صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۰  ، 
کد خبر : ۵۹۲۷۵

استراتژی خاورمیانه بزرگ!


محمدرستمی
بیشتر کارشناسان و تحلیل گران خاورمیانه، فشارهای نئومحافظه کاران آمریکایی علیه ایران را با طرح خاورمیانه بزرگ گره می ز نند. طرح خاورمیانه بزرگ شامل مبارزه با تروریسم و گسترش تجارت آزاد است، در این طرح از کشورهای منطقه خواسته شده تا در امور داخلی دیگر کشورها دخالت ننمایند و از نظر فرهنگی به سوی تحول آموزش حرکت و از لحاظ سیاسی با شتاب به سمت دموکراسی بروند و آزادی به معنی سکولاریزم را برای مردم خود به ارمغان بیاورند. گروهی از کارشناسان معتقدند در خاورمیانه الگوی ژاپن، کره جنوبی و آلمان را نمی توان به اجرا درآورد، اما آمریکایی ها عقیده دارند که اگر همانند عراق ، حکومت دیکتاتوری را حذف نمائیم، مردم بین دموکراسی و دیکتاتوری حتما دموکراسی را انتخاب خواهند کرد. تکرار جنگ با تروریسم و کشورهای حامی تروریسم به این مفهوم است که بوش در صدد است هدف خاورمیانه بزرگ خود را تنظیم کند. البته در این راه کشورهای سربه راه و خوب خود از جمله مصر، اردن ، مراکش ، بحرین و عربستان با آمریکا همسو می باشند. باید در نظر داشت که واشنگتن تمایل برای اعمال فشار بیش از حد به خاندان پادشاهی سعودی را ندارد زیرا بیم آن می رود که دولت سعودی در قبال جنبش های اسلام گرای مخالف خود، آسیب پذیر شود. از نظر آمریکایی ها دولت سعودی نقش سازنده در تولید و تعیین قیمت نفت و نیز تقویت روند صلح اعراب و رژیم صهیونیستی و پیشبرد بازسازی عراق خواهد داشت. دولت آمریکا اجازه داده است تا جنگ علیه تروریسم موجب تضعیف دموکراسی در برخی از کشورهای هم پیمان خود مثل عربستان و کویت شود. ایالات متحده در قبال مصر و حسنی مبارک نیز سیاستی مشابه عربستان در پیش گرفته است. از نظر ایالات متحده برخی از دولتهای منطقه خاورمیانه با سیاستهایش همراه نیستند و در مقابل آن سنگ اندازی می نمایند و به کشورهای شرور و یاغی معروف است، مثل ایران، سوریه و حزب الله ، حماس و جهاد اسلامی فلسطین که هدف احتمالی حمله نظامی آمریکا خواهند بود. از نظر آمریکا در 20 سال آینده کشورهای روسیه، چین و هند می توانند به عنوان ابرقدرت یا قدرت های برتر جهان مطرح شوند و به همین دلیل سعی می کند برای بدست آوردن نفت، گاز و مقابله با قدرت های آینده جهان در قالب طرح خاورمیانه بزرگ، خاورمیانه را در اختیار خود درآورد. اشغال کشورهای مسلمان از جمله افغانستان ، عراق و فشارهای مضاعف بر ایران ، سوریه ، حزب الله، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در راستای حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و به رسمیت شناختن آن توسط ایران ارزیابی می شود. آمریکا می خواهد هژمونی نظامی : امنیتی را بر منطقه حاکم نموده تا نیروهای مقاومت را تحت عنوان مبارزه با تروریسم سرکوب نماید. تحولات اخیر خاورمیانه بعلاوه فشارهایی که در مورد پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران اعمال می شود در چارچوب یک طرح عظیم که آمریکا دنبال می کند و آن تسلط کامل برخاورمیانه می باشد از طرف دیگر بزرگترین و بیشترین منابع طبیعی جهان از جمله نفت و گاز در سرزمین های اسلامی قرار دارند.
سرنوشت جهان صنعتی و کشورهای غربی تا سالها به این منابع حیاتی وابسته است بدین ترتیب اولویت سیاسی دوران جنگ سرد جای خود را به اولویت های اقتصادی داده است، پس از جنگ سرد ثبات سیاسی به معنای دموکراتیزه کردن نظامهای سیاسی تعریف شده است. لذا آمریکا برای اینکه بتواند در آینده در برابر قدرتهای برتر جهان مقاومت نماید بایستی خاورمیانه را یکدست کند و آن نیز با دموکراتیزه نمودن حکومتها و بوجودآوردن ثبات نسبی در منطقه دست به یک سری تحرکات زده است که رژیم صهیونیستی در شکل دادن به سیاستهای آمریکایی بی تاثیر نبوده است از سوی دیگر شورای امنیت و سازمان ملل متحد کاملا به عنوان یک اهرم فشار در دست ایالات متحده عمل می نماید و به اعمال و کارهای آن مشروعیت می بخشد علت این امر را می توان به همراه شدن اروپا با آمریکا تصور نمود زیرا قبلا آنها با آمریکا همراه نبودند ولیکن پس از جنگ افغانستان و عراق و اشغال نظامی این کشورها، اتحادیه اروپا صلاح کار خود دید تا با آمریکا همراه شود و این همراهی نیز در شورای امنیت در جهت منافع آمریکا رقم خورده است. کشورهایی از قبیل روسیه و چین نیز بخاطر منافعی که با ایالات متحده دارند پس از اندکی مقاومت با ایالات متحده همسو می شوند. کشور چین بخاطر منافع اقتصادی حدود 120 میلیارد دلار از بازار آمریکا را در اختیار دارد و چین از چنین سود اقتصادی نمی گذرد، روسیه نیز به دلیل فشارهای آمریکا از یک سو و از سوی دیگر مشکلات داخلی و اقتصادی در موقعیتی قرار ندارد که در مقابل آمریکا بایستد، بنابراین ایالات متحده در شورای امنیت هیچ مشکلی ندارد. آمریکا دو الگو را در خاورمیانه دنبال می نماید 1- حمله نظامی و اشغال کشورهای مخالف 2- اجرای الگوی کشور لیبی و تسلیم کشورها. آنها در مورد ایران ،الگوی لیبی را می خواهند اجرا نمایند لذا در شرایط موجود آمریکا نمی تواند الگوی عراق و حمله نظامی را اجرا نماید و تنها راه پیشروی آنان رجوع به شورای امنیت و تحریم اقتصادی ایران است چون می دانند بیشترین درآمد ارزی ایران از فروش نفت و گاز می باشد و با فشار بر ایران درصدد بوجودآوردن مشکلات اقتصادی برای مردم ایران و بوجودآوردن بحران سیاسی و اغتشاش و هرج و مرج و جنگ داخلی در کشور ایران می باشند. می توان نتیجه گرفت تهدید حمله نظامی به ایران یک تحریک تاکتیکی و جنگ روانی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی می باشد که در صورت بروز جنگ با ایران، منطقه دچار انفجار شده که سرانجام موجب سرنگونی رژیم اشغالگر قدس خواهد شد. آمریکایی ها و اسرائیلی ها دنبال یک جنگ در سطح گسترده نمی باشند و به همین دلیل بیشترین فشار را برحزب الله وارد می نمایند تا بطور مسالمت آمیز خلع سلاح شوند و اگر این کار صورت گیرد یک اهرم قدرت ومقاومت از صحنه بین المللی و سیاسی حذف خواهد شد و راه را برای هر نوع ماجراجویی علیه ایران بازخواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات