
بصیرت:پیام رییس جمهور کشورمان به باراک اوباما، رییس جمهور منتخب آمریکا با بازتابهای گستردهای در رسانههای خارجی همراه شد. محمود احمدینژاد، رئیس جمهور کشورمان در این نامه تصریح میکند: «توقع عمومی این است که پاسخگویی سریع و روشن به مطالبه تحول صحیح و اساسی در سیاستهای داخلی و خارجی دولت آمریکا که خواست همه ملتهای جهان و ملت آمریکاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آینده شما قرار گیرد.»
احمدینژاد در ادامه میافزاید: «ملتهای جهان انتظار دارند که سیاستهای مبتنی بر جنگ طلبی، اشغالگری، زورگویی، فریبکاری، تحقیر ملتها و تحمیل روابط تبعیض آمیز و غیرعادلانه بر آنان و بر مناسبات جهانی که موجب انزجار همه ملتها و اکثریت دولتها از حاکمان آمریکا و مشوه شدن حیثیت مردم آن کشور شده است به رفتاری مبتنی بر عدالت و احترام به حقوق انسانها و ملتها، دوستی و عدم دخالت در امور دیگران تبدیل گردد و دایره دخالتهای دولت آمریکا به مرزهای جغرافیایی آن کشور محدود شود.»
در ادامه این نامه آمده است« ملت بزرگ و تمدن ساز ایران و عدالت جوی ایران از تحولات اساسی، عادلانه و واقعی در سیاستها و رفتارها به ویژه در این منطقه استقبال میکند.»
اوباما در اولین مصاحبه مطبوعاتی رسما اعلام نمود در فرصت مقتضی جواب نامه احمدی نژاد را خواهم داد ، ولی در زمان تبلیغات انتخاباتی پیرامون مذاکره و رابطه با ایران این چنین بیان داشته بود « من این حق را به عنوان رییس جمهور ایالات متحده دارم که با هر کسی در هر زمان و مکانی که انتخاب کنم، اگر آن را برای ایمن نگهداشتن آمریکا مناسب ببینم، ملاقات کنم.»
در این پیام محمود احمدینژاد به باراک اوباما، علاوه بر اینکه پیروزیاش را در انتخابات تبریک گفته یک سری توصیه ها را به ایشان نموده است، بازتاب اصلی این پیام بخاطر اینکه اولین باری است که یک رئیس جمهور ایرانی برای رئیس جمهور منتخب آمریکا از سال 1979 تا کنون چنین آرزویی میکند. در حالیکه تماسهای دیپلماتیک میان آمریکا و ایران بسیار معدود است؛ اگرچه دو کشور در سال ۲۰۰۷ و دربارهی امنیت عراق سه دور مذاکره کردند؛ اما بعد از اشغال سفارت سابق آمریکا در تهران ، هیچ رابطه دیپلماتیکی با یکدیگر نداشتهاند. ارسال این نامه مقارن با تلاش دولت بوش که برای اعمال فشار بیشتر علیه ایران از طریق بازداشتن مؤسسات مالی آمریکا از کمک به بانکهای ایرانی، دولت ایران و یا دیگران انجام میشود. این مطلب را خزانهداری آمریکا اعلام و تایید کرده است.»
آنچه در بازتاب این پیام «نقطه ثقل همه رسانه ها» بوده این است که ، پیام تبریک رئیس جمهور ایران به رهبر جدید آمریکا از جمله پدیدههای نادر دوستانه در روابط میان دو کشور میباشد که با اختلاف نظرات بسیاری آمیخته است. رؤسای جمهور کنونی ایران و آمریکا بارها از یکدیگر شدیداً انتقاد کردهاند اما کارشناسان امیدوارند که تغییر ریاست جمهوری آمریکا به عادی شدن روابط میان تهران و واشنگتن کمک کند. زاویه دیگر بازتاب رسانه یی که اکثر خبرگزاریها و مطبوعات به آن پرداخته اند ، شکست سیاستهای بوش و پیروزی اوباما در برابر سیاستهای نامحبوب بوش می باشد که بارها با مقامات ایران در طول دولتش بر سر برنامهی هستهیی و اشغال آمریکا در افغانستان و عراق درگیری داشته است. در نگاه تحلیلی آنها آمده است این انتخاب و متعاقب آن ارسال پیام ، نشانگر تمایل ملت آمریکا به تغییر اساسی در سیاست داخلی و خارجی دوره جورج بوش است.
اما بسیاری دیگر از رسانه ها که معمولا بدنبال فضاسازی برای "تاثیرگذاری بر افکار عمومی" برای آنها به یکی از استراتژیهای تبلیغی تبدیل شده است، در تحلیلی کاملا مرموزانه با فضاسازی علیه دولت نهم و ارایه کارنامهای ناموفق از آن تلاش میکنند استراتژیهای حزبی و جناحی خود را پیش ببرند.
در این راستا رادیوهای بیگانه نیز تلاش نمودند در فضای تبلیغی ایجاد شده، پیام تبریک آقای احمدینژاد به رئیس جمهور جدید آمریکا را به دستاویزی برای زیرسؤال بردن عملکرد دولت نهم در عرصههای داخلی و بینالمللی و همچنین القاء رویکردی متناقض از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبدل نمایند. این رسانه ها با بکارگیری عباراتی مانند؛ «یک روضه شبه فلسفی» و «پیامبرگونه» برای توصیف این پیام کوشیدند از یکسو محتوای این نامه را خارج از موازین و عرف دیپلماتیک القاء نمایند و از سوی دیگر تلاش کردند آن را درتناقض با بیانات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر ریشهای بودن اختلافات نظام اسلامی ایران با آمریکا جلوه دهند. براین اساس درفضای تبلیغی بیگانه تلاش شد از پیام تبریک آقای احمدینژاد به اوباما اعتبارزدایی شود، از این منظر این نوع نامهها نه تنها آغاز خوبی برای آب شدن یخ مناسبات ایران و آمریکا تلقی نشد، بلکه به گونهای فضاسازی گردید که آقای احمدینژاد از این پیام تبریک اهداف دیگری مانند فرافکنی مسایل داخلی ایران و... را دنبال میکند. بر همین اساس عباس عبدی به عنوان تحلیلگر سیاسی وابسته به جناح منتقد دولت در گفتگو با رادیو فرانسه درباره اصل و محتوای این نامه مدعی شد « آن کسی که پیام داده است چوب هر دو تا را خواهد خورد بدون اینکه نان هیچکدام از این دو تا نصیبش بشود.»
منتقدین ارسال پیام آقای احمدینژاد به اوباما باید به این نکات واقف باشند. اولاً پیام خارج از عرف و مجاری دیپلماتیک و نه از کانال رسمی صرفاً به جهت فضای جدید سیاسی که بعد از انتخاب اوباما ایجاد شده ارسال گردیده است. در واقع پیام احمدینژاد ماهیتی گفتمانی دارد. ثانیاً همزمان منتقدین عدم ارسال پیام در این برهه زمانی را به نوعی فرصتسوزی در سیاست خارجی دانسته و اگر این کار به موقع انجام نمیشد همچنانکه از فحوای کلام و تحلیلهای چند روز اول آنها بر میآید، باز به نحوی فضاسازی علیه دولت را دنبال میکردند.
از آنجا که مناقشه و عناد نظام سلطه و سیاستهای آمریکا علیه ایران و انقلاب اسلامی فراتر از چالشهای هستهای، حقوق بشر، سلاحهای کشتار جمعی و سایر موارد ادعایی مقامات کاخ سفید است و دقیقاً به تعارضهای ماهوی نظام سلطه و استعمارگری نوین آن با انقلاب اسلامی و آرمانهای بشردوستانه، خدامحوری، عدالتخواهی، استقلالطلبی و اقدام به حقوق متقابل برمیگردد. اقدام پیشدستانه رئیسجمهور به همتای آمریکایی، اوباما را که با شعار تغییر به میدان آمده است، در نوع پاسخ با مشکل روبرو ساخته است. پاسخ مثبت میتواند به منزله عدول از ماهیت استکباری و سلطهجویانه گذشته تلقی شود. اوباما که بازیگر روی صحنه قدرت سیاسی آمریکا است، ظرفیت لازم برای این کار را ندارد. ضمن اینکه قوانین و ضوابط حاکم و بازیگران اصلی پشت صحنه نیز فرصت چنین اقدامی را به هیچ کس نخواهند داد. پاسخ منفی اوباما و تاکید بر مشی دولت بوش در سیاست خارجی نیز وی را در ردیف دروغگویان بزرگ قرن بیست و یکمی قرار خواهد داد.