء مبانی انقلاب اسلامی هستند که به هیچ وجه نباید تغییر کنند.
اما نقطه کانونی بیانات مقام معظم رهبری را باید در این فراز دانست که به اعضای خبرگان توصیه فرمودند: «مجلس خبرگان به عنوان ذخیره معنوی نظام اسلامی، باید مهندسی نرم افزار کشور را برعهده بگیرد و ضمن تقویت جریاناتی که همسو با اهداف و مبانی انقلاب حرکت می کنند، نسبت به فاصله گرفتن برخی از گروهها و نهادها از محتوای نظام اسلامی هشدار دهد. مجلس خبرگان باید از جریانی که به آرمانها و شعارهای انقلاب اسلامی نزدیکتر است، حمایت کند.»
منظومه فکری رهبر معظم انقلاب که از فرمایشات گران سنگ ایشان در دوره ها و برهه های مختلف قابل استخراج و تحلیل می باشد، نشان می دهد که ایشان دوره کنونی را به لحاظ انطباق رویکردها و شعارهای آن با آرمان های نظام اسلامی، بهترین و درخشان ترین دوران های پس از پیروزی انقلاب اسلامی می دانند و از دولتی حمایت ویژه می نمایند که در هدف گذاری و انتخاب مسیر دچار انحراف و غفلت نشده و اگر قرار است این دولت و هر دولت دیگر به سنگ محک آزموده شود باید آن را از حیث شعارها و اصول و آرمان های انقلابی و اسلامی سنجید. رمز حیات و پویایی و بالندگی هر انقلابی در صیانت از شعارها، گفتمان ها و آرمانی های آن انقلاب آرمیده است و هیچ انقلابی از پای در نیامد مگر آنکه مرکز نرم افزار آن انقلاب دچار هدف گذاری های انحرافی و خطرناک گردید. فرمایشات سکاندار نظام اسلامی در دیدار با هیأت دولت یک نکته و پیام بدیع دیگر هم داشت و آن اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری آینده هم اگر قرار است پای در صحنه رقابت بگذارند، باید همسان، شعارها و گفتمان های دولت نهم، سخن گویند و تبلیغ نمایند.