سامان بهبودی
«مسئله این است که باید مشخص کنیم چه می خواهیم ؟ باید مشخص کنیم که اصلاحات چیست؟ چه کار می خواهد بکند؟»
این سوالات حجه الاسلام سید محمدخاتمی رئیس جمهور سابق است در جمع فعالان دوم خردادی استان همدان. اگر تاریخی برای ذکر این سخنان بیان نشود، ممکن است که خواننده گمان ببرد، این سخنان مربوط به دوران حکمرانی آقای خاتمی است و در آن زمان ایراد شده است، اما این سخنان 5 شهریور در جراید کشور به چاپ رسیده است! پس اولین سوال می تواند این باشد که آیا «سمبل اصلاحات» و به قول آقای بهزاد نبوی «تنها گزینه » اصلاح طلبان برای انتخابات دهم ریاست جمهوری، پس از گذشت 11 سال از حادث شدن دوم خرداد و قریب به هشت سال ریاست برجمهوری اسلامی ایران، هنوز مشخص نکرده است که اصلاحات چیست و پیروانش هم هنوز نمی دانند «چه کار می خواهند بکنند؟».این سخنان ، صادقانه ترین شکل اعتراف- اگر چه دیرهنگام- به بی برنامگی در دوران صدارت ایشان است. همان هنگام نیز نخبگان متعهد و دلسوز و آگاه به کرات می گفتند که در پس آن شعارهای به ظاهر مدرن و پرطمطراق «هیچ » بستر معرفتی ای وجود ندارد و لفاظی است که میدان دار سیاست شده است. حال پس از 11 سال و در آستانه انتخابات دیگر، باز هم سخن از اصلاحات است، اصلاحاتی که هنوز معلوم نیست که چیست و هنوز مکشوف نشده که چه در سر دارد؟ قصه ، همان قصه قدیمی است، گاهی اوقات اسیر و گرفتار پوسته شدن آنچنان طولانی می شود که پس از به سر آمدن دوره و موعد مشکل همچنان باقی می ماند. راستی؛ «اصلاحات چیست و چه کار می خواهد بکند؟!»