صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۸  ، 
کد خبر : ۵۹۰۴۴

بایدن و اوباما دو روی یک سکه


سیامک باقرى
انتخاب جوزف بایدن به عنوان معاون اول باراک اوباما کاندیدای حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا بازتابهای مختلفی داشته است. اما سوال اساسی که در این میان مطرح است این است که چرا بایدن از میان سایر نامزدهای مطرح برای معاونت ریاست جمهوری مانند اوان بای سناتور 53 ساله ایالت ایندیانا، خانم کائلین سیلوس فرماندار ایالت کانزاس و به ویژه هیلاری کلینتون انتخاب شد؟ افزون بر این مهمترین اشتراکات بایدن و اوباما در مسائل راهبردی سیاست خارجی و سیاست بین الملل چیست؟
1- اگر چه تحلیل گران موضوع فوق به اتفاق معتقدند که برگزیده شدن «بایدن» از این جهت بود که اتهام بی تجربه بودن اوباما در عرصه سیاست خارجی که به عنوان یک پاشنه آشیل اوباما در مبارزات انتخاباتی مطرح بود، برطرف شود، اما دلایل دیگری نیز در این ارتباط وجود دارد که قابل توجه است. از جمله اینکه براساس متمم دوازدهم قانون اساسی آمریکا که در سال 1804 به تصویب رسید به جهت یک سری ملاحظات راهبردی، رئیس جمهوری و معاون او باید دارای مواضع سیاسی یکسان باشند. بررسی مواضع این دو نشان می دهد که اشتراکات فراوانی در موضوعات بین المللی و چالش های موجود دارند. هرچند تجربه و تخصص «بایدن» نیز کمک شایانی می تواند به اوباما نماید. به عبارت دیگر وجوه مشترک آنها و قوت و ضعف های موجود می تواند اوباما و بایدن را مکمل هم نماید. نکته ای که سایر نامزدهای مطرح برای معاونت ریاست جمهوری برخوردار نبودند.
2- اشتراک نظر اوباما و بایدن در موضوعات مختلف سیاست خارجی و روابط بین الملل می تواند توضیح دهنده جهت گیری و تاکتیک های آتی واشنگتن در صورت پیروزی اوباما بر جان مکین باشد. بایدن مانند اوباما بر لزوم تغییر سیاست خارجی آمریکا تاکید دارد. هر دو معتقدند در صورت ادامه سیاست های خارجی فعلی، جایگاه و موقعیت آمریکا در جهان لطمه اساسی خواهد خورد. در خصوص چالش عراق بایدن مانند اوباما خواستار خروج نیروهای آمریکایی از عراق است. هرچند بایدن در ابتدای جنگ علیه صدام جزء طرفداران آن بود اما به تدریج تغییر موضع داده و از مخالفان جدی بوش درباره تداوم سیاست نظامی در عراق گردید. «بایدن» در سال 2006 طرح «راه سوم» فدرالیزه کردن عراق را برای حل موضوع عراق پیشنهاد داده بود مبنی بر اینکه عراق به سه منطقه تقسیم شود اما بوش با آن مخالفت کرد. به نظر می رسد اوباما با این ایده «بایدن» مخالفتی نداشته باشد. «بایدن» مانند «اوباما» معتقد به چند جانبه گرایی و پیشبرد اهداف و منافع آمریکا از طریق همکاری بین المللی است و مخالفت خود را با میلیتاریسته شدن سیاست خارجی واشنگتن ابراز نموده و اساسا این نوع رفتار را تهدیدی برای قدرت نرم آمریکا می داند. به همین جهت «بایدن» اصرار دارد که نباید به سیاست خارجی آمریکا اجازه داد تا سیاستی را تداوم دهد که پیامد آن از بین رفتن ائتلافهای بین المللی آمریکا است. در این راستا، بایدن و اوباما بر نهادها و سازمان های بین المللی تاکید صریح دارند. در خصوص خاورمیانه و به ویژه فلسطین نیز هر دو جزء حامیان رژیم صهیونیستی هستند. در همین راستا در ماه ژوئیه سال جاری اوباما به همراه بایدن به رژیم صهیونیستی سفر کرده بودند با این حال تحلیل گران بین المللی بر این اعتقادند که نگاه این دو در موضوع فلسطین تا حدودی با رویکردهای بوش و نومحافظه کاران متفاوت است وشاهد این نکته نیز واکنش سرد و تا حدودی منفی جوامع صهیونیستی نسبت به انتخاب «بایدن» به عنوان معاون رئیس جمهور می باشد و اما در موضوع ایران نیز اشتراک نظرهای فراوانی بین بایدن و اوباما وجود دارد:
الف- هر دو معتقد به گفت وگوی مستقیم با ایران هستند. اوباما این موضوع را در چندین نوبت مطرح کرده است. بایدن نیز دارای سابقه طولانی پیرامون گفت وگو با ایران می باشد وی در سالهای 2004 و 2005 در اجلاس داووس با وزیرخارجه وقت ایران مذاکره نمود و بارها اعلام آمادگی خود را برای گفت وگوی مستقیم اعلام نمود.
ب- هر دو ایران را تهدید به شمار می آورند اما سطح و وزن تهدیدی که آنها مطرح می کنند با رویکردهای نومحافظه کاران متفاوت است و اساسا معتقدند که نومحافظه کاران در تهدید ایران غلو می کنند. این دیدگاه و ابراز آن توسط اوباما و بایدن باعث شد که جان مکین و طرفدارانش آنها را متهم به بی توجهی به امنیت ملی آمریکا نمایند.
ج- هر دو با گزینه نظامی و حتی با طرح چنین گزینه ای تاکنون مخالفت ورزیده اند. بایدن معتقد است که حمله نظامی به ایران نه توجیهی دارد و نه ممکن است. پیامدها و هزینه های حمله به ایران از نظر بایدن و اوباما بیش از فواید آن است به همین جهت یکی از انتقادات جدی این دو به سیاست های بوش و نومحافظه کاران در همین ارتباط است. در عین حال آنها معتقد به بهره گیری و درگیرسازی سازمانهای بین المللی و دیپلماسی سازمانی برای مهار جمهوری اسلامی ایران هستند.
د- بایدن نسبت به مجازات اقتصادی نیز نگاه متفاوت با نومحافظه کاران دارد. وی در سال 2002 پس از محور شرارت خوانده شدن ایران توسط بوش و متعاقبا طرح های مجازات اقتصادی علیه ایران نظرات متفاوتی داشت. با این حال به نظر می رسد بایدن و اوباما در زمینه تحریم ها تغییری در سیاست پیشین ندهند منتهی اقدامات چند جانبه گرایانه در این امر را مهم می دانند.
و- هر دو معتقدند که گفت وگوها در زمینه هسته ای ایران باید بدون پیش شرط باشد. هر چند هر دو نسبت به برنامه هسته ای ایران نظر مساعدی ندارند و از آن به عنوان یک تهدید نام می برند در عین حال به نظر می رسد که دارای طرحهای مسالمت آمیزتری در خصوص حل مسئله هسته ای ایران باشند. طرح هایی که حاکی از پذیرش ایران هسته ای در چارچوب مهار است، احتمالا بیشتر مورد توجه این دو می باشد.
در مجموع رویکردهای مشترک بایدن و اوباما را باید در چارچوب مشی حزب دمکرات نیز ملاحظه نمود. حزب دمکرات نیز به دنبال تنها ابرقدرت بودن آمریکا در جهان می باشد. منتهی ماهیت نرم افزاری بیشتری به آن می دهند. در چنین چارچوبی چالش های جهانی برای آمریکا در هر دوره از ریاست جمهوری یکسان است. تنها تاکتیک ها و شیوه برخورد ممکن بین دو حزب دمکرات و جمهوری خواه فرق می نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات